خلاصه داستان: تامی، یک نوجوان ۱۹ ساله و بزهکار، توسط زوجی متأهل ربوده شده و در زیرزمین خانهشان زندانی میشود. آنها قصد دارند با استفاده از روشهای بیرحمانه و اجباری او را به پسری سر بهراه تبدیل کنند، در حالی که تامی برای بقا و فرار از این اسارت هولناک تلاش میکند.
خلاصه داستان: پس از ناپدید شدن و قتل مرموز مونیکا، خواهرش مالموری مسیر تاریکی را برای یافتن قاتل او آغاز میکند. در این راه، او با مردی ناشناس و مرموز روبرو میشود که انگیزههای پنهان و مبهمش، مرز میان حقیقت و فریب را تاریکتر میکند.
خلاصه داستان: «هپی پاتل»، یک کارآگاه سادهلوح اما خوششانس، ناخواسته درگیر یک پرونده جاسوسی بینالمللی و بسیار خطرناک میشود. او حالا باید با استفاده از روشهای عجیب و غریب خود، از دست تبهکاران فرار کرده و دنیا را نجات دهد. این کمدی اکشن پر از موقعیتهای خندهدار و هیجانانگیز است.
خلاصه داستان: نیکل، یک افسر مبارزه با مواد مخدر، در زندگی شخصی خود با بحرانی بزرگ دستوپنجه نرم میکند؛ دخترش به مدت ۱۹ سال به داروهای مسکن اعتیاد دارد. این درام تاثیرگذار که بر اساس رویدادهای واقعی بحران مواد مخدر در آمریکا ساخته شده، اهمیت عمیق همدلی و پیوندهای خانوادگی را در تاریکترین لحظات به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پدر، هملت به لندن بازمیگردد و با ازدواج ناباورانه عمو و مادرش مواجه میشود. با آشکار شدن راز قتل پدر توسط روح او، هملت در راه انتقام، وارد ورطه تاریک فساد خانوادگی و تردیدهای عمیق روحی میشود.
خلاصه داستان: توری، نوجوان ۱۶ سالهای که از اضطراب شدید رنج میبرد، به حیات وحش یخزده مانیتوبا فرستاده میشود تا با پدربزرگش زندگی کند. اما او به زودی خود را درگیر یک بازی مرگبار موش و گربه میبیند و باید برای بقا در این طبیعت بیرحم، بر ترسهای درونیاش غلبه کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۰۳ و در بحبوحه غرب وحشی، یک قهرمان هفتتیرکش و تنها راهی سفری خطرناک میشود تا زنی را از چنگال یک باند تبهکار بیرحم نجات دهد. او در این مسیر با تکیه بر مهارتهای تیراندازی و انگیزهی انتقام، نبردی خونین را برای اجرای عدالت آغاز میکند.
خلاصه داستان: داستان زوجی ناامید که برای داشتن فرزند از یک مادر جایگزین کمک میگیرند، اما اشتیاق بی حد و مرز آنها برای رسیدن به این آرزو، آنها را به سمت تصمیماتی خطرناک سوق میدهد؛ تا جایی که زندگی و امنیتشان در آستانه نابودی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: کولی، دختر ۱۷ سالهای است که برای زندگی با پدرش به اورگان نقلمکان میکند و در یک روز تابستانی با سونیا آشنا میشود. این آشنایی و شکلگیری یک رابطه عاشقانه میان آنها، زندگی کولی را برای همیشه تغییر داده و او را در مسیر بلوغ و پذیرش خود قرار میدهد.