خلاصه داستان: بیگناهان مقدس (۱۹۸۴)، ساخته ماریو کاموس با بازیهای درخشان آلفردو لاندا در نقش پاکو دل آنتوئوسو و فرانسیسکو رابال، داستان غمانگیز خانوادهای فقیر اسپانیایی را در مزرعهای ثروتمند تحت رژیم فرانکو روایت میکند؛ پاکو چوپان خنگ و مطیع، به مرغی علاقهمند میشود و مالک مزرعه به او اجازه میدهد آن را نگه دارد، اما این رویداد کوچک به زنجیرهای از تراژدیها، خیانتها و شورشهای سرکوبشده خانوادگی منجر میشود که نمادی از ستم طبقاتی و تحقیر انسانهای فرودست است.
خلاصه داستان: باستر بزرگ (۲۰۱۸) به کارگردانی پیتر بونزل، مستندی حماسی و تحسینشده درباره زندگی باستر کیتون، نابغه کمدی صامت هالیوود است که با مصاحبههای کارشناسان مانند بیل هایدر و دیک ون دایک، آرشیوهای نادر و بازسازی صحنههای ماندگار، داستان مردی را روایت میکند که با بدلکاریهای دیوانهوار و چهره بیاحساسش در شاهکارهایی چون «شرلوک جونیور» و «ژنرال»، مرزهای سینمای اکشن را جابهجا کرد، اما با سقوط حرفهای، مشکلات مالی و زندگی شخصی پرتلاطم روبرو شد و نمادی از استقامت شد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، مایکل مان با فیلم «افشاگر» داستانی واقعی و نفسگیر را روایت میکند؛ جفری ویگاند (راسل کرو)، دانشمند ارشد شرکت فیلیپ موریس، پس از افشای دروغهای صنعت دخانیات در مورد اعتیادآوری سیگارها، به یک هدف تحت تعقیب تبدیل میشود. لوئیس والاس (آل پاچینو)، تهیهکننده برنامه ۶۰ دقیقه شبکه CBS، با حمایت از ویگاند و مبارزه با فشارهای حقوقی و رسانهای شرکتهای غولپیکر، تلاش میکند حقیقت را به گوش جهان برساند، اما این مسیر پر از خیانت، تهدید و تصمیمات سخت اخلاقی است که زندگی هر دوی آنها را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: فیلم خورشید بلند (۲۰۱۵) به کارگردانی دالیبور ماتانیچ با بازی تیهانا لازوویچ در نقش جلنا، گوران مارکوویچ در نقش آنته و نیوس سینکوویچ در نقش میرْسادا، روایتگر سه داستان عاشقانه تلخ و درهمتنیده در مناطق صربنشین و کرواتنشین بوسنی و هرزگوین است؛ داستان اول در سال ۱۹۹۱ میان یک دختر صرب و پسر کروات، داستان دوم در ۲۰۰۱ میان یک سرباز و دختری از قومیت دیگر، و داستان سوم در ۲۰۱۱ که نشاندهنده زخمهای عمیق جنگ بر روابط انسانی است و عشق را در برابر مرزهای قومی و جنگی به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خانه نگهبانی (۲۰۱۴) به کارگردانی دنیل باربر، داستان سه زن شجاع به نامهای آگوستا (بریت مارلینگ)، لوئیز (هالی استاینفلد) و ریچل (نیکول کیدمن) را در اواخر جنگ داخلی آمریکا روایت میکند که در یک مزرعه دورافتاده در جورجیا تنها ماندهاند و مردان خانوادهشان به جنگ رفتهاند؛ آنها با کمبود غذا و تهدید سربازان یانکی بیرحم روبرو میشوند و برای بقا و دفاع از خانهشان دست به اسلحه میبرند و جنگی نابرابر را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «ساعتها» (۲۰۰۲) به کارگردانی استیون دالدری، بر اساس رمانی به همین نام از مایکل کاننگهام، داستان موازی سه زن را در سه دوره زمانی متفاوت روایت میکند: ویرجینیا وولف (نیکول کیدمن) در انگلستان دهه ۱۹۲۰ که درگیر نوشتن رمان «خانم دالووی» و مشکلات روانیاش است، لوریا براون (جولیان مور) در لسآنجلس دهه ۱۹۵۰ که با زندگی خانهداری و افسردگی دستوپنجه نرم میکند، و کلاریسا وگان (مریل استریپ) در نیویورک معاصر که با مراقبت از دوست مبتلا به ایدزش و تأملات عمیق در زندگیاش روبروست؛ این سه داستان به شکلی استادانه به هم تنیده شده و تمهایی چون زمان، هویت و رنج انسانی را کاوش میکنند، با بازیهای درخشان از اد هریس، تون کولت و دیگران.
خلاصه داستان: فیلم شکارچی سر (۲۰۱۸) به کارگردانی جردن بلیک با بازی کریستوفر رایگ در نقش اصلی، داستان شکارچی تنهایی به نام هانتر را روایت میکند که در دنیایی تاریک و فانتزی پر از هیولاهای وحشی زندگی میکند و با شکار سرهای آنها، انتقام مرگ دخترش را از هیولای افسانهای آپوکالیپس میگیرد؛ سفری پرمخاطره و خشن که با جلوههای ویژه محدود اما داستانسرایی خلاقانه، تنهایی، انتقام و نبردهای حماسی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم قاتل درون من (۲۰۱۰) به کارگردانی مایکل ر. روزر، با بازی کیسی افلک در نقش لوئیس اسمیت، کلانتر ظاهراً مهربان و آرام یک شهر کوچک تگزاس، جسیکا چستین و تد راسموس، روایتی تاریک از زندگی دوگانه یک قاتل سریالی است. لوئیس که با ظاهری فریبنده و جذاب، روابط پیچیدهای با زنان شهر برقرار میکند، پس از کشتن معشوقه فاحشهاش و شریک جنسیاش، وارد بازی خطرناکی میشود که گذشته جنونآمیز و خشونتبارش را برملا میسازد و مرزهای اخلاق و جنون را به چالش میکشد.