خلاصه داستان: خلاصه داستان: تام شربورن، یک سرباز بازگشته از جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۱۸ به عنوان نگهبان فانوسدریایی در یک جزیره دورافتاده استرالیا مشغول به کار میشود. او با ایزابل، زنی پرانرژی و مهربان از همان منطقه، ازدواج میکند و زندگی آرامی را در انزوای کامل آغاز میکنند. پس از دو بار سقط جنین، زندگی آنها با ورود یک قایق غرقشده که حامل یک مرد مرده و یک نوزاد دختر زنده است، برای همیشه تغییر میکند. ایزابل که سخت مشتاق مادر شدن است، تام را متقاعد میکند که کودک را نزد خود نگه دارند و او را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. آنها نام دخترک را لوسی میگذارند و سالها در خوشبختی زندگی میکنند، تا اینکه پس از بازگشت به خشکی، با هانا، مادر واقعی لوسی، مواجه میشوند و وجدان تام او را به سمت تصمیمی ویرانگر سوق میدهد. این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی درک سیانفرانس و با بازی مایکل فاسبندر، آلیسیا ویکاندر و ریچل وایس است.
خلاصه داستان: یک شب جادویی در لندن ویکتوریایی، کلارا دختر نوجوانی که هنوز از مرگ مادرش غمگین است، در مهمانی کریسمس یک هدیه ویژه از مادر مرحومش دریافت میکند: یک تخممرغ طلایی قفلشده که کلید ندارد. او برای یافتن کلید به دنیای چهار قلمرو سفر میکند، دنیایی جادویی که مادرش زمانی ملکه آن بود. کلارا با کاپلمیر، سرباز فندقی، و شاهدخت شوگر پلام ملاقات میکند، اما متوجه میشود که قلمرو چهارم توسط مادر جینجر، فرمانروای قدرتمند، تسخیر شده است. کلارا باید با کمک متحدان جدیدش، قلمرو را از تاریکی نجات دهد و اسرار گذشته خانواده خود را کشف کند. این فیلم فانتزی ۲۰۱۸ به کارگردانی لاسه هالستروم و جو جانستون، با بازیگری مککنزی فوی، کیلا نایتلی، هلن میرن و مورگان فریمن، بر اساس باله مشهور چایکوفسکی و داستان ارنست هوفمان ساخته شده است.
خلاصه داستان: این فیلم درام دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۴ کانادا به کارگردانی استنلی ام. بروکس، بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. داستان حول محور دو خواهر نوجوان به نامهای بت و ساندرا با بازی میا و جورجیا هنیگان میچرخد که در شرایط خانوادگی بسیار سختی زندگی میکنند. مادرشان، لیندا، که با مشکلات اعتیاد و روابط ناپایدار دست و پنجه نرم میکند، نمیتواند محیط امن و پایداری برای آنها فراهم کند. خواهرها که از وضعیت آشفته زندگی خسته شدهاند و آیندهای تاریک را پیش روی خود میبینند، نقشهای شوم میکشند: آنها تصمیم میگیرند مادرشان را به قتل برسانند تا از شر مشکلات رها شوند و زندگی جدیدی را آغاز کنند. این فیلم با بازی قابل توجه جیمز وودز در نقش کارآگاهی که پرونده را پیگیری میکند، به بررسی پیچیدگیهای روانی این دو خواهر و عواقب ویرانگر تصمیم آنها میپردازد.
خلاصه داستان: موسیقیدان مشهور، «چارلز لی ری»، پس از آنکه توسط پلیس دنبال میشود، در یک فروشگاه اسباببازی پناه میگیرد. او در حال مرگ، با استفاده از وودو، روح خود را به داخل یک عروسک سخنگو به نام «چاکی» منتقل میکند. «کارن بارکلی» این عروسک را به عنوان هدیه تولد برای پسر شش سالهاش، «اندی»، میخرد. اندکی بعد، اتفاقات مرموز و قتلهای فجیعی رخ میدهد و اندی متهم میشود. اما او میداند که مقصر واقعی، «چاکی» است؛ عروسکی که اکنون روح یک قاتل سریالی را در خود جای داده و قصد دارد بدن یک انسان را برای تسخیر کردن پیدا کند. این فیلم ترسناک کلاسیک در سال ۱۹۸۸ توسط «تام هالند» کارگردانی شد و «برد دوریف» صدای شخصیت شرور و به یاد ماندنی آن را ارائه داد.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی برادران گوارد و با بازی امیلی براونینگ، الیزابت بنکس و آریل کبید. داستان حول محور «آنا آیورز» میچرخد که پس از یک دوره بستری شدن در بیمارستان روانی به خانه بازمیگردد و متوجه میشود پدرش با «راشل سامرس» نامزد کرده است. آنا به کمک خواهرش «الکس» تلاش میکند تا ثابت کند راشل در مرگ مادرشان نقش داشته و قصد آسیب رساندن به خانواده را دارد، اما حقایق هولناکی در انتظار اوست. این فیلم با فضاسازی تاریک و توهمزا، مخاطب را درگیر پیچیدگیهای ذهنی قهرمان داستان میکند و با فراز و نشیبهای نفسگیر، پایانی شوکهکننده را رقم میزند.
