خلاصه داستان: جک سامرزبی، سرباز جنگ داخلی آمریکا، پس از شش سال غیبت به خانه بازمیگردد تا همسرش لورل را در مزرعهشان در تنسی پیدا کند. با وجود شباهت ظاهری، رفتار و شخصیت او به طور مرموزی تغییر کرده است و این امر باعث میشود همسرش و اهالی شهر در مورد هویت واقعی او دچار تردید شوند. همزمان، جک با یک برنامه نوآورانه برای احیای اقتصادی شهر همراه با کشت توتون مواجه میشود، اما گذشته تاریک او به زودی گریبانش را میگیرد. فیلم سامرزبی محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی جان آمیلد و با بازی ریچارد گیر و جودی فاستر، داستانی عاشقانه و معمایی را در پسزمینه تاریخی آمریکای پس از جنگ روایت میکند که در آن عشق، فداکاری و هویت واقعی انسانها به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی تاریخی محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی لیودمیل استایکوف، روایتگر یکی از خونبارترین و دردناکترین دورههای تاریخ بالکان است. داستان در قرن هفدهم و در منطقه رودوپه، در امپراتوری عثمانی میگذرد. زمانی که حاکمان عثمانی برای سرکوب مسیحیان و تحمیل اسلام، به روستاهای مسیحینشین یورش میبرند و ساکنان آن را با شمشیر و آتش به پذیرش دین جدید مجبور میکنند. در این میان، مانول، یک راهب مسیحی، شاهد وحشیگریهایی است که علیه هموطنانش روا داشته میشود. او که عشق عمیقی به وطن و ایمان خود دارد، در برابر این ظلم و ستم مقاومت میکند و به امید نجات مردمش، به کوهستان پناه میبرد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانی چون رادو بلگان و آنا پاپادوپولو، تصویری تکاندهنده از جنگ، ایمان، عشق و فداکاری را به تصویر میکشد و بیننده را با خشونت و در عین حال شجاعت این دوران آشنا میسازد.
خلاصه داستان: یک خانواده مافیایی به رهبری جووانی مانزونی، پس از افشای هویتشان توسط یک روزنامه، تحت برنامه حفاظت از شاهدان قرار گرفته و به شهر کوچکی در نورماندی فرانسه منتقل میشوند. فردریک، مأمور افبیآی مسئول حفاظت از آنها، باید این خانواده را با زندگی جدیدشان وفق دهد، اما عادتهای قدیمی و شیوههای غیرمعمول آنها برای حل مشکلات محلی، به سرعت توجهات را جلب میکند. لوک بسون در سال ۲۰۱۳ این کمدی اکشن را با بازی رابرت دنیرو، میشل فایفر و تامی لی جونز کارگردانی کرده است. این فیلم که با نام «مالاویتا» نیز شناخته میشود، داستانی طنزآمیز از برخورد فرهنگ مافیایی با زندگی آرام فرانسوی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این انیمیشن تلویزیونی محصول سال ۲۰۰۹، روایتگر ماجراجویی خارقالعاده لاکپشتهای نینجای محبوب است. داستان زمانی آغاز میشود که نسخه کلاسیک لاکپشتها (لئوناردو، رافائل، دوناتلو و میکلآنجلو) از دنیای خود به دنیای مدرن لاکپشتهای نینجا در سال ۲۰۰۳ سفر میکنند. این سفر تصادفی توسط شروری به نام کرنگ و همراه شرورش فوت ساخته میشود که قصد نابودی تمام نسخههای لاکپشتهای نینجا در چندجهانی را دارند. دو گروه لاکپشتها ابتدا با یکدیگر اختلاف دارند، اما به زودی متوجه میشوند که باید متحد شوند تا با تهدیدی بزرگتر مقابله کنند. آنها با همکاری یکدیگر و با کمک نسخه اصلی و سیاهسفید لاکپشتها از سال ۱۹۸۷، وارد نبردی حماسی برای نجات تمام دنیاها میشوند. در این ماجراجویی، آنها با نسخههای مختلفی از شخصیتهای آشنا مانند اسپلینتر، شردر و کرنگ روبرو شده و در نهایت با استفاده از قدرت دوستی و کار تیمی، موفق به شکست شروران و بازگرداندن تعادل به چندجهانی میشوند.
