خلاصه داستان: یک کارگر ساده و خلافکار خردهپا به نام انزو در حین انجام یک سرقت در رودخانه تیبر رم غرق میشود، اما به طرز معجزهآسایی نجات مییابد و متوجه میشود که در تماس با مواد رادیواکتیو به قدرتهای ابرانسانی فوقالعادهای دست یافته است. او ابتدا از این تواناییها برای منافع شخصی و ارتکاب جرایم کوچک استفاده میکند، اما زندگی او با ورود دختری به نام آلیشیا که او را با قهرمان محبوب دوران کودکیاش، جیگ ربات، اشتباه میگیرد، دگرگون میشود. آلیشیا که به شدت تحت تأثیر سریالهای ژاپنی قرار دارد، انزو را متقاعد میکند که از قدرتهایش برای کمک به مردم و مبارزه با جنایتکاران، به خصوص فردی خطرناک به نام زنگانو، استفاده کند. انزو که ابتدا مردد است، به تدریج تحت تأثیر ایمان آلیشیا قرار گرفته و نقش یک قهرمان واقعی را بر عهده میگیرد و در نهایت برای نجات شهر و مردمش باید با تاریکی درون خود و دشمنان بیرونی بجنگد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی عباس کیارستمی، محصول سال ۱۳۷۳، با بازی محمدعلی کشاورز، فرزانه تأییدی و حسین رضایی. این فیلم سومین قسمت از سهگانه کوکر است و داستان ساخت فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را روایت میکند. در این اثر، کیارستمی مرز میان واقعیت و داستان را محو میکند و مخاطب را به سفری شاعرانه در دل طبیعت و روابط انسانی میبرد. داستان حول محور کارگردانی میگردد که برای ساخت فیلم خود به منطقه زلزلهزده رودبار سفر کرده و در جستجوی بازیگرانی از میان مردم محلی است. او با حسین، جوانی روستایی که عاشق دختری به نام طاهره است، مواجه میشود. حسین که برای نقش مقابل طاهره انتخاب شده، در حین فیلمبرداری سعی دارد دل او را به دست آورد و موانع اجتماعی و طبقاتی میان آنها را از بین ببرد. کیارستمی در این فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، به بررسی زندگی، عشق و امید در پس از فاجعه میپردازد و تصویری ماندگار از تابآوری انسان در مواجهه با سختیها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «تایمکد» (Timecode) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی خوانخو گیمنز، اثری درخشان در ژانر درام و کمدی-درام است که با روایتی نوآورانه و ساختاری منحصر به فرد، داستان زندگی چهار شخصیت را در شهر لس آنجلس به تصویر میکشد. این فیلم که در جشنواره کن ۲۰۱۶ برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه شد، به شیوهای خلاقانه از چهار صفحه نمایش همزمان استفاده میکند تا روایت موازی زندگی این افراد را دنبال کند. داستان حول محور یک مدیر ساختمان (با بازی دیوید ورگارا)، یک بازیگر زن (نازاریت لارا)، یک کارگر ساختمانی (نیکولای کاستر-والدو) و یک راننده تحویل کالا (مایکل سیگل) میگردد که زندگیشان به طور غیرمنتظرهای در هم تنیده میشود. فیلم بدون هیچ دیالوگی، تنها از طریق تصاویر، موسیقی و صداهای محیطی، داستانی عمیق و احساسی را درباره انزوا، ارتباطات انسانی و شانس در دنیای مدرن روایت میکند. «تایمکد» با بازیهای قوی و کارگردانی دقیق، اثری مینیمال و در عین حال قدرتمند است که مخاطب را به تأمل در روابط انسانی و تصادفات ظریف زندگی دعوت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «لمس شیطان» (Touch of Evil) محصول سال ۱۹۵۸ به کارگردانی اورسن ولز، یکی از شاهکارهای سینمای نوآر بهشمار میرود. در این فیلم اورسن ولز علاوه بر کارگردانی، در نقش کاپیتان هنک کوئینلن، افسر پلیس فاسد و کهنهکار ظاهر میشود و چارلتون هستون در نقش مایک وارگاس، کاراگاه مکزیکی که درگیر پروندهای پیچیده میشود، بازی میکند. داستان با انفجار یک بمب در مرز مکزیک و آمریکا آغاز میشود و وارگاس که به تازگی با سوزی (جانت لی) ازدواج کرده، در تحقیقات این پرونده شرکت میکند. او به زودی متوجه میشود که کوئینلن برای به دست آوردن اعتراف از متهمان، از روشهای غیرقانونی و خشونتبار استفاده میکند. وارگاس که به عدالت و قانون پایبند است، تصمیم میگیرد فساد کوئینلن را افشا کند، اما این کار او را در مسیر خطرناکی قرار میدهد و همسرش نیز در معرض تهدید قرار میگیرد. فیلم با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، تصویری تیره از فساد، نژادپرستی و عدالت را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی و نویسندگی جاد آپاتو است که به عنوان یک اسپین آف از فیلم «نابودم کن» محسوب میشود. داستان حول محور زندگی پیت و دبی، زوجی که هر دو به زودی چهل ساله میشوند، میگردد. پل راد و لسلی من نقشهای اصلی را ایفا میکنند و مشکلات مالی، چالشهای فرزندپروری و بحران میانسالی را به تصویر میکشند. این فیلم با طنزی تلخ و واقعگرایانه، ماجراهای این زوج را در مواجهه با مسائل روزمره، رابطهشان با والدین و تلاش برای حفظ عشق و زندگی مشترک در آستانه چهل سالگی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-رمانتیک «این فصل، فصل ایرلندیهاست» محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی جان دالی با بازی کریستوفر فولفورد و کریستینا رز است. داستان فیلم حول محور کانر، یک مرد ایرلندی خوشقلب میچرخد که در یک مهمانی سنت پاتریک با لورن، یک زن آمریکایی که به تازگی از نامزدش جدا شده، آشنا میشود. کانر که تحت تأثیر داستان غمانگیز لورن قرار میگیرد، تصمیم میگیرد به او کمک کند تا اعتماد به نفس خود را بازیابد. این دو در طول یک روز پر از ماجراهای خندهدار و لحظات عاشقانه، به یکدیگر نزدیک میشوند و درمییابند که گاهی بهترین اتفاقها در غیرمنتظرهترین زمانها رخ میدهد. فیلم با بهرهگیری از فضای شاد و رنگارنگ جشن سنت پاتریک، داستانی دلنشین و پر از امید را روایت میکند که بر اهمیت عشق، دوستی و غلبه بر مشکلات گذشته تأکید دارد.
