خلاصه داستان: در یک شب تاریک و مرموز، باربارا و برادرش در گورستانی قدیمی مورد حمله موجوداتی عجیب و ترسناک قرار میگیرند. برادرش کشته میشود و باربارا به سرعت به خانهای متروک در نزدیکی پناه میبرد. در آنجا با گروهی از غریبهها مواجه میشود که همگی در تلاش برای زنده ماندن در برابر موجی از زامبیهای گرسنه هستند. این گروه که توسط مردی مصمم به نام بن هدایت میشود، باید اختلافات خود را کنار بگذارند و با همکاری یکدیگر از خانه دفاع کنند. آنها به زودی درمییابند که این موجودات مردهی متحرک که بر اثر تشعشعات فضایی به وجود آمدهاند، در حال گسترش هستند و تهدیدی برای کل بشریت محسوب میشوند. این فیلم کلاسیک ترسناک به کارگردانی جورج رومرو، با بازی دوان جونز و جودیت اودلی، به عنوان یکی از پیشگامان ژانر زامبی شناخته میشود و با فضای پرتنش و پایان غافلگیرکنندهاش، مخاطب را تا آخرین لحظه میخکوب میکند.
خلاصه داستان: «شب فرود خواهد آمد» (Night Will Fall) یک مستند تاریخی بریتانیایی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی آندره سینگر است که داستان فیلم گمشده «اردوگاه مرگ» ساخته آلفرد هیچکاک را روایت میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از آزادسازی اردوگاه کار اجباری برگن-بلزن توسط نیروهای بریتانیایی، هیچکاک مأموریت یافت تا با استفاده از فیلمهای ضبط شده توسط سربازان متفقین، یک مستند قدرتمند درباره جنایات نازیها بسازد. با این حال، این فیلم به دلایل سیاسی هرگز منتشر نشد و به فراموشی سپرده شد. این مستند با استفاده از تصاویر آرشیوی خیرهکننده و مصاحبه با بازماندگان و سربازانی که در آن زمان حضور داشتند، نه تنها جنایات هولناک اردوگاههای مرگ را به تصویر میکشد، بلکه به بررسی دلایل پنهانماندن این حقیقت تلخ برای دههها میپردازد. «شب فرود خواهد آمد» اثری تکاندهنده و ضروری است که یادآور اهمیت حفظ حافظه تاریخی و مبارزه با انکار هولوکاست است.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی تالی شای-البرت و با بازی کیت مارا، الیسون جی و الن بارکین، حول محور رابطه عمیق و پیچیده میان لوسی (کیت مارا) و مرسی (الیسون جی) میچرخد. لوسی که پدرش به اتهام قتل در انتظار اجرای حکم اعدام است، همراه خانوادهاش برای اعتراض به مجازات مرگ به ایالتهای مختلف سفر میکند. در یکی از این تظاهراتها، او با مرسی، وکیلی جوان و جذاب که طرفدار مجازات اعدام است، آشنا میشود. این آشنایی اولیه که با تضادهای عقیدتی شدیدی همراه است، به تدریج به رابطهای عاطفی و پراحساس تبدیل میشود و هر دو را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. درگیریهای درونی، فشارهای خانوادگی و باورهای شخصی، مسیر عشق این دو زن را با چالشهای بزرگی مواجه میسازد و در نهایت، آنها را وادار به انتخابهایی سرنوشتساز میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۹، کارگردان اسپانیایی آلخاندرو آمنابار در فیلم در حالی که در جنگ بودیم (While at War)، رویدادهای مهم و سرنوشتساز سال ۱۹۳۶ و آغاز جنگ داخلی اسپانیا را به تصویر میکشد. این فیلم با بازی درخشان ادوارد فرناندز در نقش میگل دِ اونامونو، فیلسوف و نویسنده مشهور اسپانیایی، و کارگردانی تحسینبرانگیز آمنابار، داستان مقاومت فکری و اخلاقی در برابر موج فزاینده فاشیسم را روایت میکند. داستان در سالامانکا و در آستانه کودتای نظامی ژنرال فرانکو آغاز میشود؛ جایی که اونامونو، که ابتدا از مخالفان جمهوری است، به تدریج با خشونت و سرکوب بیرحمانه نیروهای ملیگرا مواجه میشود. نقطه اوج فیلم، نطق معروف و شجاعانه او در دانشگاه سالامانکا در برابر خود فرانکو و دیگر سران نظامی است، جایی که او علیه وحشیگری و عدم مدارا با دشمنان سخن میگوید و با وجود تهدیدهای آشکار، از اصول انسانی خود دفاع میکند. این فیلم، روایتی قدرتمند از تعارض وجدان، مسئولیت روشنفکران در زمانه بحران و هزینههای سرپیچی از قدرت استبدادی است.
