خلاصه داستان: در یک دنیای پس از فاجعه، یک جوان در یک جامعه کوچک زندگی میکند که در آن زنان به تنهایی قدرت تولید مثل را دارند. او با کشف یک اسرار خطرناک دربارهی این جامعه، مجبور میشود تصمیمات سختتری را دربارهی آیندهاش بگیرد. این فیلم در ژانرهای علمی-تخیلی، درام و ترسناک قرار دارد و به داستانهایی از نویسندهی معروف مارگارت آترود میپردازد.
خلاصه داستان: کراسورد رازها: قتل در خواست ازدواج یک کمدین مشهور در حال آمادهسازی برنامه تلویزیونی جدید خود به قتل میرسد و لکس و کلاید باید برای حل این پرونده مرموز به دنیای کمدی و تئاتر وارد شوند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند.
خلاصه داستان: در سال 2050، جهان در حال تغییر به سوی یک آینده دیجیتالی است. داستان درباره یک دختر جوان به نام آلیس است که در یک شهر آیندهای زندگی میکند. او به دنبال پیدا کردن معنای واقعی زندگی در میان فناوریهای پیشرفته و جامعهای که انسانها بیش از پیش به ماشینها وابسته شدهاند، میگردد. آلیس با کشف یک دنیای مجازی مخفی، متوجه میشود که آیندهای که پیش روی او قرار دارد، ممکن است چیزی کاملاً متفاوت از آنچه تصور میکرده باشد.
خلاصه داستان: در سال 1945، آدولف هیتلر در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم در آلمان در زیرزمینی محاصره شده، با واقعیت شکست آلمان مواجه میشود. در حالی که روسیه به برلین نزدیک میشود، هیتلر و دستیارانش درگیر تصمیمگیریهای سخت و ناامیدانه میشوند. فیلم به زندگی روزمره در آخرین روزهای رژیم نازی و تأثیرات روانی و جسمی جنگ بر افراد نزدیک به هیتلر میپردازد.
خلاصه داستان: در سریال انتقام، امیلی تورن یک دختر جوان و زیبا است که برای انتقام از کسانی که پدرش را به قتل رساندند، به هامپتونها میآید. او به عنوان اماندا کلارک، با شناسنامه جعلی، در جامعه ثروتمند و قدرتمند این منطقه جا میگیرد و با استفاده از هوش و زیبایی خود، به آرامی شروع به انتقامگیری از دشمنان پدرش میکند. در طول سه فصل، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که تا چه اندازه میتواند برای انتقامگیری از عزیزانش فداکاری کند. در نهایت، او با کمک دوستان و عشاق خود، موفق میشود دشمنانش را شکست دهد و زندگی جدیدی را آغاز کند.
خلاصه داستان: در سریال The Staircase، ما با کاتلین پترسون (سارا پولگار)، دختر جوانی روبرو میشویم که پس از مرگ مادرش، به خانه پدریش در شیکاگو باز میگردد. او به زودی درگیر رازهای خانوادگی و رویدادهای مرموزی میشود که به گذشته تاریک پدرش، مایکل پترسون (کالین فورث) باز میگردد. این سریال، مبتنی بر واقعیت است و داستان را از زاویهای متفاوت روایت میکند که تماشاگر را درگیر یک راز قتل و پیچیدگیهای قانونی و خانوادگی میکند.
خلاصه داستان: در داستان "کفشهای سرخ و هفت کوتوله"، یک نسخه جدید و سرگرمکننده از افسانه سنتی "سفید برفی و هفت کوتوله" روایت میشود. داستان در ادامهای از افسانه اصلی رخ میدهد و شخصیتهای شناختهشده را در یک ماجرای جدید معرفی میکند. در این داستان، یک گروه از شاهزادگان که به دلیل جادویی به صورت کوتوله تبدیل شدهاند، در جستجوی یک بوسه عشقی هستند تا لعنت آنها برداشته شود. آنها به دنبال یک دختر جوان به نام رمیندا هستند که کفشهای جادویی سرخ به پا کرده و به یک دختر زیبا تبدیل میشود. اما رمیندا در حقیقت یک دزد ماهر است که با کفشهای جادویی به دنبال ثروت و قدرت است. در طول داستان، رمیندا و شاهزادگان کوتوله با هم مواجه میشوند و ماجراهایی سرگرمکننده و هیجانانگیز در پی دارد. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق واقعی میتواند لعنتها و تصورات غلط را بشکند و آیا ظاهر خارجی مهمتر از شخصیت واقعی فرد است.
خلاصه داستان: متیو و لیزا یک زوج متاهل هستند که با دو فرزندشان در خانهای در لسآنجلس زندگی میکنند. متیو یک فیلمساز مستقل است که به سختی تلاش میکند تا پروژه جدیدش را تکمیل کند، در حالی که لیزا به عنوان یک معلم کار میکند. زندگی آنها به هم میخورد وقتی که برادر کوچک متیو، تیم، که اخیراً از یک رابطه شکست خورده است، و کتی، دوست بهترین دوست لیزا که اخیراً از یک ازدواج شکست خورده است، تصمیم میگیرند در خانه آنها بمانند. این سه زوج با مشکلات شخصی و رابطهای خود، به دنبال راهی برای بازسازی زندگی و یافتن هدف در میانه هرج و مرج خانوادگی هستند.
خلاصه داستان: یک بازیگری برجسته به نام مایلو تیندال از طرف دوست قدیمی خود ویلیام شکسپیر (مایکل کین) دعوت میشود تا در منزل او حضور یابد. ویلیام، یک نویسنده موفق و ثروتمند، به مایلو اعتراف میکند که همسرش مگ به او خیانت کرده است. او از مایلو میخواهد تا در بازی بازي کردن نقشهای مختلف در یک بازی مرموز با او همکاری کند. بازی اینگونه آغاز میشود که ویلیام به مایلو میگوید که قصد دارد همسرش را بکشد و از او میخواهد تا در این عملیات به او کمک کند. مایلو ابتدا مقاومت میکند، اما در نهایت قبول میکند. آنها شروع به بازی کردن میکنند که آیا ویلیام واقعاً قصد قتل همسرش را دارد یا اینکه همه چیز بخشی از بازی اوست. در طول بازی، روابط بین آنها پیچیدهتر و خطرناکتر میشود و حقیقت تاریکی در مورد گذشته و حال آنها آشکار میشود.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک دست مرموز در شهر کوچکی ظاهر میشود که قدرت جادویی دارد و باعث وقوع رخدادهای عجیب و غیرقابل تفسیر میگردد. ساکنان شهر با ترس و هیجان، تلاش میکنند راز این دست را کشف کنند و از قدرت آن بهرهبرداری کنند. اما با گذشت زمان، آثار منفی این دست بر روی افراد و جامعه آشکار میشود و آنها مجبور میشوند با پیامدهای وحشتناکی روبرو شوند که هرگز تصورش را نمیکردند.