خلاصه داستان: داستان حول محور پسری به نام علی و دوستانش می گذرد که برای تحقیق در مورد قتل بهترین دوستشان وفا که با بورسیه در همان مدرسه درس می خواند، در یک مدرسه عالی پذیرش می شوند.
خلاصه داستان: دختری به اسم کسی بلیک بعد از مرگ مادرش تو آتش سوزی میره که با مادربزرگش توی شهری زندگی کنه که رمز و راز زیادی با خودش داره جایی که از طریق پسری به اسم آدام میفهمه یه جادوگره و با گروهی از جادوگرا آشنا میشه که هر کدوم نیروهای خاص خودشونو دارن اما با این حال شوکه شده و هیچ چیزیو باور نمیکنه تا اینکه پس از پیدا کردن دفترچه ی خاطرات مادرش به هویت واقعی خودش پی میبره بی خبر از اینکه چه خطراتی در انتظارشه
خلاصه داستان: داستان خانواده ای متوسط که می خواهند وارد قشر پولدار و سطح بالا شوند.
چنگیز اوزپاموک، مالک اوزپاموک تکستیل، پسرش اوزان را از مدیر کلی برکنار می کند و «یاشار یوکسل» را که در پایین ترین سطح شرکت مشغول است را به عنوان مدیر کل شرکت انتخاب می کند
اوزان اخراج شده ویلای مدیر کل را تخلیه می کند و یاشار با خانواده اش که در یک خانه منطقه فقیر نشین زندگی می کردند، به این ویلا نقل مکان کرده و حالا عضوی از جامعه پولدارها هستند
خلاصه داستان: تونی به دلیل برنده شدن در یک مسابقه، مادرش هایدی را برای مرخصی از رستوران به سفر میبرد. هرچند هایدی مایل به سفر نبود؛ اما چه کسی میتوانست از یک سفر یک هفتهای لوکس به ساحل بالتیک دل بکند؟
در خانه، روفوس که نامزد و همکار تونی است، بسیار راضی است که تنها در خانه باشد. البته سرآشپز شیرینیپز هنوز مشغول بازیافتن ستارهاش با ارائه غذای لذیذش در آشپزخانه ساده روستایی تونی است.
در همین حال، هایدی به طور تصادفی با ایوو، سرپیشخدمت سابق روفوس که الان سرآشپز هتل است، روبرو میشود. عشق دوباره در هوا میچرخد و هایدی میخواهد بلافاصله با ایوو رابطهاش را از سر بگیرد؛ اما تونی هشدار میدهد که باید محتاط بود.
خلاصه داستان: ایزو برای رسیدن به رویاهایش می جنگد و به جز امید چیز دیگری در زندگی ندارد. هارون و مادرش نرمین می خواهند از وضعیت ایزو سوء استفاده کنند اما خبر ندارند که چه کارهایی از او ساخته است.
خلاصه داستان: این مجموعه روایتگر داستان عشقی غیرممکن که زاده ی انتقام است. میران بعنوان تاجری وارد شهر میشه و مراوداتش رو با خانواده ی شاداوعلوها بیشتر وبیشتر میکنه و در نهایت نوه ی نصوح شاداوعلو یعنی (ریّان) رو خواستگاری میکنه، از اوجاییکه ریّان نوه ی واقعی و تنی نصوح خان نیست و میران خواستگار واقعا خوبی محسوب میشه نصوح میخواد که نوه ی دیگه اش رو بهش بده، به همین منظور از اونا دعوت میکنه تا برای مراسم خاستگاری به خونش برن اما…
خلاصه داستان: کیم یون هی به دلیل شرایط خانوادگی و فوت پدرش مجبور بوده از سن نوجوانی کار کند و به دلیل این که کار کردن زنان در آن دوره ممنوع بوده است او همیشه این کار را با ظاهری پسرانه انجام می داده تا مشکلی برایش رخ ندهد. او همچنین توانسته ضمن این که کار می کند ، درس هایش را نیز بخواند و از لحاظ تحصیلی نیز عقب نماند.
خلاصه داستان: سریال «مادر من» یک درام خانوادگی است که داستان پارک سون جا، مادری که سه دخترش را به تنهایی بزرگ کرده، را روایت میکند. او رستورانی کوچک را اداره میکند و با چالشهای زندگی مدرن، روابط خانوادگی و فشارهای اجتماعی روبهرو میشود. داستان با فضای احساسی و واقعگرایانه، به موضوعاتی مانند عشق مادری، روابط خواهرانه و استقامت میپردازد. بازی بازیگران و روابط خانوادگی سریال بسیار تحسین شده است.
خلاصه داستان: سئو یوکیونگ، به عنوان دستیار آشپز در رستورانی ایتالیایی کار می کند. او پس از 3 سال به آرزویش می رسد و دستیار سرآشپز پاستا می شود. سرآشپز “چوی هیون ووک” است که کارش را در ایتالیا یاد گرفته و یکی از بهترین سرآشپزهای کُره است. “چوی هیون ووک” که به جای سرآشپز اخراج شده آمده تصمیم می گیرد تمام زنان سرآشپز رستوران را اخراج کند. عقیده وی این است که زنان نباید در آشپزخانه او باشند. یک روز هم نوبت “سئو یوکیونگ” می شود و این موضوع ماجراهایی را پدید می آورد…