خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۷، کارگردان ایرلندی نورا توومی، انیمیشنی استاپ موشن به نام «نان آور» را بر اساس رمانی از نویسنده کانادایی دبورا الیس خلق کرد. این اثر که در جشنواره بینمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد، داستان دختر یازده سالهای به نام پروانه را روایت میکند که در کابلِ تحت سلطه طالبان زندگی میکند. پس از آنکه پدرش، ناطق، به دلیل نگه داشتن کتابها و تحصیلات گذشتهاش توسط طالبان دستگیر میشود، خانواده آنها در آستانه فروپاشی قرار میگیرد. در جامعهای که زنان حق کار و تحصیل ندارند، پروانه برای نجات خانوادهاش و یافتن پدر، چارهای جز پوشیدن لباس پسرانه و تبدیل شدن به «نانآور» خانواده نمیبیند. او در این هویت جدید، با دنیایی از خطرات و محدودیتها مواجه میشود و در عین حال، داستانهایی را که پدرش برایش تعریف میکرد، به عنوان منبعی برای امید و مقاومت، برای دیگران بازگو میکند. این فیلم با صدای بازیگرانی چون سعیدا بانو، علی رضا و نورالله رحیمی به زبانهای فارسی و دری، تصویری قدرتمند و بهیادماندنی از شجاعت، خانواده و قدرت قصهگویی در یکی از تاریکترین دورانهای افغانستان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک هفته (One Week) فیلمی کانادایی محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی مایکل مکگونی با بازی جاشوا جکسون در نقش بن تایلر است. این فیلم داستان مرد جوانی را روایت میکند که در آستانه ازدواج، متوجه میشود به سرطان مبتلا شده و تنها یک هفته برای تصمیمگیری درباره درمانش فرصت دارد. به جای تسلیم شدن، بن یک موتورسیکلت قدیمی خریداری کرده و سفری یک هفتهای را از تورنتو به سمت غرب کانادا آغاز میکند. در این سفر جادهای، او با مناظر خیرهکننده کانادا روبرو شده و با افراد مختلفی ملاقات میکند که هر یک درسهای ارزشمندی به او میآموزند. این سفر بهانهای برای تأمل در زندگی، عشق، آرزوها و معنای واقعی بودن در لحظه است. فیلم با تصاویر نفسگیر از طبیعت کانادا و بازی احساسی جکسون، تماشاگر را به سفری درونی و بیرونی دعوت میکند.
خلاصه داستان: یک گروه از کارآگاهان خصوصی برای تحقیق در مورد ناپدید شدن یک دانشجوی کالج، وارد خانهای متروکه میشوند و با مجموعهای از نوارهای VHS مواجه میگردند. هر نوار حاوی فیلمهای ویدئویی مستقل و ترسناکی است که داستانهای مجزا را روایت میکنند: یک مرد پس از پیوند چشم، تصاویر روحمانندی را مشاهده میکند؛ یک گروه از مبلغان مذهبی در یک فرقه شیطانی در اندونزی گرفتار میشوند؛ گروهی از نوجوانان در یک خانه اشباح با موجودات ماوراءالطبیعه روبرو میشوند؛ و یک سگ با دوربین روی سرش شاهد وقایع وحشتناکی میگردد. این فیلم آنتولوژی ترسناک که در سال ۲۰۱۳ توسط کارگردانانی چون سایمون برت، تیمو تیاهنتو، گرت ایوانز، جیسون آیزنر، آدام وینگارد و ادواردو سانچز ساخته شده، با استفاده از فرمت found footage بر وحشت و هراس رو به افزایش تأکید دارد.
خلاصه داستان: این فیلم درام و ترسناک محصول سال ۲۰۱۵ کانادا به کارگردانی استفن دان و با بازی کانور جساپ، آلیو شاوت، ایزابلا روسلینی و آدریان هافمیر است. داستان فیلم حول محور اسکار مادل، نوجوانی خلاق و بلندپرواز میچرخد که در شهر کوچکی در نیوفاندلند زندگی میکند. او که با رویای تبدیل شدن به یک هنرمند جلوههای ویژه در هالیوود بزرگ شده، در دنیای خیالی خود غرق است. اسکار با چالشهای هویت جنسی خود دست و پنجه نرم میکند و گذشتهای آسیبزا از کودکی، که شاهد حمله وحشیانه به یک همجنسگرا بوده، او را آزار میدهد. این واقعه باعث شده ترس و اضطراب عمیقی در او شکل بگیرد. با ورود وایلد به زندگیاش، اسکار سعی میکند با ترسهایش روبرو شود و هویت واقعی خود را بپذیرد. این فیلم با استفاده از عناصر سورئال و نمادین، سفر درونی یک نوجوان برای یافتن خود و غلبه بر آسیبهای گذشته را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زن موفق اهل شیکاگو به نام کایرا وودز، که در یک شرکت سرمایهگذاری کار میکند، به طور غیرمنتظرهای از سوی عمهی مرحومش، لیلی، یک خانهی ییلاقی زیبا در شهرک اسکی تفریحی ویل، کلرادو، به ارث میبرد. او که برای فروش سریع ملک به آنجا سفر کرده، قصد دارد تا قبل از کریسمس به زندگی عادی خود بازگردد. اما جادوی شهر کوچک، زیباییهای زمستانی کوهستان و آشنایی با مردی خونگرم و جذاب به نام جیک تیلور، که یک نجار محلی