خلاصه داستان: سلما (۲۰۱۴) به کارگردانی آوا دوورنی، روایتگر زندگی و مبارزات دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور (با بازی دیوید اوئلوا) در جریان مبارزات مدنی برای حق رأی سیاهپوستان در سال ۱۹۶۵ است. این فیلم بر روی یکی از نقاط عطف جنبش حقوق مدنی آمریکا تمرکز دارد: راهپیمایی تاریخی از شهر سلما تا مونتگمری در آلاباما، که به تصویب قانون حق رأی ۱۹۶۵ منجر شد. کارمن اجوگو در نقش کورتا اسکات کینگ، همسر مارتین لوتر کینگ، حضور دارد و تام ویلکینسون نقش رئیسجمهور لیندون بی. جانسون را ایفا میکند. فیلم با به تصویر کشیدن خشونتهای سیستماتیک علیه معترضان مسالمتآمیز، نقش رهبری دکتر کینگ و همکارانش در سازماندهی این حرکت تاریخی را به نمایش میگذارد و تأثیر عمیق این مبارزات بر دموکراسی آمریکا را برجسته میسازد.
خلاصه داستان: یک گروه از دوستان جوان در تعطیلات به لسآنجلس سفر میکنند تا از جاذبههای گردشگری مرتبط با فرقههای شیطانی دیدن کنند. اما وقتی یکی از آنها توسط یک فرقه شیطانی ربوده میشود، دوستانش برای نجات او دست به کار شده و وارد دنیای تاریک و خطرناک شیطانپرستی میشوند. آنچه که به عنوان یک ماجراجویی هیجانانگیز آغاز شده بود، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود که جان همه آنها را تهدید میکند. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جفری جی. هانتر و با بازیگری سارا هیون لی، کلارا مامت، سوفیا تکر و جاستین چاتوین است.
خلاصه داستان: **خلاصه داستان:**
هارمونیکا (Harmonica) فیلمی درام و موزیکال محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی سرژ بورگیگنون است. این فیلم داستان زندگی یک نوازنده هارمونیکای جوان و بااستعداد را روایت میکند که در جستجوی هویت و موفقیت در دنیای موسیقی است. با بازی بازیگرانی چون ژان-پیر لئو و آنا کارینا، این اثر سینمایی به بررسی رابطه عمیق بین هنرمند و هنرش میپردازد و چالشهای عاطفی و اجتماعی که او در مسیر رسیدن به رویاهایش با آنها روبرو میشود را به تصویر میکشد. فیلم با فضاسازیهای شاعرانه و موسیقی تأثیرگذارش، مخاطب را به دنیای درونی شخصیت اصلی میبرد و داستانی پراحساس از عشق، ازخودگذشتگی و جستجوی معنا را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «صورتزخمی» (Scarface) محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی برایان دی پالما، داستان تونی مونتانا (با بازی آل پاچینو) را روایت میکند؛ یک تبعیدی کوبایی جاهطلب که در میامیِ دهه ۱۹۸۰ به یک قاچاقچی کوکائین بیرحم و بیرحم تبدیل میشود. او به همراه دوستش مانولو (استیون باوئر) از فقر مطلق به ثروت و قدرت افسانهای میرسند، اما حرص و طمع، پارانویا و خشونت بیحدوحصرش، او را به سوی سقوطی اجتنابناپذیر سوق میدهد. در این مسیر، تونی عاشق السا (میشل فایفر)، معشوقه رئیس سابقش فرانک لوپز (رابرت لوجا) میشود و با دنیای زیرزمینی مواد مخدر و خونریزی درگیر میشود تا اینکه امپراتوری او توسط رقیبانش و مأموران قانون مورد حمله قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام بریتانیایی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی اد بلوم و با بازی گروهی از بازیگران مطرح بریتانیا از جمله ایوان مکگرگور، تام هاردی، کیت اشون و سوفی اوکوندو. داستان در پارک همپستید لندن روایت میشود و زندگی چندین زوج و افراد مجرد را در مواجهه با مسائل عاطفی، جنسی و روابط انسانی به تصویر میکشد. هر داستان به طور مستقل اما موازی پیش میرود و در نهایت همگی در فضای پارک به هم گره میخورند. از یک زوج مسن که با بحران رابطه مواجه شدهاند تا یک مرد خجالتی که سعی در برقراری ارتباط دارد، فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، پیچیدگیهای روابط انسانی و میل جنسی را در دنیای مدرن بررسی میکند.
