خلاصه داستان: فیلم «The Lodgers» (2018) در مورد دو دوقلوی جوان به نامهای ریچارد و ریچل است که در عمارتی قدیمی در ایرلند زندگی میکنند. آنها با نفرینی خانوادگی مواجه هستند که آنها را مجبور میکند در خانه تنها زندگی کنند و قوانین سختگیرانهای را رعایت کنند. وقتی یک سرباز بریتانیایی به نام ایوان به روستا میآید و ریچل را میبیند، این توازن شکننده به هم میخورد و باعث میشود دوقلوها بین وفاداری به خانواده و عشق به یکدیگر و ایوان دست و پا بزنند.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی روزانه» (The Living Daylights) در سال 1987، جیمز باند مأمور 007 را در مأموریتی پیچیده و خطرناک به تصویر میکشد. او مأمور حفاظت از جاسوس روسی به نام جنرال پوشکین شده است، اما خیلی زود متوجه میشود که پشت پرده، توطئهای بزرگ برای برهم زدن روابط بینالمللی در جریان است. باند با کمک یک قاچاقچی تسلیحات به نام کامِلِی، باید نقشهی شوم یک تروریست خطرناک به نام بودروف را که قصد دارد جهان را به آشوب بکشد، خنثی کند.
خلاصه داستان: فیلم لیزی مکگوایر داستان دختری به نام لیزی است که پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، به همراه دوستانش به سفر فارغالتحصیلی به رم میرود. در آنجا، لیزی بهطور اتفاقی با یک خواننده مشهور ایتالیایی به نام پائولو وارد میشود و به دلیل شباهت زیادش به یک خواننده مشهور دیگر، به عنوان دوبلر او انتخاب میشود. لیزی که در دنیای پرزرقوبرق موسیفی ایتالیا غرق شده، باید بین شهرت و ماجراجوییهای جدید و زندگی واقعی خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم دزد کوچک داستان دختری نوجوان به نام مونیک است که در یک خانواده متوسط فرانسوی زندگی میکند. او به دلیل مشکلات عاطفی و بیتوجهی والدین، به سرقتهای کوچک از فروشگاهها روی میآورد تا توجه آنها را جلب کند. وقتی پدر و مادرش متوجه میشوند، او را به یک مرکز اصلاح و تربیت میفرستند. در آنجا، مونیک با دختران دیگری آشنا میشود که مشکلات مشابهی دارند و در مسیر تغییر و بازپروری قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم لندن، ۱۸۸۰. در میان جامعهی فرودست و پرآشوب لایمهاوس، قاتلی زنجیرهای به نام گولم با ارتکاب قتلهای هولناک، وحشتی عمیق در دل مردم ایجاد کرده است. وقتی قربانیان از طبقات مختلف اجتماعی یکی پس از دیگری به قتل میرسند، پلیس کارآگاه جان هالدیل مأمور رسیدگی به پرونده میشود. در جریان تحقیقات، او با لیزی کرید، خوانندهی مشکوکی که خود را در مرکز این طوفان میبیند، مواجه میشود. در حالی که شواهد به شکلی نگرانکننده به سمت لیزی انگشت اتهام را نشانه میرود، هالدیل باید با شک و تردیدهای درونی خود دست و پنجه نرم کند و حقیقت را از میان شبکهی پیچیدهای از رازها و دروغها بیرون بکشد.
خلاصه داستان: پسر جوانی به نام سیمبا که وارث تخت پادشاهی سرزمین شیرهاست، پس از تبعید توسط عموی حیلهگر خود اسکار، مجبور به ترک خانه میشود. او در طول تبعید با دوستان جدیدش تیمون و پامبا آشنا میشود و با گذراندن دوران جوانی، باید برای بازپسگیری حق خود و نجت سرزمین از چنگال اسکار و رستاخیز طبیعت به مبارزه برخیزد.
خلاصه داستان: فیلم «روباه کوچک» در سال ۱۹۴۱ به کارگردانی میکلوش یانچو ساخته شد و داستانی نمادین از حرص و طمع را روایت میکند. در این انیمیشن کوتاه، روباهی مکار و خانوادهاش به دنبال تصاحب یک کلبهی روستایی و باغ میوهی آن هستند. آنها با حیلهگری و فریب، صاحبخانهی پیر را از خانهاش بیرون میکنند، اما در نهایت خود قربانی حرص و آز خود میشوند و در آتشی که برای دیگران افروختهاند، میسوزند. این اثر با تکنیک زیبای انیمیشن کاتاوت و موسیقی حماسی، نقدی تلخ بر سرمایهداری بیرحم و روابط انسانی در جامعهی مدرن است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم زندگی امیل زولا که در سال 1937 ساخته شده است، داستان نویسنده مشهور فرانسوی را روایت میکند که پس از موفقیت در نوشتن سهگانهی معروفش، در اوج قدرت و ثروت قرار میگیرد. اما زمانی که در جریان بیعدالتی و محکومیت بیگناه یک افسر یهودی به نام آلفرد دریفوس در ارتش فرانسه قرار میگیرد، با وجود تهدیدها و خطرات فراوان، با نوشتن مقالهی جنجالی «من متهم میکنم» دست به افشاگری علیه فساد در ارتش و دستگاه قضایی میزند.
خلاصه داستان: فیلم «نگهبان استخر» (The Lifeguard) در سال 2013 داستان لی (کریستن بل) را روایت میکند که پس از ترک شغل روزنامهنگاری موفق در نیویورک، به زادگاهش در کانکتیکات بازمیگردد تا به عنوان نگهبان استخر مشغول به کار شود. او در اینجا با دوستان قدیمیاش از جمله تاد (آدام برودی) و همچنین نوجوانی به نام جیسون ارتباط برقرار میکند. لی درگیر روابط پیچیدهای میشود که مرزهای اخلاقی را زیر پا میگذارد و در نهایت با عواقب انتخابهایش روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین وسوسه» (The Last Seduction) که در سال 1994 ساخته شده، داستان بریجت گرگوری (با بازی لیندا فیورنتینو) را روایت میکند که پس از سرقت پولهای همسرش از یک معامله مواد مخدر، به شهر کوچکی در نیویورک فرار میکند. در آنجا، او با استفاده از جذابیتهای زنانه و زیرکی خود، مردی ساده به نام کلایت را به دام عشق میاندازد تا او را در از بین بردن همسر و دستیابی به پولها کمک کند.