خلاصه داستان: در شهر نیویورک، گروهی از دختران جوان به قتلرسیدهاند و هر یک از آنها پیش از مرگ، کارتهای ولنتاین دریافت کردهاند. کارآگاهان کیت دیویس و پائول اسکارسی به همراه پائول استورم، کارآگاه سابق که اکنون به عنوان کارشناس پزشکی قانونی فعالیت میکند، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. هرچه تحقیقات پیش میرود، مشخص میشود که قاتل از روشهای پیچیدهای استفاده میکند و به نظر میرسد که او به طور خاص، دختران جوان را هدف قرار داده است. با افزایش تعداد قربانیان، فشار بر تیم تحقیقاتی بیشتر میشود و آنها باید قبل از آنکه قاتل دوباره ضربه بزند، هویت او را کشف کنند. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی جیمی بلنکس و با بازیگری دینا دلانی، دیوید بورناز، دنیس آرمسترانگ و کاترین هایگل ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جک گلادنی، استاد دانشگاه و متخصص هیتلرشناسی، به همراه همسرش بابِت و چهار فرزندشان در شهر کوچکی زندگی آرامی دارند. این زندگی با وقوع یک سانحه مرموز که به «حادثه هوایی سمی» معروف میشود، دگرگون میشود. پس از برخورد دو قطار، ابری سمی شهر را فرا میگیرد و خانواده مجبور به تخلیه اضطراری میشوند. این حادثه که رسانهها آن را «ابر سمی سیاه» مینامند، ترس از مرگ را در وجود جک و بابِت زنده میکند و زندگی آنها را در مسیری جدید و غیرمنتظره قرار میدهد. نوآ بامباک با اقتباس از رمان مشهور دان دلیلو، این فیلم را در سال ۲۰۲۲ با بازی آدام درایور، گرتا گرویگ و رافائل کاسال ساخت و داستانی درباره اضطرابهای دنیای مدرن، ترس از مرگ و تلاش برای یافتن معنا در میانه هرجومرج را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک زبانشناس جوان به نام «سامانتا کروز» در سال ۲۰۲۴ توسط یک سازمان بینالمللی مخفی برای رمزگشایی از یک سیگنال مرموز از اعماق فضا استخدام میشود. این سیگنال که به نظر میرسد یک زبان کاملاً ناشناخته است، توسط دکتر «هنری کاسل»، دانشمند ارشد پروژه، دریافت شده و تیم متشکل از سامانتا، هنری و یک ریاضیدان نابغه به نام «لیو چن» تلاش میکنند تا قبل از آنکه این پیام به یک تهدید جهانی تبدیل شود، آن را درک کنند. در حین کار، سامانتا متوجه میشود که این زبان نه تنها قوانین فیزیک را به چالش میکشد، بلکه بر ذهن و درک انسانها نیز تأثیر میگذارد و مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند. با نزدیک شدن به حل معما، آنها درمییابند که این پیام یک هشدار است و تمدنی پیشرفته قصد دارد تا برای نجات بشریت از یک فاجعه قریبالوقوع، مداخله کند. این فیلم علمی-تخیلی که توسط «دن براون» کارگردانی شده و بازیگرانی چون «لوپیتا نیونگو»، «کریس پاین» و «ریز احمد» در آن به ایفای نقش پرداختهاند، بیننده را به سفری هیجانانگیز در مرزهای دانش و درک بشری میبرد.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی برایان فولر، داستان جورجیا لَس (الن موث) را روایت میکند؛ دختر جوانی که پس از مرگ ناگهانی و عجیب خود، به عنوان یکی از «گریم ریپر»ها یا جمعآورندگان روح انتخاب میشود. او به همراه گروهی از افراد مرده اما فعال در دنیای زندگان، وظیفه دارد روح افرادی را که در آستانه مرگ قرار دارند، پیش از وقوع حادثه از بدنشان جدا کند. جورجیا که با نام مستعار «جورجی» فعالیت میکند، باید ضمن انجام این مأموریتهای پیچیده، با زندگی پس از مرگ خود نیز کنار بیاید و روابط جدیدی را با همکارانش از جمله ریپر باتجربهتری به نام روی (کالین فرگوسن) و دیگر اعضای گروه شکل دهد. این مجموعه با طنزی تلخ و نگاهی فلسفی به مفاهیم زندگی، مرگ و هدف، مخاطب را به تأمل وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلم «ادعا» (۲۰۰۰) به کارگردانی مایکل وینترباتم، داستانی حماسی و عاشقانه را در پسزمینه کوهستانهای برفی کالیفرنیا در دوران تب طلا روایت میکند. دانیل دیلوئیس در نقش مردی اسرارآمیز به نام دنیل دیلون، شهری کوچک به نام کینگدم کام را بنا کرده و برای سالها به عنوان رهبر آن حکومت کرده است. زندگی او با ورود زنی به نام النور (نستور کاربنل) و دخترش هوپ (سارا پلی) که از راه دور میرسند، دگرگون میشود. النور که به دنبال شوهر گمشده خود است، رازی را فاش میکند که اساس قدرت دنیل را به خطر میاندازد. در همین حال، مردی به نام دالگلیش (پیت پاستویت) که به دنبال انتقام است، به شهر میآید و درگیریها را تشدید میکند. فیلم با بازی درخشان بازیگران و تصویربرداری تحسینبرانگیز، داستانی از عشق، فداکاری، قدرت و پیامدهای انتخابهای گذشته را به تصویر میکشد.