خلاصه داستان: یک هکر جوان و بااستعداد به نام «تونی» که در دنیای مجازی به دنبال ثروت و قدرت است، ناگهان با کشف یک توطئه بزرگ سایبری علیه کشورش مواجه میشود. او که ابتدا تنها برای منافع شخصی خودش فعالیت میکرد، حالا باید با کمک گروهی از هکرهای دیگر که به «بیست هکر» معروف هستند، جلوی این حمله خطرناک را بگیرد. در این راه پرخطر، تونی نه تنها باید با مجرمان سایبری بجنگد، بلکه باید با گذشته تاریک خود نیز روبرو شود و تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای نجات وطنش، همه چیز را به خطر بیندازد یا خیر. این فیلم پر از صحنههای اکشن نفسگیر و تعقیب و گریزهای مجازی است که مخاطب را تا آخرین لحظه روی صندلی میخکوب میکند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «خندهدار» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی دیوید فریر و دیلن ریو، روایتگر داستان غیرمنتظره و تاریکی است که از یک گزارش سبک ورزشی آغاز میشود. دیوید فریر، روزنامهنگار نیوزیلندی، در اینترنت با مسابقات غیرمعمولی به نام «خندهدار» مواجه میشود که در آن شرکتکنندگان برای خنداندن یکدیگر رقابت میکنند. او قصد تهیه گزارش طنزی درباره این رویداد را دارد، اما به زودی متوجه میشود که این مسابقات توسط فردی ثروتمند و مرموز به نام «جین» اداره میشود که شرکتکنندگان را مورد آزار و اذیت قرار میدهد. فیلم به کاوشی عمیق در دنیای زیرزمینی و خطرناک «خندهدرمانی اجباری» میپردازد و رازهای تاریک، زورگیریهای آنلاین و تهدیدهای جدی علیه کسانی که قصد افشای این فعالیتها را دارند، آشکار میکند. این مستند مهیج، که با پیگیری و جسارت فیلمسازان همراه است، به یکی از شوکهکنندهترین و پرحاشیهترین مستندهای سال تبدیل شد.
خلاصه داستان: "افسانه افسانهها" (۲۰۱۵) به کارگردانی ماتئو گارونه، فیلمی فانتزی و تاریک است که سه داستان جداگانه را بر اساس افسانههای پنتامرون اثر جیامباتیستا باسیله روایت میکند. در اولین داستان، پادشاهی بیفرزند (جان سی ریلی) با انجام یک آیین عجیب صاحب پسری میشود، اما این اتفاق به قیمت جان همسرش تمام میشود. داستان دوم درباره پادشاه شهوتپرستی (وینسنت کسل) است که عاشق صدای یک پیرزن میشود و پس از دیدن چهره واقعی او، او را از بالای قلعه به دره پرتاب میکند. سومین داستان شاه پادشاهی (توبی جونز) را به تصویر میکشد که عشق شدیدی به یک حشره غولپیکر پیدا میکند و در این راه از دخترش غافل میشود. این سه داستان با تمهای مشترک عشق، فداکاری، حرص و جنون در هم تنیده شده و دنیایی خیالی و گاه هولناک را خلق میکنند که در آن جادو و واقعیت مرز مشخصی ندارند. بازیگرانی چون سالما هایک، شیرلی هندرسون و هیلی کارمایکل نیز در نقشهای مکمل ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: در دنیای فانتزی و پرحادثه «دزدان زمان» به کارگردانی تری گیلیام در سال ۱۹۸۱، کوین، پسر بچهای کنجکاو، با گروهی از کوتولههای ماجراجو آشنا میشود که نقشه گمشدهای برای سوراخهای زمان را دزدیدهاند. این گروه متشکل از شخصیتهای خردسال اما باهوش، کوین را به سفری شگفتانگیز در تاریخ میبرند و او را با چهرههای مشهوری مانند ناپلئون، رابین هود و شاه آگاممنون روبرو میکنند. اما سفر آنها تنها یک ماجراجویی ساده نیست؛ آنها باید از دست موجودی شیطانی به نام «عالیجناب» که به دنبال نقشه است فرار کنند. این فیلم که با بازی جان کلیز، شان کانری، ایان هولم و شلی دووال همراه است، ترکیبی منحصر به فرد از طنز، ماجرا و تخیل را ارائه میدهد و تماشاگر را به سفری فراموشنشدنی در دل تاریخ و اسطوره میبرد.