خلاصه داستان: "گلیزار" داستان گلیزار رو روایت میکنه، یه دختر روستایی ساده که با صدای قشنگش توی یه عروسی میخونه و توجه مراد، یه مرد جوون ثروتمند، رو جلب میکنه. اون به زور گلیزار رو به شهر میبره تا خواننده بشه، اما گلیزار که دنبال آزادی و عشق واقعیه، با زندگی جدیدش و رازهای گذشته مراد درگیر میشه.
خلاصه داستان: بن تن نیروی بیگانگان , بن تنیسون که حالا 15 ساله شده باید دوباره امنیتریکس (Omnitrix) دستگاه ساعتی شکلش را دوباره به تن کند تا بتواند مکان پدر بزرگ گم شده اش را پیدا کند. در این بین او باید زمین و بقیه جهان را از فعالیت های شیطانی نیرو های بیگانه محافظت کند. دستگاه امنیتریکس به او این اجازه را می دهد که به شکل تعداد زیاد و متنوعی از بیگانگان که هرکدام توانایی های خاص و منحصر به فرد دارند در بیاید…
خلاصه داستان: اوه جی سو دانش آموز نمونه مدرسه ایست که برای پرداخت شهریه مدرسه خود مجبور به انجام کار خطرناکی میشود که در نهایت آن کار به یک جنایت تبدیل شده و او را گرفتار کرده و به یک جنایتکار تبدیل میشود ، در همان دبیرستان ، سئو مین هی و بائه گیو ری دیگر دانش آموزانی هستند که پای آنها هم به این جنایت کشیده میشود و…
خلاصه داستان: یعقوب پسر محبوب خود یوسف را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند. 11 برادر دیگر جوزف حسادت می کنند و یوسف را در چاه می اندازند و به پدرشان می گویند که یوسف مرده است. یعقوب از غم نابینا می شود. کاروانی که از آنجا می گذرد یوسف را نجات می دهد...
خلاصه داستان: نادر میلیونری است که می خواهد شهرزاد را فقط برای خوشی اش اغوا کند. شهرزاد با آگاهی از نقشه او وانمود می کند که با معلم مدرسه ای به نام امیر نامزد کرده است.
خلاصه داستان: این فیلم که بر اساس رمانی معروف به همین نام از صادق چوبک ساخته شده، درباره مرد مظلومی است که به دنبال انتقام است. الهام بخش امیر نادری کارگردان برای ساخت این فیلم، یکی از قهرمانان دوران کودکی او، افسانه ای زرمحمد...
خلاصه داستان: دسیدریوم به صورت غزلی، عشق های ناگوار سه برادر را ترسیم می کند: مجید، برادر معلول جوان با سر ناقص که عاشق اقدس می شود، فاحشه ای که توسط برادر بزرگش حبیب برای سرگرمی او استخدام شده است، بی خبر...
خلاصه داستان: مردی بدطینتی درصدد تصاحب ثروت برادرزادهاش است.پس از یک سلیله ماجرا برادرزاده که به طور ناگهانی ثروتمند شده، پس از اطلاع از موقعیت مادی عمویش به یاری او شتافته و از ورشکستگی نجاتش میدهد.
خلاصه داستان: منوچهر و احمد سازنده تیزرهای تبلیغاتی هستند و بعضی شب ها به خانه نمی آیند. همسرانشان که به شوهرانشان مشکوک هستند وانمود می کنند که دو بازیگر خارجی هستند و به آژانس تبلیغاتی می روند و درخواست بازی در...