خلاصه داستان: نمایش تلویزیونی «شروع» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی دکو گوگونایا و با بازیگری تحسینبرانگیز ایاگوز آتیکی، ماریا باخروشویلی، راتو گابریادزه و سشو ماواشویلی است. این مجموعه درام روانشناختی داستان آرچیل، کارگردان تئاتر موفق را روایت میکند که در اوج شهرت و محبوبیت، با بحران خلاقانه عمیقی مواجه میشود. او که دیگر نمیتواند اثری جدید خلق کند، به گذشته و ریشههای خود بازمیگردد و در این مسیر با رازهای تاریک و اتفاقات تلخ دوران کودکیاش روبرو میشود. این مواجهه او را به سفری درونی و بیرونی پرتنش میکشاند که نه تنها زندگی حرفهای، بلکه هستی شخصیاش را نیز به خطر میاندازد. «شروع» با بهرهگیری از بازی درخشان بازیگران و کارگردانی هنرمندانه، تصویری تأملبرانگیز از فرآیند آفرینش هنری و هزینههای روانی آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: هارلی، مرد جوانی که در شهری کوچک زندگی میکند، پس از آنکه مادرش به دلیل قتل پدرش به زندان میرود، مجبور میشود مسئولیت مراقبت از سه خواهر کوچکترش را به تنهایی بر عهده بگیرد. زندگی او با مشکلات مالی و فشارهای روانی شدیدی روبرو است و او تلاش میکند تا خانوادهاش را سرپا نگه دارد. در این میان، هارلی با آمبر، زنی متأهل آشنا میشود و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. این رابطه به تدریج او را وارد دنیای تاریک و پیچیدهای میکند که رازهای خانوادهاش را آشکار میسازد. فیلم «جادههای فرعی» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی الکس پتری با بازی الدن ارنرایک، تونی کولت، جنیفر موریسون و جولییت لوئیس، داستانی عمیق و تیره از خانوادهای را روایت میکند که با رازهای سر به مهر و آسیبهای روانی دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: مردی به نام دکتر «نیت ساموئلز» که به تازگی همسرش را از دست داده، برای التیام دردهایش همراه با دو دختر نوجوانش به سرنگیتی آفریقا سفر میکند. اما سفر درمانی آنها به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود زمانی که توسط یک شیر غولپیکر و بیرحم که توسط شکارچیان غیرقانونی به تله افتاده و حالا به دنبال انتقام است، محاصره میشوند. این پدر مصمم میشود تا برای نجات جان دخترانش، هر کاری که لازم است انجام دهد و با این هیولای خشمگین روبرو شود. این فیلم اکشن و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی «بالتازار کورماکور» و با بازی «ایدریس البا» در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام نوجوانانه محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی گورورایدر چاده که بر اساس رمانهای محبوب لوئیز رنینسون ساخته شده است. داستان حول محور جورجیا نیکلسون (با بازی جورجیا گرووم) دختر ۱۴ سالهای میچرخد که در شهر کوچکی در انگلستان زندگی میکند و با مشکلات معمول دوران نوجوانی مانند پذیرش ظاهر خود، دوستیها و اولین عشقهایش دست و پنجه نرم میکند. جورجیا که از بینی بزرگ خود خجالت میکشد و در عین حال شیفته رابی (با بازی آرون جانسون) پسر محبوب مدرسه است، همراه با دوستانش الی و جاس تلاش میکند تا با شرکت در مهمانیها و یادگیری تکنیکهای بوسیدن، جایگاه خود را در جمع محبوبهای مدرسه تثبیت کند. در این میان، گربه او به نام «آنگوس» و دفتر خاطراتش که آن را «تنگس» مینامد، تنها مونسهای او هستند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و صمیمی، فراز و نشیبهای بلوغ، کشف هویت و پذیرش خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بودن آنجا» (Being There) محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی هال اشبی و با بازی درخشان پیتر سلرز، داستان مرد سادهلوحی به نام چنس را روایت میکند که تمام عمرش را در خانهی ارباب ثروتمندش محبوس بوده و تنها ارتباطش با دنیای خارج، تلویزیون است. پس از مرگ اربابش، چنس ناگهان خود را در خیابانهای واشنگتن دیسی مییابد و به طور تصادفی با خانوادهی بانفوذی آشنا میشود. رفتار آرام و گفتار مرموز او که مملو از اشارات تلویزیونی است، توسط سیاستمداران و رسانهها به عنوان نبوغی عمیق و فلسفی تفسیر میشود و او را به سرعت به چهرهای ملی تبدیل میکند. این کمدی سیاه هوشمندانه، طنزی تلخ از رسانه، سیاست و جامعهی مدرن را به تصویر میکشد و با نگاهی کنایهآمیز، پوچی و سطحیگرایی دنیای سیاست را به چالش میکشد. بازی پیتر سلرز در نقش چنس، یکی از ماندگارترین نقشآفرینیهای تاریخ سینماست که فیلم را به شاهکاری بیزمان تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: دیوید اتنبرو، طبیعتشناس مشهور بریتانیایی، در این مستند علمی-اکتشافی به بررسی یکی از شگفتانگیزترین کشفیات دیرینهشناسی اخیر میپردازد: فسیل یک هیولای دریایی غولپیکر از دوران ژوراسیک که در سواحل بریتانیا کشف شده است. این موجود عظیمالجثه که پلیوسور نام دارد، یک شکارچی ترسناک با آروارههای قدرتمند و دندانهای تیز بود که در دریاهای باستانی حکمرانی میکرد. اتنبرو به همراه تیمی از دانشمندان و دیرینهشناسان، با استفاده از فناوریهای پیشرفته و بازسازیهای سهبعدی، به کاوش در زندگی این هیولای ماقبل تاریخ میپردازند و اسرار تکامل، رفتار شکار و جایگاه آن در اکوسیستم باستانی را فاش میکنند. این مستند جذاب، بینندگان را به سفری شگفتانگیز به گذشتهای دور میبرد و نشان میدهد که چگونه چنین کشفیاتی به درک ما از تاریخ حیات بر روی زمین کمک میکنند.