خلاصه داستان: سام بالدوین پس از مرگ همسرش مگی، دچار افسردگی شدیدی شده و تنها همراه پسر هشتسالهاش جونا در سیاتل زندگی میکند. جونا که نگران پدرش است، در شب کریسمس با برنامه رادیویی دکتر مارش فیلد تماس میگیرد و از تنهایی و غم پدرش میگوید. سام مجبور به صحبت با مجری میشود و داستان عشقش به همسر فقیدش را تعریف میکند. صدای او از رادیو پخش میشود و میلیونها زن را در سراسر آمریکا تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله آنی رید، روزنامهنگار نامزد کرده در بالتیمور. آنی که مجذوب صدای سام شده، نامهای برای او مینویسد و پیشنهاد ملاقات در ساختمان امپایر استیت در روز ولنتاین را میدهد. در همین حال، جونا به طور پنهانی به نامههای ارسالی برای پدرش پاسخ میدهد و با آنی ارتباط برقرار میکند. آنی که در آستانه ازدواج با والتر، مردی مهربان اما قابل پیشبینی است، برای تحقیق به سیاتل سفر میکند و سام و جونا را از دور میبیند. جونا متقاعد شده که آنی گزینه مناسبی برای پدرش است و تلاش میکند تا این دو را به هم برساند. سام که هنوز درگیر خاطرات همسرش است، ابتدا تمایلی به شروع رابطه جدیدی ندارد، اما عشق جونا به آنی و اصرار او باعث میشود تا سام برای ملاقات با آنی به نیویورک برود. این فیلم عاشقانه کلاسیک محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی نورا افرون، با بازی تام هنکس و مگ رایان، داستانی لطیف و به یاد ماندنی درباره عشق، سرنوشت و امید را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «اولیس» (Ulysse) ساختهی اگنس واردا، کارگردان برجستهی فرانسوی، در سال ۱۹۸۲ تولید شده است. این اثر مستندگونه، عکسی قدیمی از یک مرد برهنه در ساحل به نام اولیس را به تصویر میکشد که واردا خود در سال ۱۹۵۴ آن را ثبت کرده بود. او با بازگشت به این تصویر، به کاوش در ماهیت خاطره، زمان و فرآیند تفسیر دوبارهی آثار هنری میپردازد. واردا در این فیلم با مردی که در عکس به تصویر کشیده شده (اولیس) و پسرش که در کودکی در همان عکس حضور داشت، گفتگو میکند و خاطراتشان را مرور مینماید. این اثر عمیق و شخصی، مرزی میان واقعیت و تخیل را کمرنگ کرده و به تأملی شاعرانه دربارهی هنر عکاسی و گذر زمان تبدیل میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «تصاویری از اروپا» یک فیلم آنتولوژی محصول سال ۲۰۰۴ است که توسط ۲۵ کارگردان برجسته از سراسر قاره اروپا ساخته شده است. این پروژه سینمایی منحصر به فرد، به هر کارگردان ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه زمان داد تا دیدگاه خود را درباره اروپای معاصر، هویت مشترک و آینده آن در قالب یک فیلم کوتاه به تصویر بکشد. از جمله کارگردانان شرکتکننده میتوان به ویم وندرس، رومان پولانسکی، تئو آنگلوپولوس، آکی کوریسماکی، پدرو آلمودوار، لارس فون تریه و برادران تاویانی اشاره کرد. هر بخش، بازتابی از نگرانیها، امیدها و چالشهای اروپای متحد است و در کنار هم، موزاییکی پیچیده و چندوجهی از این قاره را شکل میدهند. این فیلم که در بحبوحه گسترش اتحادیه اروپا ساخته شد، به عنوان یک اثر هنری-سیاسی، پرسشهای بنیادینی را درباره مرزها، فرهنگ و سرنوشت مشترک اروپاییان مطرح میکند.
