خلاصه داستان: فیلم «من فیلمها رو دوست دارم» (I Like Movies) محصول ۲۰۲۲ به کارگردانی شلوئه والییر-بیسون، داستان لروی یک نوجوان ۱۷ ساله کانادایی عاشق سینما را روایت میکند که آرزوی تبدیل شدن به منتقد فیلم را در سر میپروراند. او با مادر مطلقهاش وندی در حومه مونترال زندگی میکند و در حالی که برای ورود به دانشگاه تورنتو تلاش میکند، با روابط پیچیده عاطفی، دوستیهای پرتنش و چالشهای خانوادگی روبرو میشود. ایزایا لیتل در نقش لروی، رومینا دوئوگو در نقش وندی و کریش روی از بازیگران اصلی این درام کمدی احساسی هستند که نگاهی طنزآمیز و واقعگرایانه به دنیای نوجوانی و عشق به هنر هفتم دارد.
خلاصه داستان: فیلم «من مادرم را کشتم» ساخته زاویر دولان در سال ۲۰۰۹، با بازی زاویر دولان در نقش هوبِرت نوجوانی ۱۶ ساله و آنه دوروال در نقش مادرش، داستان رابطهای پرتنش و پیچیده عاطفی میان پسر و مادر را روایت میکند. هوبِرت که عمیقاً مادرش را دوست دارد، همزمان از وابستگیها، خودخواهیها و ناتوانیهای او در برابر زندگی خشمگین است و این تضاد درونی او را به مرز جنون و شورش میرساند، در حالی که تلاش میکند هویت خود را در میان دوستان، عشق اول و بحرانهای نوجوانی بیابد.
خلاصه داستان: فیلم «هکتور و جستجوی شادی» (۲۰۱۴) به کارگردانی پیتر چلسوم با بازی سایمون پگ در نقش هکتور، روزاموند پایک، تونی کولت و استلان اسکارسگارد، داستان روانپزشکی بریتانیایی به نام هکتور را روایت میکند که از زندگی یکنواخت و بیماران افسردهاش خسته شده و به سفری ماجراجویانه به دور دنیا میرود تا رازهای شادی را کشف کند. او ابتدا به چین سفر میکند و با فرهنگ متفاوت آشنا میشود، سپس در آفریقای جنوبی با فقر و عشق روبرو میگردد و در نهایت در لسآنجلس با پیچیدگیهای روابط عاطفی مواجه میشود، و در این مسیر درسهای عمیقی درباره شادی، عشق و زندگی میآموزد.
خلاصه داستان: خانه در انتهای خیابان (۲۰۱۲)، به کارگردانی مارک توندری، با بازی جنیفر لارنس در نقش الیسا، الیزابت شو در نقش سارا و مکس تیریوت در نقش رایان، داستان مادری مطلقه و دختر نوجوانش را روایت میکند که به خانهای آرام در حومه شهر نقل مکان میکنند. آنها از جنایتی هولناک که سالها پیش در خانه همسایه رخ داده بیخبرند، اما با همسایه جوان و مرموز آشنا میشوند و به تدریج رازهای تاریک و وحشتناکی از گذشته او فاش میشود که زندگیشان را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: سریال «دختر گمشده» (Lost Girl) محصول سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ به کارگردانی میشل لاورتا و با بازی آنا سیلک در نقش بو، یک سوکوبوس مرموز که از دنیای مخفی فِیها (موجودات افسانهای) فرار کرده و در میان انسانها زندگی پنهانی را آغاز میکند، روایت میشود. بو که هویت واقعی خود را نمیشناسد، با کشف قدرتهای جنسی و شفابخشیاش، درگیر جناحبندیهای پیچیده فِیهای روشن و تاریک میشود و با همراهی دکتر لورن (کریستین بوث)، گرگینه دایسون (زویی پالمر) و دوست وفادارش تریسی (ریچل اسکالی)، ماجراجوییهای پرهیجان، عاشقانههای ممنوعه و نبردهای ماورایی را تجربه میکند تا راز تولد و سرنوشت خود را کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم «ضربات قلب» (۲۰۱۰) به کارگردانی زاویه دولان، با بازی زاویه دولان، مونیا چوکری و نیلز اشنایدر، داستان دو دوست صمیمی به نامهای فرانسیس و ماری را روایت میکند که هر دو به شدت مجذوب مردی مرموز و جذاب به نام نیک میشوند؛ این عشق三角ی خیالی و پرشور، دوستی عمیق آنها را به چالش میکشد و با الهام از آثار کلاسیک سینمایی، کاوشی جسورانه در مرزهای عشق، حسادت و هویت جنسی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «گدا با شاتگان» ساخته جیسون آیزنر در سال ۲۰۱۱، با بازی درخشان روتگر هاور در نقش اصلی، داستان مردی سرگردان و بیخانمان را روایت میکند که با قطاری به شهری فاسد و تحت سلطه برادران خلافکار دیوانه میرسد؛ او که خسته از بیعدالتیهای جامعه است، با خرید یک شاتگان ارزانقیمت، به نمادی از انتقام و عدالتخواهی تبدیل میشود و در جنگی خونین علیه باندهای جنایتکار و پلیس فاسد قیام میکند، در حالی که دو جوان محلی به او میپیوندند تا شهر را از شر این هیولاها نجات دهند.
خلاصه داستان: فیلم چشمههای امید (۲۰۱۲) به کارگردانی دیوید فرانکل با بازی مریل استریپ، تامی لی جونز و استیو کارل، داستان زوجی میانسال به نامهای کِی و آرنولد را روایت میکند که پس از ۳۱ سال زندگی مشترک بدون شور و هیجان، برای نجات ازدواجشان به شهر کوچکی به نام امید بهارها (Hope Springs) سفر میکنند تا با دکتر فِلد، مشاور برجسته ازدواج، جلسات درمانی خصوصی داشته باشند؛ این کمدی-رمانتیک دلنشین به بررسی چالشهای روابط طولانیمدت، مسائل جنسی و عاطفی زوجها میپردازد و با طنزی ظریف و لحظاتی احساسی، تلاش آنها برای بازسازی عشق را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ملاقات بامزه (۲۰۲۲)، فیلمی کمدی-رمانتیک به کارگردانی الکساندرا لهمکوهل با بازی کیلِی کوکو در نقش شیلا و پیت دیویدسون در نقش گری، داستان زنی تنها را روایت میکند که ماشینی جادویی پیدا میکند و با آن میتواند زمان را ۲۴ ساعت به عقب بازگرداند. شیلا از این قدرت برای تکرار و کامل کردن اولین ملاقات عاشقانهاش با مردی به نام گری استفاده میکند و بارها و بارها قرارها را بازسازی میکند تا رابطهای ایدهآل بسازد، اما هر بار با عواقب غیرمنتظره و پیچیدگیهای احساسی روبرو میشود که زندگیاش را زیر و رو میکند.