خلاصه داستان: زمانی که یک جغد جوان کنجکاو به نام مون به طور غیرمنتظرهای خود را در یک درخت کریسمس به مقصد راکفلر پلازا گرفتار میبیند، تلاش میکند تا هر طور شده راه خانه را پیدا کند. در این میان مون با یک دختر جوان گمشده به نام لونا روبرو شده و به زودی دوستی عمیقی میان آنها شکل میگیرد. حال مون و لونا همراه با هم وارد یک ماجراجویی هیجانانگیز شده تا والدین خود را پیدا کنند و…
خلاصه داستان: یک گروه از حیوانات منتظر بارش سالیانه باران هستند تا به واسطه این مایع حیات زندگی خود را دوباره آغاز کنند اما انسان ها با مداخله در طبیعت زندگی حیوانات را بر هم زده و با ساختن سد در پی نابودی این جانداران هستند
خلاصه داستان: یک پرونده قدیمی پس از ناپدید شدن مرموز یک خبرنگار، دوباره باز میشود. حال دختر این خبرنگار، آیدا، برای پیدا کردن پدرش به یک شهر کوچک کوهستانی سفر میکند، جایی که با پنهانکاری، فرقهگرایی و مرگ تسخیر شده است و…
خلاصه داستان: داستان این سریال در مورد زنی متاهل و دارای دو فرزند بزرگ به نام ایوان می باشد. که از زندگی معمولی خود در حومه شهر رضایت دارد. اما جهان او هنگامی به هرج و مرج کشیده می شود که با یک غریبه آشنا می شود و …
خلاصه داستان: پانیشر پس از مواجه شدن با یک ماموریت فوق سری، تحت حفاظت شیلد و آونجر درآمده است. بر اساس دستورات نیک فیوری، پانیشر و Black Widow باید ماموریت کاری را بر عهده بگیرند و…
خلاصه داستان: عزرائیل، فیلمی اکشن ترسناک به کارگردانی E.L. Katz است. سالها پس از آخرالزمان در دنیایی که هیچکس صحبت نمیکند، یک فرقه متعصب، زن جوانی را که از زندان فرار کرده است، دستگیر میکنند. حال این زن جوان که قرار است برای یک شیطان باستانی قربانی شود، تلاش میکند تا زندگی خود را نجات دهد، اما …
خلاصه داستان: مردی که به جرم دو قتل به زندان می افتد پس از سالها از زندان ازاد میشود و عشق دوران جوانی اش را ملاقات میکند ولی دقیق مشخص نیست که او چرا کسی را به قتل رسانده بود ان هم درست زمانی که تازه عاشق شده بود....
خلاصه داستان: جیمز برودی، یک نگهبان امنیتی ماشینهای زرهی است که همراه با پسرش در حال انتقال میلیونها دلار بین بانکها هستند. اما هنگامی که گروهی از سارقان به رهبری فردی به نام روک برای تصاحب پولها وارد عمل میشوند، جیمز و پسرش در حالی که روی یک پل به دام افتادهاند باید از تیم سارقان پیشی گرفته و جان خود را نجات دهند، اما…
خلاصه داستان: مانوئل برای در امان ماندن از بیماریای شبیه هاری که در سراسر جهان شیوع پیدا کرده بود، در پناهگاهی پنهان شده بود. اما سرانجام مجبور میشود از پناهگاه خارج شود و همراهانی غیرمنتظره اما ضروری را در سفرش ملاقات کند.
خلاصه داستان: وو سوک 40 ساله یک بدلکار هست. او قصد داشت بازیگر شود اما زخم رو صورتش باعث شد از بازیگر شدن منصرف شود. از آن زمان، او همیشه آرزو داشت که به دوران دبیرستانش برگردد، زمانی که بهترین روزهای زندگی خود را سپری می کرد و هنوز زخمی روی صورتش نبود…