خلاصه داستان: در روستای کوچکی در هند، مرد جوانی به نام سریکانت به دنبال عشق و آرامش است. او با دختری به نام سونو آشنا میشود و بین آنها عشقی شدید شکل میگیرد. با این حال، پدر سونو مخالف این رابطه است و میخواهد دخترش را به شخص دیگری داده شود. سریکانت و سونو تصمیم میگیرند با هم فرار کنند و در شهری دیگر زندگی کنند. اما پدر سونو آنها را تعقیب میکند و بین آنها نبردی سخت در میگیرد. در نهایت، سریکانت و سونو موفق میشوند با هم باشند و در کنار هم آرامش و خوشبختی را پیدا کنند.