خلاصه داستان: "فنلاند پاپا" داستان لی یو-ری، یه زن جوون که بعد از مرگ مادربزرگش، عزیزترین کسش، داغون شده، رو روایت میکنه. اون برای شروع دوباره دنبال کار میگرده و توی کافهای عجیب به اسم فنلاند پاپا که یه شخصیت مرموز به اسم "پاپا" ادارهش میکنه، برای مصاحبه میره. وقتی میرسه، کارمندا بهش غذا میدن و باهاش میخورن، و معلوم میشه همین غذا خوردن خودش "مصاحبه" بوده! یو-ری کارو میگیره، اما شوکه میشه وقتی میفهمه هیچکس نمیدونه پاپا کیه. کارمندا باید "اسم خانوادگی" بگیرن و همیشه باهم غذا بخورن تا "انسجام خانوادگی" حفظ بشه. این قانون حرفای مادربزرگش و عشق اولش، بک وو-هیون، که همیشه مراقب بود یو-ری تنها غذا نخوره، رو به یادش میاره. سریال که پر از درام عاشقانه، شفا و حس خانوادگیه، قصهای گرم درباره پیدا کردن عشق و معنای واقعی خانوادهست، هرچند بعضیها میگن ریتم کند و معماهای حلنشدهش ضعفه.