خلاصه داستان: در سال 2025، کریم (فینسنت کاسل)، یک مرد دلسوخته که همسرش را از دست داده، شرکتی را اداره میکند که به بیماران میگذارد از طریق تلویزیون زنده، جسد عزیزانشان را در تابوتهایی که در زمین دفن شدهاند، تماشا کنند. او با آرتر (جیسیکا کیش)، یک زن جوان و مرموز که در شرکت او استخدام میشود، آشنا میشود. آرتر به کریم کمک میکند تا با گذشتهاش مواجه شود و شروع به درمان احساساتی خود کند. اما آرتر نیز رازهایی دارد که میتواند زندگی کریم را به هم بریزد.
خلاصه داستان: در سال 1953، یکی از خلبانان هواپیمای خدمات مسافرتی در شمال کانادا، پس از سقوط هواپیما در منطقه نائلستان، مجبور میشود با یک دختر بومی جوان که او را به فرودگاه برده بود، در یک سفر خطرناک در طبیعت بکر و سخت قطب شمال، زندگی کند. در این سفر، او با شیوه زندگی و فرهنگ بومیان آلئوت آشنا میشود و با چالشهای طبیعی و انسانی روبرو میشود.
خلاصه داستان: در سال 1944، در کمینگاهی در فرانسه، سرباز آمریکاییای به نام "ویولت" با یک جنگنده آلمانی درگیر میشود و پس از کشته شدن همتیمیهایش، تنها باقی میماند. ویولت مجبور میشود با مهارتهای جنگی و شجاعت خود، در مقابل دشمن مقاومت کند و تلاش کند تا زنده بماند و به پایگاه بازگردد.
خلاصه داستان: یک گروه از جوانان در یک شهر کوچک، با شکار و تعقیب افرادی که به نظر آنها عجیب رفتار میکنند، به سرگرمی خود ادامه میدهند. این فعالیتها به یک بازی خطرناک تبدیل میشود که در نهایت منجر به رویدادهایی ترسناک و غیرمنتظره میشود.
خلاصه داستان: در دنیایی که زاغهنشینها دیگر کودکان را تحویل نمیدهند و فقط بستهها را پست میکنند، یک زاغهنشین جوان به نام جونیور در یک شرکت بزرگ پستی مشغول به کار است. اما یک روز اشتباهی یک کودک را تولید میکند و مجبور میشود با کمک یک دختر جذاب به نام تنی، این کودک را به مقصدش برساند. در این سفر پرماجرا، آنها با چالشهای زیادی روبرو میشوند و در نهایت متوجه میشوند که ارسال کودکها میتواند دوباره شروع شود.
خلاصه داستان: در روزهای پیش از کریسمس، یک خبرنگار جوان به دنبال کشف حقیقت در مورد یک راز قدیمی در روستایش میرود. او با یک مرد پیر بازنشسته آشنا میشود که گویا نقش مهمی در آن راز داشته است. در حالی که با هم کار میکنند تا پازلهای گذشته را کنار بگذارند، آنها کشف میکنند که روابط و عشق میتوانند زمان و فاصله را پشت سر بگذارند.
خلاصه داستان: در یک مراسم ازدواج زیبا، یک عروس جوان به طور مرموزی کشته میشود و همه مهمانها به عنوان ماشاها مورد شک قرار میگیرند. پلیس محلی باید در میان روابط پیچیده خانوادگی و رازهایی که سالها پنهان مانده بودند، به دنبال قاتل واقعی باشد. هر مهمان حاضر در مراسم دارای انگیزه و فرصت قتل است و هر کدام از آنها ممکن است درگیر این جنایت باشند. با توجه به شرایط مرموز و رویدادهای غیرمنتظره، پلیس باید با دقت و هوشمندی عمل کند تا به حقیقت دست یابد و قاتل واقعی را شناسایی کند.
خلاصه داستان: در ادامه ماجرای فیلم اول، فلینت لوکوود و دوستانش به جزیره باز میگردند تا مانع از تبدیل شدن دنیا به یک جهان پر از غذاهای غولپیکر شوند. در این بین با موجودات عجیب و غریبی مواجه میشوند که ترکیبی از غذا و حیوان هستند و باید با هوش و شجاعت خود راه حلی برای نجات جهان پیدا کنند.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام ویکتور که در سال 2012 درگیر یک حادثه تلخ شده، پس از آزادی از زندان به دنبال آشتی با خانوادهاش است. او با مادرش که از او دلگیر است و خواهر کوچکش که از گذشتهاش بیاطلاع است، روبرو میشود. ویکتور برای جبران اشتباهات گذشته و بازسازی روابط خانوادگیاش تلاش میکند، اما خاطرات تلخ و احساس گناه او را درگیر یک نبرد درونی میکند. فیلم «زنجیر» به کاوش در مفاهیم بخشایش، مسئولیت و پیچیدگی روابط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 2016، انیمیشن کوتاه «بینایی ویشا» داستان دختری به نام ویشا را روایت میکند که از یک بیماری نادر رنج میبرد: چشم راستش فقط گذشته را میبیند و چشم چپش فقط آینده را. این وضعیت او را از درک واقعیت حال محروم میکند و زندگی روزمرهاش را به چالشی بزرگ تبدیل میکند. در حالی که مردم اطرافش سعی میکنند با درمانهای مختلف به او کمک کنند، ویشا مجبور است با این دوگانگی بینایی کنار بیاید و معنای دیدن را به شکلی متفاوت تجربه کند. این اثر کوتاه با روایتی شاعرانه و تصاویری مینیمال، به بررسی مفاهیم زمان، ادراک و محدودیتهای انسانی میپردازد.