خلاصه داستان: «شب و روز» یک کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی ساموئل بنشتریت است که با بازی ژاک گامبلین، کارولین پرو و پیر آرتگویی در نقشهای اصلی ارائه شده است. این فیلم داستان زوجی میانسال به نامهای ماریا و دنیل را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، با بحران میانسالی و یکنواختی رابطه خود مواجه شدهاند. دنیل که یک عکاس است، ناگهان تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد و به دنبال هیجانهای جدید میرود. این تصمیم ناگهانی زندگی آرام آنها را به هم میریزد و هر دو را به فکر فرو میبرد که آیا عشقشان هنوز زنده است یا خیر. فیلم با طنز ظریف و نگاهی عمیق به روابط انسانی، چالشهای عشق در میانسالی و جستجو برای معنا در زندگی مشترک را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دختر دانشجویی با موهای سیاه در یک شب پرماجرا در کیوتو به دنبال عشق و ماجراجویی میرود، در حالی که سمیپای دانشجوی سال بالایی که عاشق اوست، سعی میکند در طول شب او را پیدا کند. این انیمیشن ژاپنی به کارگردانی میاساکو یویوچی محصول سال ۲۰۱۷، با الهام از رمان تومیهاکو ماتسوموتو، داستانی شاعرانه و سورئال را در قالب یک شب به یاد ماندنی روایت میکند که پر از شخصیتهای عجیب و غریب، نوشیدنیهای بیپایان و پیگیریهای عاشقانه است.
خلاصه داستان: مائودی یک نقاش مردمی کانادایی است که با وجود ابتلا به آرتریت، با ارادهای قوی به دنبال تحقق رویاهایش میرود. در دهه ۱۹۳۰، او به عنوان خدمتکار در خانه اورهِنِر لوئیس، ماهیگیر بدخلق و تنها، مشغول به کار میشود. مائودی با وجود شرایط سخت و رفتار خشن اورهِنِر، به تدریج با نقاشیهای رنگارنگ و پر از زندگی خود، نه تنها خانه بلکه قلب او را نیز متحول میکند. این فیلم که در سال ۲۰۱۷ توسط آیسلینگ والش ساخته شده، با بازی تحسینبرانگیز سالی هاوکینز و اتان هاک، داستانی واقعی و الهامبخش از عشق، هنر و پیروزی روح انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ماجراجویی «انتقام بزرگ مکس کیبل» محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی تیم هیل و با بازی الکس دی. لینتز در نقش مکس کیبل، نوجوانی که پس از آگاهی از نقل مکان قریبالوقوع خانوادهاش به شیکاگو، تصمیم میگیرد در آخرین هفته حضورش در مدرسه، از تمام کسانی که او را آزار دادهاند انتقام بگیرد. مکس که همیشه هدف زورگوییهای دانشآموزان قلدر و مدیر مدرسه بوده، با کمک دوستانش راب (جاش پک) و مگی (زینا گری) نقشههای خلاقانهای برای مقابله با آزاردهندهها میکشد. اما وقتی خانوادهاش به طور غیرمنتظره نقل مکان را لغو میکنند، مکس باید با عواقب کارهایش روبرو شود و راهی برای جبران همه چیز پیدا کند. این فیلم پر از صحنههای خندهدار و ماجراجوییهای نوجوانانه است که تماشاگر را تا پایان همراهی میکند.
خلاصه داستان: یک سال پس از حوادث وحشتناک خانه شیطانی، آلفی و نینا در تلاش برای بازسازی زندگیشان هستند. اما آرامش آنها دوامی ندارد؛ وقتی آلفی برای کار به یک بیمارستان متروکه فراخوانده میشود، متوجه میشود که این مکان توسط نیروهای شیطانی تسخیر شده است. او به دام افتاده و تنها راه نجاتش، کمک گرفتن از نینا است. حالا هر دو باید بار دیگر با موجودات ماوراءالطبیعه و تاریکیهای درون خود روبرو شوند. تیمو تاجاهان در سال ۲۰۲۰ با بازی چلینا چلسی، هادیجانگ، بوریس بوکیت و میلدا سیلالاهی، این فیلم ترسناک فراطبیعی را کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی اکشن «مغزهای متفکر» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جرد هسل با بازی زک گالیفیاناکیس، اوون ویلسون، کریستین ویگ و جیسون سودیکیس، داستان واقعی سرقت بزرگ سال ۱۹۹۷ از شرکت حملونقل Loomis Fargo را روایت میکند. داوید غفاریان (گالیفیاناکیس) که یک کارمند ساده و تنهاست، توسط همکار جذابش کلی کمپبل (ویگ) فریفته شده و به همدستی با گروهی از سارقان حرفهای به رهبری استیو چمبرز (ویلسون) کشیده میشود. این گروه با برنامهریزی دقیق، موفق به دزدیدن ۱۷ میلیون دلار از انبار پول شرکت میشوند، اما پس از سرقت، همه چیز به سرعت از کنترل خارج شده و داوید که حالا با خیانت همدستانش روبرو شده، باید برای نجات خود و پولها تلاش کند.