خلاصه داستان: یک دختر جوان با نام مستعار "بیوتی" در یک شب تاریک و بارانی به طور ناگهانی در خیابانهای شهر گم میشود. او که دچار آسیبهای شدید روانی و جسمی است، تنها امیدش به دیدن مادرش است که سالها پیش از دستش رفته است. در این بین، یک مرد جوان به نام "پین" با گذشتهای تاریک و پشت سر گذاشتن یک تراژدی شخصی، او را مییابد و تصمیم میگیرد به او کمک کند. این دو نفر که هر یک آثار درد و رنج گذشته را در وجود خود حمل میکنند، در کنار هم سفری آغاز میکنند که آنها را به درک عمیقتری از زندگی، عشق و آزادی میرساند. در این سفر، آنها میآموزند که گاهی زیبایی واقعی از درد و رنج برمیخیزد و شاید تنها راه رهایی از گذشته، باور به آینده و پذیرش آن است.