خلاصه داستان: پس از موفقیت در ماموریت کافهتریا، اعضای گروه راهی سفری هیجانانگیز به مکزیک میشوند تا با کسب تجربیات جدید و آشنایی با فرهنگ و طعمهای نوین، به ارتقای شرکت خود کمک کنند. این سفر ماجراجویانه و جذاب، دیدگاههای تازهای به آنها بخشیده و روابطشان را صمیمیتر از همیشه میکند.
خلاصه داستان: الکساندرو، خواننده ماریاچی و پدری تنها، پس از رد شدن درخواست ویزای دخترش توسط راشل، کارمند سفارت آمریکا، ناامید میشود. اما یک رویارویی تصادفی و نجات راشل در خیابانهای مکزیکوسیتی، جرقهای از یک رابطه عاشقانه و غیرمنتظره را میان دو دنیای کاملاً متفاوت روشن میکند.