خلاصه داستان: فیلم «حتی موشها به بهشت تعلق دارند» یک انیمیشن ماجراجویی چک-فرانسوی به کارگردانی ژان بزینا و دنجا گریموا است که در ۱ اکتبر ۲۰۲۱ اکران شد. داستان درباره ویزلت، یک موش، و وایتی، یک روباه، است که پس از یک حادثه در بهشتی حیوانی بیدار میشوند. این دو که در زندگی دشمن بودند، باید با هم همکاری کنند تا در این دنیای جدید دوام بیاورند و ماجراهایی را تجربه کنند. داستان با صحنههای انیمیشن عروسکی، ماجراهای خندهدار، و لحظات احساسی، به موضوعات دوستی، بخشش و پذیرش تفاوتها میپردازد. انیمیشن خلاقانه و پیامهای مثبت تحسین شدند، اما داستان ساده و جذابیت محدود برای بزرگسالان نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «آمریکا: فیلم سینمایی» یک انیمیشن کمدی-تاریخی به کارگردانی مت تامپسون و نویسندگی دیو کالاهام است که در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. این فیلم بازسازی طنزآمیزی از انقلاب آمریکا است، جایی که جرج واشنگتن (چانینگ تیتوم) با دوستانش، از جمله ساموئل آدامز (جیسون مانتزوکاس)، برای مبارزه با بندیکت آرنولد (اندی سمبرگ) و بریتانیاییها متحد میشود. داستان با صحنههایی از نبردهای اغراقآمیز، شوخیهای مدرن، و ارجاعات پاپکالچر، به موضوعات آزادی و دوستی میپردازد. طنز و انیمیشن پرجنبوجوش تحسین شدند، اما داستان پراکنده و طنز بیش از حد برای برخی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «پسری به نام کریسمس» یک فانتزی-خانوادگی به کارگردانی گیل کنان و نویسندگی مشترک او با اول پارکر، بر اساس رمانی از مت هیگ، است که در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره نیکلاس (هنری لافولر)، پسری است که برای یافتن پدر گمشدهاش (میشیل هویسمن) به سفری جادویی در سرزمینی پر از الفها و موجودات افسانهای میرود. او نقشی کلیدی در شکلگیری داستان کریسمس ایفا میکند. داستان با صحنههایی مانند ماجراهای برفی، جادو، و لحظات احساسی خانوادگی، به موضوعات امید، باور و مهربانی میپردازد. فضای بصری و بازی لافولر تحسین شدند، اما داستان کلیشهای نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم یک اکشن-تاریخی چک به کارگردانی پتر جاکل است که داستان یان ژیشکا، رهبر نظامی بوهمیایی قرن پانزدهم، را روایت میکند. بن فاستر در نقش ژیشکا، یک جنگجوی ماهر، با دشمنان سیاسی و نظامی از جمله امپراتور زیگیسموند (مایکل کین) و متحدانش مبارزه میکند. داستان با صحنههایی از نبردهای خشن، توطئههای سیاسی، و تلاش ژیشکا برای دفاع از مردمش، به موضوعات شجاعت، وفاداری، و مبارزه برای آزادی میپردازد. فیلم نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۹/۱۰ در IMDb و ۴۱٪ در Rotten Tomatoes). صحنههای اکشن و بازی فاستر تحسین شدند، اما داستان پراکنده و کمبود عمق شخصیتها نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد خاکستری» یک اکشن-جاسوسی آمریکایی به کارگردانی برادران روسو و نویسندگی جو روسو، کریستوفر مارکوس و استیون مکفیلی است که در ۲۲ جولای ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کورت جنتری (رایان گاسلینگ)، مامور مخفی سیا با نام رمز «سیرا سیکس»، است که پس از کشف اسرار فاسد آژانس، تحت تعقیب لوید هنسن (کریس اوانز)، یک مامور روانپریش، قرار میگیرد. سیکس با کمک مامور دانی میراندا (آنا د آرماس) در سراسر اروپا فرار میکند تا زنده بماند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در شهرها، تیراندازیهای گسترده، و مبارزه تنبهتن، به موضوعات خیانت، وفاداری، و رستگاری میپردازد. فیلم نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۴۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی گاسلینگ، اوانز، و د آرماس و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند. فیلم ۱۲۹ دقیقه است.
