خلاصه داستان: زمانی که هابک برای پیدا کردن یه سنگ جادویی به زمین میاد از سو آه که یه روانپزشک هست میخواد تا بهش کمک کنه. خانواده سو آه برای نسل ها به خدای آب خدمت کردند اما مشکل اینجاست که خود سو آه اعتقادی به این کار نداره همه چیز وقتی جالب میشود که الهه آب ، خدای باد و خدای کوچک خودشان را نشان میدهند…
خلاصه داستان: گزیده یک قاضی محترم دادگاه خانواده است. اون یه خانم درستکار و قانونمداره که مانع از هم پاشیدن خیلی از زندگی های مشترک شده و بچه های زیادی رو به عشق و محبتی که لایقشون بودن رسونده و همیشه طرف حق و عدالت رو گرفته و فکر میکرد همراه با شوهرش و دو تا بچههاش یک خانواده نمونه هستن و یک زندگی شرافتمندانهای دارن و بعد از این هم قراره یه زندگی شاد و آروم و سرشار از محبت بگذرونن ولی یه روز گزیده تصادفا متوجه چیزی میشه و میفهمه زندگیش فقط قلعه ای از شن بوده…
خلاصه داستان: این داستان در اواخر دوره ی گوریو و اوایل دوره ی چوسان اتفاق می افتد، وقتی دو دوست بخاطر اختلاف نظر درباره کشور خود، دشمن یک دیگر میشوند. سو هوای فرزند فرمانده سو گئوم میباشد . وی جنگجوی ماهریست که در مقابل بی عدالتی سکوت نمیکند. او زندگی بسیار سختی دارد اما با این حال بازم لبخند میزند. از طرفی نام سان هو فرزند زنی از طبقه پایین، فردی باهوش و با استعداد میباشد که سعی میکند تا امتحان خدمت سربازی را قبول شود کسی که رویایش را بخاطر رسوایی فساد پدرش از دست داده حالا نیز به علت یک سوتفاهم وارد یک درگیری با سو هوای میشود...
خلاصه داستان: داستان از آنجا آغاز میشود که در مناطق شمالی زمین، در «کی رونا» در داخل مدار شمالگان و در دوردستهای شمال کشور سوئد، مردی به بالهای یک هلیکوپتر متصل شده. وقتی هلیکوپتر روشن میشود و پرههای آن آغاز به چرخیدن میکند نیروی گریز از مرکز خون را با فشار زیاد به سر مرد میکوبد و نیرو به حدی شدید است که جمجمهی مرد متلاشی میشود و تکههای آن در کوهستان پاشیده میشود. پس از این قتل وحشیانه «کاینا زادی» یک افسر پلیس فرانسوی برای تحقیق دربارهی این قتل به آنجا سفر میکند. در این تحقیقات، «آندرس هارنسک» (با بازی گوستاو هممارستین)، که از قبایل «سامی» اسکاندیناوی است، هم به «کاینا» کمک میکند. در ادامه با کشف چند مورد دیگر قتل، «کاینا» و «آندرس» متوجه میشوند که با یک قاتل زنجیرهای بیرحم روبرو هستند و اینکه این قتلها به شکل اسرارآمیزی با یک توطئهی سری مرموز ده ساله مرتبط است که حالا جان بسیاری ساکنان آنجا را تهدید میکند.
خلاصه داستان: داستان سریال در مورد شهر کوچکی در منطقه قطبی اسکاندیناوی است که جمعیتی حدود ۷۰۰ نفر دارد. این شهر کوچک، به آرامش و امنیت شهرت دارد، جایی که ساکنان آن دیگر نگران وقوع جرم نیستند. اما این امنیت همیشگی نیست و بصورت ناگهانی، قتل مرموزی اتفاق میوفتد که آرامش و سکوت شهر رو در هم میشکند. بعد از این حادثه، اسرار تاریک و پنهان این شهر کم کم نمایان میشوند…
خلاصه داستان: داستان این مینی سریال که برگرفته از داستان های کوتاه آگاتا کریستی می باشد، ماجرای جستجو برای یافتن قاتل یک زن ثروتمند است که جسدش در خانه ی خودش در لندن کشف شد…
خلاصه داستان: ساخت فیلم بعد از وقایع صورت گرفته در چند سال اخیر و بهار عربی و سقوط تعدادی از دیکتاتورها در زندگی واقعی نیز می تواند یادآور سرنوشت تعدادی از دیکتاتورهای معاصر از جمله "سرهنگ قذافی"باشد. نحوه پیدا کردن رئیس جمهور توسط مردم و نیروهای نظامی در پایان فیلم بسیار شبیه به روایت و داستان واقعی پیدا کردن قذافی است .
خلاصه داستان: پس از ربوده شدن بابانوئل، رئیس امنیت قطب شمال، کالوم دریفت باید با بدنامترین شکارچی جایزهبگیر جهان به نام جک اومالی در یک ماموریت هیجانانگیز و خطرناک برای نجات کریسمس متحد شود اما…
خلاصه داستان: در سریال تو گریه نکن استانبول ماجرای عشق پسری به نام فرهاد به دختری به نام شهرزاد است. فرهاد روزنامهنگار و شهرزاد پزشکی میخواند. آن دو عاشق یکدیگرند و قصد ازدواج دارند. دفتر کار فرهاد به خاطر انتشار مطالب سیاسی مورد هجوم عدّهای از اوباش قرار میگیرد و در حین درگیری یکی از اوباش از ساختمان سقوط میکند و میمیرد. فرهاد نیز به جرم قتل او دستگیر شده و مورد شکنجه قرار میگیرد و...