خلاصه داستان: در داستان "درمان اسب"، یک جوان به نام لیلا که به دنبال یافتن هدف و معنا در زندگی خود است، با یک اسب آسیبدیده مواجه میشود. این اسب که به نام "شادی" شناخته میشود، به دلیل سوء استفاده و آزارهای گذشته، اعتماد به انسانها را از دست داده است. لیلا تصمیم میگیرد به کمک این اسب برود و در این راه، با چالشهای زیادی مواجه میشود. او با استفاده از تکنیکهای درمانی و صبورانه، به شادی کمک میکند تا دوباره به زندگی خود اعتماد کند. در طول این سفر، لیلا نیز به خودش پی میبرد و زخمهای درونی خود را التیام میبخشد. این داستان به موضوعات شفا، بخشش و قدرت تغییر در زندگی انسانها و حیوانات میپردازد.