خلاصه داستان: در داستان «خون ناخن گرگی»، یک گروه از جوانان به دنبال یک اسطوره قدیمی در جنگلهای مهیب میروند. آنها به دنبال یک ناخن خونین هستند که به گفتهها قدرت تبدیل انسان به گرگ خونی را دارد. اما هر چه به هدف نزدیکتر میشوند، رازهای تاریکی از گذشته آشکار میشود و آنها متوجه میشوند که این ناخن نه تنها قدرت تبدیل را دارد، بلکه لعنتی است که هر کس آن را لمس کند، روحش به دام اهریمنی بزرگ میافتد. در حالی که اعضای گروه یکی پس از دیگری دچار تغییرات عجیب و غریب میشوند، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا قدرت این ناخن ارزش پرداخت حیاتشان را دارد یا خیر.