خلاصه داستان: ۲۴: رستگاری یک فیلم تلویزیونی اکشن و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۰۸ است که به کارگردانی جان کاسار و با بازی کیفر ساترلند در نقش جک باوئر ساخته شده است. این فیلم که به عنوان یک پل ارتباطی بین فصل ششم و هفتم سریال محبوب ۲۴ عمل میکند، داستان را در آفریقا دنبال میکند. جک باوئر که اکنون در یک مأموریت بشردوستانه مشغول به کار است، ناگهان خود را درگیر یک توطئه تروریستی بینالمللی میبیند. او باید یک دیکتاتور بیرحم آفریقایی به نام بنجامین اوباسو را متوقف کند که قصد دارد برای انجام جنایات جنگی خود در دادگاه بینالمللی کیفری محاکمه شود. در این میان، جک با کمک کارل بنتون، یک مأمور سیا، و با حمایت رئیس جمهور آلیسون تیلور، با زمان و تروریستها میجنگد تا از یک فاجعه انسانی دیگر جلوگیری کند و در عین حال با گذشته تاریک خود نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: جین نیکولز، دستیار اجرایی موفق و مهربان، همیشه در زندگی به دنبال خوشبختی دیگران است و با وجود اینکه ۲۷ لباس عروس را به عنوان ساقدوش در کمد خود نگه داشته، هنوز برای خودش عروسی برگزار نکرده است. او عاشق رئیس خود، جورج، است و در نهایت وقتی جورج به او ابراز علاقه میکند، دنیای جین رویایی به نظر میرسد. اما همه چیز با ورود خواهر جذاب و بیپروا اما به هم میریزد. جورج ناگهان عاشق اما میشود و از جین میخواهد تا در برگزاری عروسی آنها کمک کند. در همین حال، کوین، روزنامهنگاری که برای نوشتن ستون «عروسی هفته» در روزنامه مشغول به کار است، متوجه داستان جین و مجموعه لباسهای عروس او میشود و سعی میکند از این فرصت برای پیشرفت شغلی خود استفاده کند. اما هرچه بیشتر با جین وقت میگذراند، بیشتر تحت تأثیر شخصیت و مهربانی او قرار میگیرد. جین که از عشق یکطرفه به جورج و ازدواج او با خواهرش ناامید شده، باید بین وظیفهشناسی و احساسات خود انتخاب کند و در نهایت بفهمد که خوشبختی واقعی در گرو پذیرش خود و دنبال کردن رویاهای شخصی است.
خلاصه داستان: یک زندگی در هم تنیده از سه انسان که هرگز انتظار آشنایی با یکدیگر را نداشتند. کریستینا پک، زنی ثروتمند و مادری دوستداشتی که همسر و دو دخترش را در یک حادثه رانندگی غمانگیز از دست میدهد. پل ریورز، استاد ریاضیات که از یک بیماری قلبی کشنده رنج میبرد و تنها یک پیوند قلب میتواند جانش را نجات دهد. و جک جوردن، مردی که در گذشتهای تاریک غرق شده و به دنبال رستگاری در مذهب است. این سه داستان جداگانه توسط سرنوشت و یک قلب اهدایی به یکدیگر گره میخورند. کارگردان خوشقلم، آلخاندرو گونسالس اینیاریتو، در سال ۲۰۰۳ با بازی تحسینبرانگیز شان پن، نائومی واتس و بنیسیو دل تورو، داستانی عمیق و پر از درد و امید را روایت میکند که در آن مرزهای زندگی، مرگ و بخشش به چالش کشیده میشوند.
خلاصه داستان: دو افسر تازهکار پلیس به نامهای گرگ جنکو و مورتون اشمیت، پس از یک دستگیری ناموفق، به واحد ویژهای در خیابان جامپ شماره ۲۱ منتقل میشوند. این واحد متشکل از افسرانی با ظاهر جوان است که به صورت مخفیانه در مدارس و کالجها نفوذ میکنند تا جرایم مرتبط با نوجوانان را حل کنند. این دو مأموریت مییابند که به عنوان دانشآموز در دبیرستانی ثبتنام کنند تا منبع یک ماده مخدر جدید و خطرناک را پیدا کنند. با بازگشت به محیط دبیرستان، آنها با چالشهای جدیدی روبرو میشوند: اشمیت که در دوران تحصیل خود فردی منزوی بود، حالا به محبوبیت میرسد، در حالی که جنکو که زمانی ستاره فوتبال بود، باید با گروههای متفاوتی ارتباط برقرار کند. این فیلم کمدی اکشن محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی فیل لرد و کریستوفر میلر، با بازی جونا هیل، چنینگ تیتوم، بریس دالاس هاوارد و دیو فرانکو، داستانی طنزآمیز از دوستی، هویت و پذیرش را در قالب یک مأموریت پلیسی مخفی روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۴، داستان عشق غیرمنتظرهی «کیت» (کریستین دانست)، یک دختر جوان تحصیلکرده و مستقل، و «لوئیس» (پل بتانی)، یک مرد یونانیتبار خوشتیپ و خونگرم را روایت میکند. کیت که در آستانه فارغالتحصیلی از دانشگاه است، پس از یک شب خوش و خاطرهانگیز با لوئیس، به طور ناگهانی خود را درگیر یک ازدواج سنتی یونانی میبیند. این ازدواج که در ابتدا تنها برای کمک به