خلاصه داستان: در داستان "حسادت"، دو خواهر زاده که زندگیهای متفاوتی دارند، با یکدیگر روبرو میشوند. یکی از آنها یک زندگی شلوغ و پرمشغله در شهر دارد، در حالی که دیگری در یک روستای آرام زندگی میکند. این دیدار سرنوشتساز باعث میشود تا احساساتی مانند حسادت، علاقه و کینه در آنها برانگیخته شود. در حینی که آنها تلاش میکنند تا به درک بهتری از زندگی و انتخابهای همدیگر برسند، آیا میتوانند از احساسات منفی فاصله بگیرند و به یک رویکرد مثبتتر نزدیک شوند؟