خلاصه داستان: «سکس و ذن» (۲۰۱۱) فیلمی اروتیک-فانتزی به کارگردانی کریستوفر سان است که بر اساس رمان مشهور چینی «سفر به غرب» ساخته شده است. داستان در چین باستان میگذرد و حول محور مرد جوانی به نام «وای یانگ» (با بازی هیرویوکی ایگاراشی) میچرخد که با وجود داشتن همسر زیبا، از ناتوانی جنسی رنج میبرد. او برای یافتن درمان، سفری خطرناک را آغاز میکند و در این راه با راهبهای فریبنده به نام «بانوی آهنین» (با بازی رینا ساواکاوا) و راهبی مرموز به نام «استاد ذن» (با بازی تونی هو) مواجه میشود. این فیلم با صحنههای جسورانه و پر زرق و برق، داستانی از وسوسه، شهوت و جستجوی لذت را روایت میکند که در نهایت به کشف معنای واقعی عشق و رضایت منجر میشود.
خلاصه داستان: سریال هندی «بازیهای مقدس» (Sacred Games) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ویکرامادیا موتوانی و آنورانگ کاشیاپ است که با بازی سایف علی خان، ناوازالدین صدیقی، رادیکا آپته و پانکاج تریپاتی ساخته شده است. این مجموعه داستان سارتاج سینگ، یک افسر پلیس مأمور به کار در بمبئی را روایت میکند که یک تماس تلفنی مرموز از گیتانجلی، یک گانگستر قدرتمند و فراری، زندگی او را دگرگون میکند. گیتانجلی به سارتاج هشدار میدهد که بمبئی در ۲۵ روز آینده نابود خواهد شد و تنها او میتواند شهر را نجات دهد. این هشدار، سارتاج را وارد یک مأموریت خطرناک و پیچیده میکند که در آن باید گذشته تاریک گیتانجلی، ارتباطات سیاسی و مافیا، و توطئههای عمیقی را که ریشه در تاریخ و مذهب هند دارد، کشف کند. سریال با بهرهگیری از فلشبکهای متعدد، داستان شکلگیری گیتانجلی را از یک جوان عادی تا رسیدن به قدرت در دنیای جنایتکاران نشان میدهد و همزمان، سارتاج را در یک مسابقه با زمان برای جلوگیری از فاجعه قرار میدهد.
خلاصه داستان: سندی وکسلر، وکیلی خوشقلب اما کمتجربه در لسآنجلس دهه ۹۰، با وجود تمام بیدقتیها و رفتارهای عجیبش، قلبش سر جایش است. زندگی او با ملاقات کورتنی کلارک، خوانندهای با استعداد اما ناشناخته، دگرگون میشود. سندی که تحت تأثیر صدای خارقالعاده کورتنی قرار میگیرد، تصمیم میگیرد او را به ستارهای بزرگ تبدیل کند و در این راه، علاوه بر حرفه، قلبش را نیز در معرض خطر میگذارد. این فیلم کمدی-درام محصول ۲۰۱۷ به کارگردانی استیو بریل و با بازی آدام سندلر، جنیفر هادسن و کوین جیمز است که داستانی طنز و احساسی از عشق، فداکاری و تلاش برای رسیدن به رویاها را روایت میکند.
خلاصه داستان: الجاه فیلم کمدی سیاه و ترسناک محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آنتونیو تامباکیس و با بازی الیجا وود است که در آن نورفیلد، مردی میانسال و مرفه، نامهای از پدرش دریافت میکند که سالها پیش او را ترک کرده بود. او برای دیدار با پدرش به یک خانه دورافتاده در ساحل میرود، اما به زودی متوجه میشود که پدرش مردی خشن و غیرقابل پیشبینی است و هیچ شباهتی به تصورات او ندارد. با آشکار شدن رازهای تاریک و گذشتهای آشفته، نورفیلد در موقعیتهای غیرمنتظره و خطرناکی قرار میگیرد که زندگی او را به کلی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: این رویداد کمدی که در سال ۲۰۱۸ توسط کمدی سنترال تولید شد، یکی از معروفترین روآستهای (توهینآمیز) این شبکه را به تصویر میکشد که در آن بروس ویلیس، ستاره مشهور هالیوود، در مرکز توجه قرار میگیرد. در این مراسم، دوستان، همکاران و کمدینهای سرشناسی همچون جوزف گوردون-لویت، دنیس هایسبرت، ادوارد نورتون و دمی مور با حضور در جایگاه رستها (توهینکنندگان)، با شوخیهای تند و بیپروا، از فیلمهای معروف بروس ویلیس، شخصیتهای به یاد ماندنیاش مانند جان مک کلین و حتی زندگی شخصی او نمیگذرند. جو روگان به عنوان مجری اصلی، این مراسم پر از خنده و شوخیهای گزنده را هدایت میکند. در نهایت، خود بروس ویلیس نیز با طنزی خاص به تمام توهینها پاسخ میدهد و با حضاری که برای بزرگداشت او گرد هم آمدهاند، لحظات خندهدار و به یاد ماندنی را خلق میکند.