خلاصه داستان: یک بازیگری برجسته به نام مایلو تیندال از طرف دوست قدیمی خود ویلیام شکسپیر (مایکل کین) دعوت میشود تا در منزل او حضور یابد. ویلیام، یک نویسنده موفق و ثروتمند، به مایلو اعتراف میکند که همسرش مگ به او خیانت کرده است. او از مایلو میخواهد تا در بازی بازي کردن نقشهای مختلف در یک بازی مرموز با او همکاری کند. بازی اینگونه آغاز میشود که ویلیام به مایلو میگوید که قصد دارد همسرش را بکشد و از او میخواهد تا در این عملیات به او کمک کند. مایلو ابتدا مقاومت میکند، اما در نهایت قبول میکند. آنها شروع به بازی کردن میکنند که آیا ویلیام واقعاً قصد قتل همسرش را دارد یا اینکه همه چیز بخشی از بازی اوست. در طول بازی، روابط بین آنها پیچیدهتر و خطرناکتر میشود و حقیقت تاریکی در مورد گذشته و حال آنها آشکار میشود.