خلاصه داستان: جو لمپتون، مردی جوان و بلندپرواز از طبقه کارگر، در شهری صنعتی در انگلستان پس از جنگ، برای شهرداری کار میکند و مصمم است به هر قیمتی به طبقه مرفه جامعه راه یابد. او عاشق سوزان، دختر ثروتمندترین مرد شهر میشود، اما همزمان با آلیس، زنی مسنتر و متاهل که از همسرش جدا شده، وارد رابطهای پرشور و عاطفی میگردد. جو در یک دوراهی اخلاقی و عاطفی گرفتار میشود؛ از یک سو عشق واقعی و عمیق به آلیس و از سوی دیگر وسوسه ثروت و موقعیت اجتماعی که از طریق ازدواج با سوزان به دست میآورد. این تقابل میان عشق و جاهطلبی، زندگی او را به مسیری ویرانگر میکشاند و او را وادار میکند تا بهای سنگینی برای رسیدن به قلههای اجتماعی بپردازد. این فیلم درام بریتانیایی به کارگردانی جک کلیتون و با بازی سیمون سینیوره و لارنس هاروی، برنده دو جایزه اسکار شد و به عنوان یکی از مهمترین آثار سینمای رئالیسم اجتماعی انگلستان شناخته میشود.
خلاصه داستان: در لهستان تحت اشغال نازیها، ایرنا سندلرووا، مددکار اجتماعی شجاع، زندگی خود را وقف نجات کودکان یهودی از چنگال هولوکاست میکند. او با استفاده از موقعیت خود در بخش رفاه شهری و همکاری با شبکه زیرزمینی مقاومت، صدها کودک را از محله یهودینشین ورشو خارج کرده و با هویت جدید در خانوادههای مسیحی و صومعهها پنهان میکند. با وجود خطرات بیشماری که جانش را تهدید میکند، از جمله بازداشت و شکنجه توسط گشتاپو، ایرنا نام و هویت واقعی هر کودک را در بطریهایی دفن میکند تا روزی بتوانند به خانوادههای خود بازگردند. این فیلم حماسی که در سال ۲۰۰۹ توسط جان کنت هریسون کارگردانی شده و با بازی تحسینبرانگیز آنا پاکوین در نقش ایرنا سندلرووا، داستان واقعی زنی فداکار را روایت میکند که با شهامت بینظیر خود، امید را در تاریکترین دوران تاریخ زنده نگه داشت.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه کمدی محصول سال ۱۹۴۰ به کارگردانی گوردون داگلاس و با بازی دو غول طلایی کمدی، لورل و هاردی، داستان دوستی ناگسستنی استن و اولی را روایت میکند. استن (استن لورل) از کار در کارخانه سازدهنی به دلیل شنیدن صدای مداوم سازدهنیها دچار نوعی اختلال عصبی میشود و پزشک به او توصیه میکند که برای بهبودی به یک سفر دریایی آرام برود. اولی (اولیور هاردی) که همیشه حامی دوستش است، یک قایق کوچک و فرسوده اجاره میکند تا همراه او به دریا بروند. اما سفر آرام آنها زمانی به یک ماجراجویی پرماجرا و خندهدار تبدیل میشود که با یک گانگستر فراری به نام «نَک» (ریچارد کیل) مواجه میشوند که در حال فرار از پلیس است و قایق آنها را برای پنهان شدن انتخاب میکند. حضور نک و تعقیب و گریز با پلیس، همراه با مشکلات فنی قایق و هماهنگ نبودن استن و اولی، صحنههای کمدی بینظیری را خلق میکند.