خلاصه داستان: در انگلستان سال ۱۸۱۳، خانم استروژنیا تالبوت درست در لحظه پیشنهاد ازدواج دچار قاعدگی میشود. نامزدش که خون را با جراحت اشتباه گرفته، او را به خانه میبرد، اما استروژنیا با توضیح این چرخه طبیعی، نه تنها سوءتفاهم را برطرف میکند بلکه پیوند عاطفیشان را عمیقتر میسازد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۳۰ انگلستان، ورود یک دزد یتیم به نام اریک به عنوان خدمتکار در عمارت مجلل «فکهام هال»، زندگی ساکنان آن را دگرگون میکند. او عاشق دختر لرد میشود، اما با کشته شدن ناگهانی لرد، اریک خود را در میان زنجیرهای از معماهای جنایی و کمدی مییابد که رازهای خانوادگی بزرگی را برملا میکند.