خلاصه داستان: دونالد در مزرعه ای برای تعطیلات است. بعد از اینکه همه زنان زیبا بهترین اسب ها را انتخاب می کنند، دونالد در نهایت به پسر غمگین روور بوئی می رسد. اما Rover Boy هیچ کاری با دونالد نمی خواهد.
خلاصه داستان: دانلد کشاورز سیب متوجه می شود که سیب هایش خورده شده اند و چیپ n\' دیل را در حال شکار می کند. در نبرد بعدی، دونالد از یک هلیکوپتر برای اسپری آنها استفاده می کند (اما آنها ماسک های کوچک گاز دارند). و سپس او واقعاً او را وارد می کند ...
خلاصه داستان: گوفی پس از فهمیدن اینکه چگونه لباس بپوشد، برای نشان دادن هنر اسکی به پیست میرود. گوفی از طریق مجموعهای از گنگها و ماجراهای ناگوار، چرخشها، اسکی کردن به عقب و حتی پرش اسکی را نشان میدهد.
خلاصه داستان: در جنگل های آمریکای جنوبی، راوی ما را با پرندگان مختلفی که در آنجا زندگی می کنند و عکاس حیات وحش دونالد داک که قصد دارد تعدادی عکس تهیه کند، آشنا می کند. متأسفانه تمام تلاش های او برای عکاسی از پرندگان بر باد می رود ...
خلاصه داستان: یک سوسک مسنتر از گونههای کمیاب به یک رهگذر جوان توصیه میکند از عبور از یک رودخانه، جایی که احتمالاً توسط جمعآور حشرات دونالد گرفتار میشود، توصیه میکند، همانطور که خودش تقریباً در جوانی چنین بود.
خلاصه داستان: دونالد در حال لذت بردن از یک روز در ساحل است، اما او به طور ناخواسته نقطه ای را درست در کنار یک زنبور قرار داده است. البته این یعنی جنگ...
خلاصه داستان: باغبان دونالد زنبورها را در باغ خود می بیند و آنها را به دنبال عسل به کندو می برد. زنبوری که از کندو محافظت می کند به او اجازه ورود نمی دهد، بنابراین دونالد خود را به شکل یک زنبور در می آورد.