خلاصه داستان: در داستان "دندانها"، دختر نوجوانی به نام دونی به دنیای جنسیت و رابطههای عاشقانه وارد میشود. او که به عنوان یک فمینیست جوان و فعال در یک گروه ضد جنسیت شناخته میشود، با یک پسر جوان آشنا میشود و به تدریج به یک رابطه عاشقانه و جنسی پرداخته و در نهایت با تجربهای ناخوشایند مواجه میشود. این تجربه منجر به کشف یک ویژگی جسمانی عجیب در دونی میشود: او دندانی در مقعد خود دارد که قادر به جدا کردن اعضای تناسلی مردان است. این کشف منجر به یک سری اتفاقات خندهدار و ترسناک میشود که دونی را به یک قهرمان غیرعادی تبدیل میکند.