خلاصه داستان: ویلی مککی جوان پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد تا ارثیه خانوادگیاش را تصاحب کند، اما ناخواسته درگیر کینه دیرینه و مرگبار میان خانواده خود و خاندان رقیب میشود. او عاشق دختری از خانواده دشمن میشود و حالا باید در خانهای که طبق قوانین مهماننوازی حق کشتن او را در آن ندارند، برای بقای خود تلاش کند.