لوئیس برای گرفتن ویزای آمریکا شکل گرفته بود، به تدریج و با ورود کیت به خانوادهی بزرگ و پر سر و صدای یونانی لوئیس، رنگ و بوی واقعی به خود میگیرد. در این میان، تفاوتهای فرهنگی، آداب و رسوم خاص خانوادهی لوئیس و حضور یک نامزد سابق، چالشهای طنزآمیزی را برای این دو به وجود میآورد. کارگردانی این فیلم را دونالد پتری بر عهده داشته و در کنار دانست و بتانی، بازیگرانی چون کولین کامپ و کریستین بارانسکی نیز در آن ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱، اندرس برینگ برویک، یک افراطی راستگرا، با انفجار بمبی در اسلو و سپس تیراندازی در جزیره اوتویا، ۷۷ نفر را به قتل رساند. فیلم «۲۲ ژوئیه» به کارگردانی پل گرینگراس، این تراژدی را از سه منظر روایت میکند: تلاش دولت نروژ برای حفظ دموکراسی در بحبوحه بحران، مبارزه وکیل مدافع برویک برای تضمین محاکمهای عادلانه، و سفر طولانی یکی از بازماندگان جوان به نام ویگارد برای التیام و بازسازی زندگیاش. این فیلم که در سال ۲۰۱۸ ساخته شده، با بازی بازیگرانی چون آندرس دانیلسن لی، یون اوگدن و ماریا باک، روایتی قدرتمند و چندوجهی از یکی از تاریکترین روزهای تاریخ معاصر اروپا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک مأمور مرموز به نام تراویس کانراد (با بازی ایتان هاک) پس از ترور همسر و فرزندش، به سازمان امنیتی موسوم به «رد» میپیوندد تا انتقام بگیرد. او در یک مأموریت به شدت خطرناک شرکت میکند، اما در حین انجام آن کشته میشود. با این حال، سازمان رد با استفاده از فناوری پیشرفتهای، او را برای ۲۴ ساعت دیگر زنده میکند. حالا تراویس باید در این زمان محدود، نه تنها مأموریت خود را به پایان برساند، بلکه با گذشته تاریک خود نیز روبرو شود و حقیقت پشت قتل خانوادهاش را فاش کند. این فیلم اکشن و علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی برایان اسمتزر و با بازی ایتان هاک، شو چینگ و پل اندرسون است.
خلاصه داستان: فیلم «۱۵ دقیقه تا جنگ» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی فردریک فوریه و با بازی آلبان لونو، اولگا کوریلنکو و بنوا ماژیمل، بر اساس رویداد واقعی گروگانگیری در یک مدرسه در شهر لوویِر فرانسه در سال ۱۹۷۶ ساخته شده است. این فیلم داستان عملیات نجات گروهی از کودکان و معلمشان را روایت میکند که توسط سربازان سومالیایی در یک اتوبوس مدرسه به گروگان گرفته شدهاند. یک گروه تکاوری به رهبری آندره ژرو (با بازی آلبان لونو) و با همکاری یک مترجم به نام جین (با بازی اولگا کوریلنکو) تنها ۱۵ دقیقه فرصت دارند تا عملیات نجات را با موفقیت به پایان برسانند و جان کودکان را نجات دهند. این فیلم پرتنش و مهیج، با تمرکز بر زمان محدود و فشار روانی بالای عملیات، لحظات نفسگیری را برای تماشاگر خلق میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «دایان» (Diane) به کارگردانی کنت لونرگان، محصول سال ۲۰۱۸، با بازی مری کی پلیس در نقش اصلی، داستان زنی میانسال به نام دایان را روایت میکند که تمام زندگی خود را وقف کمک به دیگران کرده است. او زمان خود را صرف مراقبت از پسر معتادش برایان (جیک لسی) و عیادت از دوست بیمارش میکند. با این حال، با نزدیک شدن به پایان زندگی، دایان ناگهان با سوالات عمیقی درباره معنای زندگی، فداکاریهایش و گذشتهای که از آن فرار میکرده، مواجه میشود. این فیلم پرترهای ظریف و تاملبرانگیز از زنی است که در جستجوی آرامش و درک خود در دنیایی پر از رنج و مسئولیت است.
خلاصه داستان: فیلم مستندی استثنایی به کارگردانی ایان فورسیث و جین پولارد که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و زندگی و ذهن نیک کیو، خواننده و ترانهسرای مشهور استرالیایی را به تصویر میکشد. این فیلم که ترکیبی از واقعیت و خیال است، روز بیستهزارم زندگی نیک کیو را دنبال میکند و در این مسیر، مخاطب را به سفری عمیق به درون خاطرات، رویاها، ترسها و فرآیند خلاقانه او میبرد. با حضور چهرههایی چون کایلی مینوگ، ریس ایفانز و بلایا بارتلی، این اثر نه تنها یک مستند زندگینامهای، بلکه یک کاوش هنری و روانشناختی در مورد ماهیت زمان، هویت و خاطره است. فیلم با ثبت لحظات آفرینش موسیقی و کندوکاو در گذشته، حال و آینده این هنرمند، تصویری شاعرانه و صمیمی از زندگی یک نابغه موسیقی ارائه میدهد.