است، مسیر زندگی او را تغییر میدهد. کایرا کمکم متوجه میشود که این خانه و این شهر بیش از آنچه فکر میکرد به او تعلق دارد و باید تصمیم بگیرد که آیا عشق و زندگی آرام در ویل را انتخاب کند یا به دنبال موفقیتهای شغلی در شیکاگو بازگردد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی پائولا ون در اوست و با بازی کارینا اسمیرنوف و یورن فن لوگگم است. داستان درباره سوفی، یک زن موفق و مستقل است که پس از یک شکست عاطفی، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او به یک شهر کوچک ساحلی نقل مکان میکند تا در آنجا یک مدرسه گلف تأسیس کند. در این شهر با مارک آشنا میشود، یک مربی گلف سابق که اکنون به دلیل یک آسیب شخصی از این ورزش کنارهگیری کرده است. مارک در ابتدا تمایلی به همکاری با سوفی ندارد، اما به تدریج تحت تأثیر اشتیاق و عزم او قرار میگیرد. همکاری آنها نه تنها منجر به موفقیت مدرسه گلف میشود، بلکه احساسات عمیقی را نیز بین آنها ایجاد میکند. این فیلم با ترکیبی از صحنههای عاشقانه و ورزشی، داستانی دلنشین از عشق، امید و شروع دوباره را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک عکاس جوان و جاهطلب به نام مت ریدر که در آستانه از دست دادن شغلش قرار دارد، ناگهان با پدر بیمار و غریبهاش بن که یک عکاس مشهور اما بدخلق است، مواجه میشود. بن که به بیماری لاعلاجی مبتلاست، مت را مجبور میکند تا در یک سفر جادهای آخرین فرصت برای چاپ و توسعه آخرین رول فیلم کداکروم خود به نامزلی که تنها آزمایشگاه باقیمانده این فیلم را دارد، همراهی کند. در این سفر، مت با زوئی، پرستار بن، همراه میشود و این سه نفر در طول مسیر با گذشتهی پرتنش خود روبرو شده و تلاش میکنند تا قبل از بسته شدن آزمایشگاه، فیلم را به مقصد برسانند و شاید در این میان، فرصتی برای التیام زخمهای قدیمی و پیدا کردن صلح درونی بیابند. این فیلم درام جادهای محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مارک راسموسن و با بازی جیسون سودیکیس، الیزابت اولسن و اد هریس است.
خلاصه داستان: فیلم «ورود به خلأ» محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی گاسپار نوئه، داستان اسکار، جوان آمریکایی ساکن توکیو را روایت میکند که به قاچاق مواد مخدر مشغول است. پس از آنکه پلیس در یک عملیات به دامش میاندازد و او در حمام دستشویی کشته میشود، روحش از بدن جدا شده و شروع به پرواز بر فراز شهر توکیو میکند. اسکار حالا در وضعیتی میان مرگ و زندگی، شاهد زندگی دوستدخترش لیندا و اطرافیانش است و گذشتهاش را مرور میکند. این فیلم با تصاویر خیرهکننده، نورپردازی نئون و سکانسهای طولانی، تجربهای سینمایی منحصربهفرد از مرگ، زندگی پس از مرگ و پیوندهای عاطفی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «کشتی روسی» (Russian Ark) شاهکار تجربی الکساندر سوکوروف در سال ۲۰۰۲، یک فیلم تکبرداشت ۹۶ دقیقهای است که به عنوان اولین فیلم بلند تاریخ سینما شناخته میشود که بدون هیچ برش و توقف در موزه هرمیتاژ سن پترزبورگ فیلمبرداری شده است. فیلم با راوی نامرئی (با صدای سوکوروف) آغاز میشود که پس از یک حادثه نامشخص، خود را در کاخ زمستانی مییابد و متوجه میشود که نامرئی است و تنها یک اشرافزاده فرانسوی قرن نوزدهمی به نام مارکی دو کاستین (با بازی سرگی درونت) قادر به دیدن اوست. این دو شخصیت به عنوان راهنمایان ما در یک سفر خیالی و رویایی از طریق ۳۰۰ سال تاریخ روسیه عمل میکنند و از ۳۳ اتاق موزه عبور میکنند. آنها با شخصیتهای تاریخی مختلفی از جمله تزار پتر کبیر، کاترین کبیر، نیکلاس دوم و خانواده سلطنتی او روبرو میشوند و شاهد صحنههایی از مهمانیهای مجلل، اجراهای باله، و مراسم درباری هستند. این سفر سورئال و شاعرانه نه تنها تاریخ روسیه را از دوران امپراتوری تا دوره شوروی و معاصر به تصویر میکشد، بلکه رابطه پیچیده روسیه با اروپا، هنر، و هویت فرهنگی خود را نیز کاوش میکند. فیلم با یک رقص بزرگ و باشکوه در سالن اصلی به اوج میرسد و در نهایت، مارکی و راوی از طریق یک درب خروجی به دریای بالتیک قدم میگذارند، نمادی از گذر از تاریخ به ابدیت. «کشتی روسی» با استفاده از تکنولوژی پیشرفته Steadicam و هماهنگی بینظیر بین بازیگران، عوامل فنی و تیم تولید، یک دستاورد سینمایی بینظیر است که مرزهای زمان و مکان را در هم میشکند و مخاطب را به سفری فراموشنشدنی در قلب تاریخ و هنر روسیه میبرد.