خلاصه داستان: ژونگ می بائو صاحب زیبای یک کافی شاپ بود که به صورت ناگهانی در برج هورایزن به قتل میرسد. در زمان مرگ بدلیل اینکه بر روی چهره او هنوز آرایش عروسکی وجود داشت نام این پرونده را “پرونده قاتل عروسک” نام گذاری کردند. پس از تحقیقات و بررسی سرنخ ها به سه مظنون میرسند که …
خلاصه داستان: چوی گانگ تا (Song Il gook) با خودش عهد می بندد که انتقام مرگ خانواده اش را بگیرد. او باور دارد که می تواند با استفاده از قدرتش و رهبری یک گروه زیرزمینی، کسانی که بهش صدمه زدند را مجازات کند. اما ، خب تمام این باورهاش ، وقتی که عاشق یه خبرنگار به اسم جین بو بائه (Han Chae young) می شود، از بین می روند.
خلاصه داستان: دو غریبه در منطقه وانت اردوگاه کودکان در هلسینکی ، جرقه ای از جذابیت متقابل را احساس می کنند. با عزیمت بچه هایشان ، یک اتصال غیر منتظره شکوفا می شود.
خلاصه داستان: در جنوب معبد دالی، «فنگ یی» بهواسطه یک پرونده جنایی با «منگ شی ژو» آشنا شد. این آشنایی باعث شد که آنها استاد و شاگرد شوند و با هم به شکار هیولا بپردازند. درست زمانی که رابطهشان عمیقتر میشد، پادشاه شیاطین شخصاً ظاهر شد و «منگ شی ژو» را با وسوسه درونیاش تحت کنترل خود درآورد. در این میان، «فنگ یی» متوجه شد که اکسیر شیطانیای که «منگ شی ژو» سالها پیش از دست داده بود، در بدن خودش قرار دارد.
خلاصه داستان: سو شیائو وان به عنوان یک گل ، هرگز تصور نمی کرد زندگی ساده او چیزی غیر از این سادگی باشد. اما وقتی یک اتفاق تصادفی او را در بین یک قرارداد خواهر و برادر با گو یان شی ، استاد جوان خانواده معروف گو ، قرار می دهد ، زندگی ساده او وارونه می شود.
خلاصه داستان: تانگ یائو به عنوان اولین بازیکن رسمی زن در سری بازی ( لول ) ( league of legends ) تونست جایگاه خودشو به دست بیاره و تونست توجه کاپیتان تیم نخبه ای رو به خودس جلب کنه اون که مشکلات زیادی مواجه شده با پشتکار و حمایت هم تیمی هاش سعی میکنه از هرچالشی عبور کنه اما ایا اون از درگیری عاشقانه ای که قراره تو این صنعت باهاش مواجه شه دوری میکنه؟
خلاصه داستان: داستان درباره یه دختر زیباست که به طور تصادفی گوی روح آبی رو برداشت و شاهزاده ای رو بیدار کرد. اون و شاهزاده به طور تصادفی قرار داد خدمتکار و ارباب رو امضا کردند، گرچه اولش باهم اختلاف دارن اما با شروع ماجراجویی باهم دیگه کار میان. اسرار رو کشف میکنند و عشق را از این طریق پیدا میکند
خلاصه داستان: "جی گانگ هویی" به خاطر شغل پدرش که مدیر متل بود، در متل کالیفرنیای روستای زادگاهش بزرگ شد. مادرش هم دورگه بود و همین پیشینه خانوادگی متفاوت باعث شد که همیشه سوژه پچپچ و غیبتهای اهالی محل باشه و این زخمی عمیق روی دلش گذاشت. با اینکه دل به "چئون یئون سو"، دوست دوران بچگیش داده بود، وقتی به 20 سالگی رسید روستا رو ترک کرد و راهی سئول شد. حالا بعد از 12 سال، با اینکه به عنوان طراح داخلی به اوج موفقیت رسیده، به دلایلی تصمیم میگیره به زادگاهش برگرده و دوباره با عشق اولش روبرو میشه. "چئون یئون سو" که الان دامپزشک روستاست، تو تمام این سالها فقط گانگ هویی رو دوست داشته، ولی برای فرار از دست کشاورزهایی که میخوان دخترهاشون رو بهش معرفی کنن، شایعه نامزدیش با یه دامپزشک دیگه رو تکذیب نمیکنه. حالا بعد از 12 سال، عشق اولش دوباره سر و کلهاش پیدا شده.