خلاصه داستان: فیلم کمدی ماجراجویی «آستین پاورز: جاسوسی که مرا دوخت» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جی راش و با بازی مایک مایرز در نقش شخصیت محبوب خود، آستین پاورز، است. در این قسمت، دکتر شر، شخصیت منفی فیلم که توسط مایک مایرز نقشآفرینی شده، با سفر در زمان به سال ۱۹۶۹ برمیگردد و موی جنسی آستین پاورز را میدزدد و او را از قدرت اصلی خود یعنی جذابیت بینظیرش محروم میکند. آستین نیز برای بازپس گرفتن موی جنسی خود و نجات جهان، به گذشته سفر میکند و در این راه با فلیسیا تراویس، نقشآفرینی شده توسط هیتر گراهام، همراه میشود. فیلم با طنز خاص خود و تقلید از فیلمهای جاسوسی دهه ۶۰، لحظات خندهدار بسیاری را برای تماشاگران رقم میزند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم Angst (ترس) محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی جرالد کاگلبرونر و با بازی اروین لدنر، روایتگر داستان روانپریشی به نام کارل است که تازه از زندان آزاد شده و بلافاصله به سراغ قربانیان جدید میرود. این فیلم مستندگونه و بیپروا، با الهام از پرونده واقعی قاتل سریالی اتریشی ورنر کنیسکی، به کاوش در ذهن یک قاتل میپردازد و خشونت و پوچی را بدون هیچ گونه قضاوت یا رومانتیزهسازی به تصویر میکشد. سینماتوگرافی خیرهکننده و صدای نامتعارف، تماشاگر را در فضایی آشفته و هراسآور غرق میکند و اثری فراموشنشدنی در ژانر وحشت روانشناختی خلق میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «فرشتگان با چهرههای آلوده» (۱۹۳۸) به کارگردانی مایکل کورتیز، با بازی جیمز کاگنی و پت اوبراین، داستان دو دوست دوران کودکی را روایت میکند که مسیرهای متفاوتی را در زندگی پیش میگیرند. راکی سالیوان (کاگنی) به یک گانگستر سرسخت و خشن تبدیل میشود، در حالی که جری کانولی (اوبراین) کشیشی فداکار میشود که در محلهی فقیرنشین محل رشدشان به جوانان خدمت میکند. زمانی که راکی پس از یک سرقت مسلحانه به زندان میافتد و به اعدام محکوم میشود، جری از او درخواست میکند که در آخرین لحظات زندگیاش تظاهر به ترس و بزدلی کند تا الگوی منفی برای نوجوانانی که او را تحسین میکنند نباشد. این درخواست، راکی را با یکی از دشوارترین تصمیمات زندگیاش مواجه میکند: حفظ غرور و تصویر یک گانگستر سرسخت تا پای چوبهی دار، یا فداکاری برای نجات نسل آینده.
خلاصه داستان: یک کارآگاه خصوصی به نام هری آنجل که در لس آنجلس دهه ۱۹۳۰ فعالیت میکند، با وجود ظاهر خشن و شخصیت عبوسش، در واقع یک فرشته مقرب است که وظیفه دارد روحهای گمشده را به بهشت هدایت کند. او در این راه با موجودات ماوراءالطبیعه، شیاطین و نیروهای تاریکی روبرو میشود و در عین حال سعی دارد عدالت را در دنیای فانی نیز برقرار کند. این فیلم که در سال ۲۰۰۷ توسط فرانتس رادماخر کارگردانی شده و با بازی تیل شوایگر، ناتالیا وورونینا و آندره هنکه به تصویر کشیده شده، داستانی فانتزی و اکشن را روایت میکند که در آن مرز بین دنیای انسانها و فرشتگان محو شده است.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک فراطبیعی آنابیل به خانه میآید به کارگردانی گری دابِرمن و نویسندگی جیمز وان که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، سومین قسمت از مجموعه فیلمهای آنابیل و بخشی از دنیای سینمایی کارآگاهان است. داستان حول محور جودی وارن (مکنا گریس)، دختر اد و لورن وارن، میگردد که در غیاب والدینش، پرستارش دنیلا (مدیسون آیسمن) و دوستش مری الن (کیتی ساریف) را به خانه میآورد. وقتی دنیلا به طور تصادفی محفظه حاوی عروسک شیطانی آنابیل را باز میکند، شرّ آنابیل تمام اتاق مخفی اشیاء فراطبیعی وارنها را بیدار کرده و هر سه دختر را در یک شب ترسناک به دام میاندازد. این فیلم با ترکیب عناصر ترس روانی و فراطبیعی، داستانی پرتنش و مهیج را روایت میکند که در آن شخصیتها باید برای بقای خود با نیروهای شیطانی مبارزه کنند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۴۰ میلادی، گروهی از مهاجران و یهودیان در پاریس تحت اشغال نازیها، به رهبری شاعر ارمنی به نام میساک مانوشیان، گرد هم میآیند تا علیه ظلم و ستم نازیها مقاومت کنند. این گروه که به «ارتش جنایت» معروف شدند، با وجود تفاوتهای فرهنگی و مذهبی، متحد شده و عملیاتهای مخفیانهای را علیه نیروهای آلمانی و همدستان فرانسویشان ترتیب میدهند. رابرت گوئدگیگیان، کارگردان این درام تاریخی، با بازی بازیگرانی چون سیمون آبکاریان، ویرجین لدویان و لولا دوئهنیاس، داستان این مبارزان ناشناخته را روایت میکند که با شجاعت و از خودگذشتگی، برای آزادی وطنشان میجنگند و در این راه، با خطرات و خیانتهای بسیاری روبرو میشوند.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه دلنشین در سال ۲۰۱۷ به کارگردان دیمین اوکانل و با صدای بازیگرانی چون روث نگا، کایلی ماسون و برندان گلیسون ساخته شده است. داستان در ایرلند قرن بیستم میگذرد و درباره دختر کوچکی به نام آنجلا است که دلش برای کودکی عیسی مسیح در شب کریسمس میسوزد. آنجلا که معتقد است عیسی در طویلهای سرد و تنها متولد شده، تصمیم میگیرد کاری برای او انجام دهد. او نقشه میکشد تا مجسمه کودک عیسی را از کلیسای محلی برباید و به خانه بیاورد تا در گرمای خانهشان از او مراقبت کند. این اقدام ساده و بیآلایش آنجلا، خانوادهاش را درگیر ماجرایی شیرین و معنوی میکند که درسهایی عمیق درباره عشق، خانواده و معنای واقعی کریسمس به آنها میآموزد. انیمیشن با ظرافت و لطافت خاصی، سادگی و پاکی دنیای کودکان را به تصویر میکشد و مخاطب را به سفری روحانی و احساسی میبرد.