خلاصه داستان: سریال «آن از گرین گیبلز: فصل بعدی» (Anne of Avonlea) که در سال ۱۹۸۷ و به کارگردانی کوین سالیوان ساخته شد، ادامه ماجراهای آن شرلی را روایت میکند. این سریال با بازی مگان فالوز در نقش آن شرلی، کالین دوهرتی در نقش گیلبرت بلیث و شرلی مکدونالد در نقش راشل لیند، داستان زندگی آن را پس از فارغالتحصیلی از کالج و بازگشتش به آونلی دنبال میکند. آن که اکنون معلم مدرسه شده، با چالشهای جدیدی در حرفه خود مواجه میشود و در عین حال، به پرورش دو قلوهای یتیم به نام های داوای و دورا میپردازد. در این میان، رابطه او با گیلبرت نیز عمیقتر شده و مسیر زندگی عاطفی و حرفهای او را شکل میدهد. این سریال با بهرهگیری از مناظر زیبای جزیره پرنس ادوارد و روایت داستانی پر از احساس، امید و رشد شخصیتی، تصویری دلنشین از زندگی در اوایل قرن بیستم ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این مستند مهیج به کارگردانی فیلمسازان باتجربه، زندگی و حرفهٔ رانندهٔ افسانهای، کن مایلز را به تصویر میکشد. داستان حول محور سال ۱۹۶۶ میچرخد، زمانی که هنری فورد دوم، مالک شرکت فورد، برای شکست دادن فِراری در رقابتهای سرسختانهٔ ۲۴ ساعتهٔ لومان، یک تیم مسابقهای نخبه را گرد هم میآورد. در مرکز این تلاش خارقالعاده، کن مایلز، رانندهٔ بااستعداد اما کمادعای بریتانیایی قرار دارد که همراه با تیمش، از جمله کارول شلبی، طراح خودروی نابغه، برای ساخت و توسعهٔ خودرویی انقلابی به نام فورد جیتی۴۰ همکاری میکنند. این فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی خیرهکننده و مصاحبههای صمیمی، ماجراجویی، فداکاری و رقابت بیامان این افراد را روایت میکند و مخاطب را به قلب یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ اتومبیلرانی میبرد.
خلاصه داستان: در این ویژه برنامه استندآپ کمدی که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، عزیز انصاری با کارگردانی اسپایک لی به روی صحنه میرود و با شوخطبعی منحصر به فرد خود به مسائل اجتماعی و فرهنگی روز میپردازد. او با نگاهی طنزآمیز به موضوعاتی همچون روابط نژادی، فرهنگ لغات در حال تغییر و تجربیات شخصی خود به عنوان یک هنرمند آمریکایی-هندی میپردازد. انصاری با استفاده از لحظات خندهدار و گاه تأملبرانگیز، مخاطب را به تفکر درباره جهان پیرامون وادار میکند و در عین حال با مهارت کامل فضایی سرگرمکننده ایجاد میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بیداریها» (۱۹۹۰) به کارگردانی پنی مارشال و با بازی درخشان رابرت دنیرو و رابین ویلیامز، داستان واقعی دکتر مالکوم سِیر (ویلیامز)، عصبشناس کنارهگیری است که در بیمارستانی در برانکس نیویورک مشغول به کار میشود. او با بیمارانی مواجه میشود که سالهاست در اثر بیماری خوابآور (انسفالیت لتارژیکا) در حالت کاتاتونیک و به ظاهر غیرقابل درمان به سر میبرند. دکتر سِیر با الهام از تحقیقاتش، داروی جدیدی به نام ال-دوپا را بر روی یکی از این بیماران به نام لئونارد لو (دنیرو) آزمایش میکند و به معجزهای دست مییابد: لئونارد پس از دههها بیدار میشود. این موفقیت به سرعت به دیگر بیماران نیز تعمیم داده میشود و آنها یکی پس از دیگری به زندگی بازمیگردند. اما این بیداری شاد و معجزهآسا، با چالشهای جدیدی همراه است؛ بیماران باید با دنیایی که سالها از آن دور بودهاند، سازگار شوند و دکتر سِیر نیز با محدودیتهای علم و موقتی بودن این بهبودی روبرو میشود. این فیلم تأثیرگذار، پرسشهای عمیقی درباره زندگی، امید، ارتباطات انسانی و مرزهای علم پزشکی مطرح میکند.