خلاصه داستان: فیلم «مرزهای عشق» یک درام اروتیک چکی-لهستانی به کارگردانی توماش وینسکی است که داستان هانا (هانا واگنرووا) و پتر (ماتیاش رزنیچک)، زوجی که پس از سالها زندگی مشترک، با یکنواختی رابطهشان روبهرو شدهاند را روایت میکند. هانا برای احیای رابطه، فانتزیهای جنسی خود را با پتر به اشتراک میگذارد، و این گفتوگوی ساده به آزمایشی غیرمنتظره با روابط غیرتکهمسری منجر میشود. آنها با شرکای جدید مانند واندا (الیسکا کرنکووا) و ویت (مارتین هافمن) وارد روابط جنسی میشوند، اما هانا بهتدریج قوانین توافقشده را زیر پا میگذارد و مرزهای رابطه را بیش از حد گسترش میدهد. فیلم با صحنههایی مانند فیلمبرداریهای موبایلی صمیمی توسط شخصیتها، لحظات پرتنش حسادت، و فلشبکهای احساسی، به موضوعات صداقت، حسادت، و محدودیتهای آزادی در عشق میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تمرکز بیشازحد روی فیلمبرداری نزدیک با موبایل، و پایانبندی غمانگیز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای واگنرووا و رزنیچک، فضای واقعی رابطه، و کاوش جسورانه تابوهای روابط تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و لحن سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «پرنسس مغرور» یک انیمیشن خانوادگی-کمدی محصول مشترک جمهوری چک، لهستان و اسلواکی به کارگردانی رادک بران و دیوید لیسی است که بازسازی انیمیشنی فیلم زنده کلاسیک چکی ۱۹۵۲ بر اساس افسانه «غرور مجازاتشده» نوشته بژنا نمتسووا است. داستان درباره پادشاه جوان و خوشچهره بنجامین (مارک لامبورا) از پادشاهی خورشید است که به دنبال همسری مناسب است. او شیفته پرتره پرنسس کارولینا (آنا فیالووا) از پادشاهی نیمهشب میشود، اما کارولینا، که مغرور و لوس است، پیشنهاد ازدواج او را رد میکند. بنجامین، با لباس مبدل باغبان، به قلعه کارولینا نفوذ میکند تا قلب او را بهدست آورد. او با کمک پرستار قدیمی پرنسس و یک گل جادویی آوازخوان که ملودی کودکی کارولینا را تکرار میکند، متوجه میشود که کارولینا زمانی مهربان و شاد بود. در همین حال، مشاوران فاسد کارولینا، به رهبری ماکسیموس (آلش پروخازکا)، قصد دارند او را با شاهزادهای ضعیف ازدواج دهند تا قدرت خود را حفظ کنند. بنجامین و کارولینا با ماجراهای پرخطر از قلعه فرار میکنند و در این مسیر به هم نزدیکتر میشوند. فیلم با طنز، موسیقی (مانند آهنگ «Rozvíjej se poupátko»)، و انیمیشن سهبعدی رنگارنگ، به موضوعات عشق، فروتنی و مبارزه با فساد میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه ۱۹۵۲، داستان قابلپیشبینی و کمبود نوآوری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی و طراحی بصری الهامگرفته از مناظر چکی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل بازیگری ضعیف برخی نقشهای فرعی و پایانبندی ساده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «امواج» (به چکی: Vlny) یک درام تاریخی-تریلر چکی-اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی ییری مادل است که در بستر بهار پراگ و تهاجم پیمان ورشو به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ روایت میشود. داستان حول دفتر تحریریه بخش زندگی بینالملل رادیو چکسلواکی میچرخد که توسط میلان وینر (استانیسلاو مایر)، روزنامهنگاری برجسته، هدایت میشود. روزنامهنگاران دیگر شامل ورا شتوویچکووا (تانیا پاوهوفووا)، ییری دینستبیر (وویتیخ کوتیک)، و لوبوش دوبروفسکی (مارتین هافمن) هستند. توماش هاولیک (وویتیخ وودوخودسکی)، تکنسین مخابراتی، بهطور اتفاقی در این تحریریه مشغول به کار میشود، در حالی که این شغل رویای برادر کوچکترش پاول (اووندری استوپکا)، یک فعال دانشجویی، است. توماش برای محافظت از پاول، که در فعالیتهای غیرقانونی علیه رژیم کمونیستی شرکت دارد، مجبور به همکاری با سرویس مخفی (StB) میشود. با نزدیک شدن تهاجم پیمان ورشو، توماش بین وفاداری به برادرش و وجدانش گرفتار میشود. او در نهایت از همکاری با StB سر باز میزند و به روزنامهنگاران کمک میکند تا اخبار بدون سانسور درباره تهاجم را پخش کنند و مقاومت غیرفعال را ترویج دهند. فیلم به موضوعات شجاعت روزنامهنگاری، آزادی بیان، و روابط خانوادگی میپردازد و با استفاده از تصاویر آرشیوی و فیلمبرداری رنگی که با تصاویر سیاهوسفید تاریخی ترکیب شده، حس واقعی بودن را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، سادهسازی بیشازحد نقش StB، و فقدان توضیح درباره واقعیت و تخیل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مایر، پاوهوفووا، و وودوخودسکی تحسین شدند، اما برخی عاشقانه توماش و ورا را غیرضروری و پایان را فاقد وضوح دانستند. موسیقی سایمون گاف و آهنگهای پاپ دهه ۶۰ مانند «Be My Baby» از The Ronettes فضای فیلم را تقویت کرد