خلاصه داستان: کریس کایل، تکتیرانداز افسانهای نیروی دریایی آمریکا، در این فیلم درام جنگی به کارگردانی کلینت ایستوود و با بازی برجسته برادلی کوپر در نقش اصلی، داستان زندگی خود را روایت میکند. این فیلم که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد، داستان مردی را به تصویر میکشد که با هدف محافظت از هموطنانش به ارتش میپیوندد و به عنوان یک تکتیرانداز در جنگ عراق به شهرت میرسد. اما این شهرت و افتخار، هزینه سنگینی بر زندگی شخصی و خانوادگی او تحمیل میکند. فیلم با بهرهگیری از بازی تحسینبرانگیز کوپر و کارگردانی دقیق ایستوود، نه تنها صحنههای نفسگیر و پرتنش جنگ را به نمایش میگذارد، بلکه به بررسی پیامدهای روانی جنگ بر سربازان و خانوادههایشان میپردازد و تصویری انسانی و تأثیرگذار از یک قهرمان ملی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آگوست راش (۲۰۰۷) به کارگردانی کیرستن شریدان، داستان پسری ۱۱ ساله به نام اوان تیلور (فردی هایمور) است که در پرورشگاه زندگی میکند اما معتقد است که موسیقی او را به والدینش خواهد رساند. پدر و مادر او، لوئیس (جاناتان ریس میرز)، یک گیتاریست راک ایرلندی، و لایلا (کری راسل)، یک نوازنده چیرهدست ویولنسل، در یک شب عاشقانه در نیویورک با هم آشنا شدهاند اما به دلیل شرایط زندگی از هم جدا شدهاند و هرکدام تصور میکنند که فرزندشان را از دست دادهاند. اوان که استعداد خارقالعادهای در موسیقی دارد، به نیویورک فرار میکند و در آنجا توسط ویزارد (رابین ویلیامز)، مردی مرموز که کودکان بیخانمان را برای نواختن موسیقی در خیابانها استثمار میکند، پیدا میشود. در حالی که اوان با نام «آگوست راش» به اجرای موسیقی میپردازد، موسیقی او توجه جولیان چن (لئون جی. تی. توماس)، رهبر ارکستر را جلب میکند. این در حالی است که لوئیس پس از سالها به دنبال لایلا میگردد و لایلا نیز پس از مرگ پدرش (ویلیام سدلر) تصمیم میگیرد به دنبال فرزندش بگردد. این سه مسیر موازی سرانجام در یک کنسرت بزرگ در سنترال پارک به هم میپیوندند، جایی که موسیقی خانوادهای را که هرگز نشناختهاند، دوباره به هم متصل میکند.
خلاصه داستان: فیلمی دراماتیک به کارگردانی جیا ژانگکه که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد و داستان زندگی یک زن به نام کیائو (با بازی زائو تائو) را روایت میکند که در شهر معدنی داتونگ در شمال چین زندگی میکند. او معشوقه رهبر یک باند تبهکار به نام بین (با بازی لائو فان) است. زمانی که بین توسط رهبران رقیب مورد حمله قرار میگیرد، کیائو با شجاعت از سلاح غیرمجاز او استفاده میکند تا جانش را نجات دهد و در نتیجه به پنج سال زندان محکوم میشود. پس از آزادی، کیائو متوجه میشود که دنیای او کاملاً تغییر کرده است: بین ناپدید شده و جامعه به سرعت در حال تحول است. او مجبور میشود سفری طولانی را در جادههای چین آغاز کند تا هم عشق از دست رفته خود را بیابد و هم هویت جدیدی برای خود بسازد. این فیلم که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸ به نمایش درآمد، تصویری قدرتمند و شاعرانه از تحولات اجتماعی چین و مقاومت یک زن در برابر سرنوشت ارائه میدهد.