خلاصه داستان: شاهزاده مونونوکه، شاهکار انیمهای هایائو میازاکی در سال ۱۹۹۷، داستان آشیتاکا، شاهزادهی جوانی از قبیله امیشی را روایت میکند که توسط خدای گراز نعرهکشی نفرین شده و برای یافتن درمانی برای این طلسم مرگبار، سرزمین مادری خود را ترک میکند. او در سفر خود به سرزمینی افسانهای میرسد که در آن جنگ میان خدایان حیوانات جنگل به رهبری گرگ سفید مورو و سان، دختری که توسط گرگها بزرگ شده و به «شاهزاده مونونوکه» معروف است، و انسانهای ساکن شهر آهنگری تتارابایاشی به رهبری بانوی آهنین، لیدی ابوشی، در جریان است. آشیتاکا در میانه این درگیری قرار میگیرد و تلاش میکند تا میان طبیعت و تمدن، و ویرانی و بقا، صلح برقرار کند.