خلاصه داستان: فیلم ذهنهای شیطانی (۲۰۰۳) به کارگردانی جیم ابوتز با بازی آنجلا فاوئت و اندرو استیونز، داستان مردی ثروتمند به نام لنگستون را روایت میکند که پس از مرگ همسرش، با ورود پسر جوان و جذابش لنگستون جونیور و معشوقه مرموزش لانا به خانهاش، وارد چرخهای از فریب، خیانت و توطئههای مرگبار میشود؛ جایی که روابط ممنوعه و نقشههای شیطانی برای تصاحب ارثیه، زندگی او را به کام نابودی میکشاند و رازهای تاریک گذشته فاش میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «حرفه من مرگ است» ساخته سال ۱۹۷۷ به کارگردانی تئودور کوتولا با بازی ولفگانگ پرایس در نقش رودلف هوس، فرمانده اردوگاه مرگ آشویتس، داستان واقعی زندگی این جنایتکار نازی را از دیدگاه خودش روایت میکند. هوس از یک سرباز وفادار و کشاورز ساده در دوران جمهوری وایمار، به افسر ارشد اساس تبدیل شده و مسئولیت قتل میلیونها یهودی، کولی و مخالفان رژیم را بر عهده میگیرد؛ فیلمی مستندگونه که بدون هیچ توجیهی، بیرحمی و اطاعت کورکورانه از ایدئولوژی نازیسم را به تصویر میکشد و مخاطب را با عمق فاجعه هولوکاست روبرو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «پیوند» (۲۰۱۹) به کارگردانی پل گالیانو با بازی دارسی اروین-سیمپسون در نقش زارن، هری جارویس و استیو ازتین، داستان دختری نوجوان به نام زارن را روایت میکند که پس از آسیب شدید به صورتش، برای عمل جراحی پیوند پوست به کلینیک پیشرفتهای در کره جنوبی مراجعه میکند؛ اما به زودی متوجه میشود که این عمل نه تنها زندگیاش را تغییر میدهد، بلکه او را به موجودی وحشتناک و انتقامجو تبدیل میکند و کلینیک به صحنهای از ترور و وحشت بدل میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۴، فیلم اکشن «قدبلند راه میرود» به کارگردانی کوین برِی با بازی دواین «راک» جانسون در نقش کریس وان، جانی ناکسویل و اشلی اسکات، داستان مردی سرسخت و قهرمان ارتش را روایت میکند که پس از سالها خدمت به زادگاه کوچکش در تنسی بازمیگردد و با فساد گسترده کازینوها، مواد مخدر و جرم و جنایت روبرو میشود؛ او با چوب بیسبال به عنوان نماد عدالت، خود را شریف غیررسمی شهر اعلام کرده و در جنگی بیرحمانه علیه خلافکاران محلی به پا میکند تا نظم و امنیت را بازگرداند.
خلاصه داستان: سریال «تو بدترینی» (You're the Worst) به خلق استفن فالک در سال ۲۰۱۴، یک کمدی رمانتیک سیاه و جسورانه است که با بازی کریس گیر در نقش جیمی نویسنده خودخواه بریتانیایی، آیاش کش در نقش گرتچن مدیر روابط عمومی معتاد و افسرده، دِسمین بورخِس به عنوان اِدگار دوست وفادار جیمی و کِتِر دونوهو در نقش لینزی دوست پرجنبوجوش گرتچن، روایت میشود. داستان بر رابطه غیرمتعارف جیمی و گرتچن تمرکز دارد که پس از ملاقات تصادفی در یک عروسی، پیمانی برای رابطه بدون تعهد و احساسات میبندند، اما خودخواهیها، اختلالات روانی و روابط پیچیدهشان آنها را به سفری پرتلاطم از عشق واقعی، خیانت و رشد شخصی میکشاند و مرزهای روابط مدرن را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کریسمس سفید (۱۹۵۴) به کارگردانی مایکل کرتیز، با بازی درخشان بینگ کرازبی در نقش باب والاس و دنی کی در نقش فیلیپ دیویس، داستان دو سرباز سابق جنگ جهانی دوم را روایت میکند که به ستارگان موسیقی و نمایش تبدیل شدهاند؛ آنها پس از ملاقات با دو خواهر خواننده به نامهای جودی و بتی هیلی (با بازی ورونیکا لیک و روزالیند راسل)، برای نجات مهمانخانه در حال ورشکستگی ژنرال ویژن در برفی و سرد کولورادو، یک نمایش بزرگ کریسمسی ترتیب میدهند و در این میان عشق و دوستیهای ماندگاری شکل میگیرد، در حالی که آهنگهای خاطرهانگیز و رقصهای شاد فضایی رمانتیک و شاداب خلق میکنند.
خلاصه داستان: فیلم در جای او (۲۰۲۴) به کارگردانی الکین توفکیچی، با بازی آنجلا باندي در نقش ليلا و جک متیوز در نقش فين، داستان زن جواني را روايت ميکند که براي رهايي از گذشته پرتلاطمش به کلبهای دورافتاده در استراليا ميرود، اما با ورود مردي مرموز و خشن به نام فين، گرفتار بازي رواني وحشتناکي ميشود که مرز ميان واقعيت و کابوس را محو کرده و رازهاي تاریکي را آشکار ميسازد.
خلاصه داستان: فیلم گریملینز (۱۹۸۴) به کارگردانی جو دانته با بازی زک گالفیگان در نقش بیلی پلتزر، فوبی کیتس در نقش کیت برینگر و هویت آکستون در نقش رند پلتزر، داستان جوانی را روایت میکند که پدرش موجود ناز و دوستداشتنی به نام گیزمو را به عنوان هدیه کریسمسی برایش میآورد، اما این موجود قوانین سختگیرانهای دارد: نباید با آب تماس پیدا کند یا بعد از نیمهشب غذا بخورد؛ نقض این قوانین منجر به تکثیر گریملینهای شیطانی و وحشتناک میشود که شهر کوچک را به صحنه هرجومرج و وحشت تبدیل میکنند و بیلی باید برای نجات خانواده و دوستانش با آنها مقابله کند.
خلاصه داستان: فیلم «نابغه واقعی» (Real Genius، ۱۹۸۵) به کارگردانی مارتا کولیج، داستان کریس نایت (وال کیلمر)، دانشجوی نابغه و شوخطبع دانشگاه پاسیفیک تک را روایت میکند که به همراه دوستان باهوشش مانند میچ (گابریل جارت) و کریستوفر (میشل مایرینک) بر روی پروژهای محرمانه لیزر کار میکنند؛ اما وقتی متوجه میشوند پروفسور هاثاوای فاسد (ویلیام آترتون) قصد دارد از این فناوری برای نابودی یک دانشمند شوروی استفاده کند، با ترکیبی از طنز، نبوغ علمی و نقشههای خلاقانه علیه او شورش میکنند و انتقام میگیرند.