خلاصه داستان: فیلم «استن هافینگ» داستان مردی به نام استن را روایت میکند که در یک شرکت ویدیویی کار میکند و شبی سرنوشتساز، به همراه دوستانش به یک سفر جادهای میرود. آنها در مسیر خود به شهری کوچک و متروک میرسند که توسط یک قاتل زنجیرهای وحشی مورد حمله قرار گرفته است. استن که بهطور اتفاقی شبیه یک قاتل معروف است، بهناچار درگیر ماجرا میشود و باید برای نجات جان خود و دوستانش با این موجودات وحشتناک دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «با هم» داستان دو سرباز فرانسوی به نامهای آلبرت و پرودوم را روایت میکند که پس از جنگ جهانی اول، با وجود زخمهای عمیق روانی و جسمی، به دنبال راهی برای ادامه زندگی و یافتن معنا در دنیای پس از جنگ هستند. آنها با وجود تفاوتهای شخصیتی، با همکاری یکدیگر و با کمک یکدیگر سعی میکنند با چالشهای جامعه و خاطرات تلخ جنگ کنار بیایند و در نهایت، در جستجوی آرامش و هدفی تازه، راهی سفری پرماجرا میشوند که در طول آن با مسائلی چون دوستی، فداکاری و مفهوم واقعی زندگی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: سرباز دختر، داستان واقعی سربازی به نام بری وینچل را روایت میکند که در سال ۱۹۹۹ در پایگاه نظامی فورت کمپبل در کنتاکی خدمت میکند. او که در جستجوی هویت خود است، با دختری جوان و جذاب به نام کالی آشنا میشود که در یک کلوپ شبانه استریپتیز کار میکند. اما کالی در واقع یک زن ترنسجندر است و این رابطه، بری را در میان همخوابههایش و در یک محیط نظامی کاملاً مردانه و خشن، با چالشهای عمیقی روبرو میکند. وقتی حقیقت در مورد رابطه آنها فاش میشود، بری به شدت مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و این آزارها به یک خشونت وحشیانه و نهایتاً یک قتل منجر میشود که دنیای او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «لبخند ۲» (Smile ۲) داستان اسکارلت، یک خواننده مشهور پاپ را روایت میکند که در آستانه یک تور جهانی بزرگ قرار دارد. او پس از مواجهه با یک رویداد وحشتناک و تروماتیک، توسط یک نفرین باستانی تسخیر میشود که باعث میشود اطرافیانش با لبخندی شیطانی و وحشتناک به او ظاهر شوند. با نزدیک شدن به اولین کنسرت، اسکارلت باید برای نجات جان خود و جلوگیری از گسترش این نفرین به میلیونها طرفدارش، با کابوسی که در ذهنش رخنه کرده، دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم «Seeds» (به معنی بذرها) داستان یک زن جوان به نام نادیا را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، به خانهی پدریاش در روستایی دورافتاده بازمیگردد. او به زودی درمییابد که خانوادهاش درگیر یک راز کهن و شوم مربوط به محصولات کشاورزی و نفرینی زمینی هستند. نادیا باید با اسرار گذشته، ترسهای درونی و نیروهای ماورایی که در حال بیدار شدن هستند، دست و پنجه نرم کند تا بتواند آیندهی خود و روستایش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در اتاقی متروکه، مردی به نام جان کرامر معروف به "قصاب" که به سرطان مغز پیشرفته مبتلا است، در کمین نشسته است. او با دیدن اینکه تیم پلیس به رهبری کارآگاه اریک میسون در حال نزدیک شدن به مخفیگاهش است، با استفاده از یک تله انفجاری خودکار، خود را به شکل مرموزی ناپدید میکند. در همین حال، کارآگاه میسون که به دنبال سرنخی برای پیدا کردن پسر ربوده شدهاش، دانیل، است، با پازلی روبرو میشود که او را به سمت خانهای هدایت میکند که در آن چندین نفر، از جمله پسرش، در آن زندانی شدهاند و باید برای زنده ماندن بجنگند.
خلاصه داستان: فیلم «Romance in Style» که در سال 2022 منتشر شد، داستان یک نویسنده مشتاق به نام الیور را روایت میکند که برای تکمیل رمان عاشقانه خود به یک کتابفروشی محلی پناه میبرد. در آنجا با صاحب کتابفروشی، دختری جذاب و اهل ادب به نام کلارا آشنا میشود. این دو با وجود تفاوتهای شخصیتی، با همکاری یکدیگر و با الهام از داستانهای کلاسیک، به جانمایی و تکمیل رمان الیور میپردازند. در حین کار، آنها علاوه بر خلق یک اثر ادبی، عشقی ناب و واقعی را در دنیای کتابها تجربه میکنند.
خلاصه داستان: فیلم رولربال در سال 1975 در دنیایی وحشیانه و آیندهنگر روایت میشود که در آن ورزشی خشن و مرگبار به نام رولربال به عنوان ابزاری برای کنترل خشونت جامعه و حذف فردگرایی توسط شرکتهای بزرگ حاکم است. در این ورزش، بازیکنان با سرعت و خشونت بالا در میدانی مسابقه میدهند و تماشاگران با دیدن مرگ و میرهای وحشتناک سرگرم میشوند. جاناتان (با بازی جیمز کاکرین) یکی از ستارههای این بازی است که با مهارت و جسارت خود به اوج محبوبیت میرسد. اما وقتی که شرکت حاکم، قوانین بازی را تغییر میدهد تا او را از میدان به در کند، جاناتان تصمیم میگیرد در یک بازی نهایی و مرگبار به میدان برود و با شجاعت و استقامت خود در برابر سیستم ستمگر بایستد و ارزشهای انسانی را زنده کند.
خلاصه داستان: فیلم «کارگزاران» (Repo Men) در سال 2010 داستان مردی به نام رودی (با بازی جود لا) را روایت میکند که به همراه همکارش فرانک (با بازی فارست ویتاکر) برای شرکتی به نام «یونایتد» کار میکنند که اندامهای مصنوعی پیشرفتهای را به افراد بیمار پیوند میزند. اما اگر کسی در پرداخت اقساط گزاف این اندامها عقب بیفتد، وظیفه آنهاست که با خشونت آنها را پس بگیرند. وقتی خود رودی دچار نارسایی قلبی میشود و از همین فناوری استفاده میکند، پس از مدتی متوجه میشود که در پرداخت اقساطش مشکل دارد و حالا او باید از دست همکاران سابقش که به دنبال پس گرفتن قلبش هستند، فرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «رگرسیون» (Regression) به کارگردانی آلخاندرو آمنابار، داستانی معمایی و روانشناختی را در سال 1990 در ایالت مینهسوتا روایت میکند. اتان هاوک در نقش بروس کنر، کارآگاهی است که پس از بازداشت پدری به نام نورمن گری (با بازی دیوید تولیس) به خاطر آزار و اذیت دخترش آنجلا (امیلی واتسون)، مأموریت مییابد تا رازهای پنهان این پرونده را کشف کند. در حالی که نورمن مدعی است که هیچ خاطرهای از اعمالش ندارد، تحقیقات کنر او را به شبکهای از رازهای تاریک و خاطرات سرکوبشده میرساند که حقایق شوکهکنندهای را درباره گذشته و حال این خانواده فاش میکند.