
عاشقانه تاریک یا جنبه دیگری از میل انسان
با احترام به تمام فیلمهای عاشقانهای که حال ما را خوب میکنند، گاهی هیچچیز جذابتر از تماشای جنبههای تاریک و ویرانگر عشق نیست. داستانهای عاشقانه تلخ و پیچیده، فراتر از زمان و مکان، همواره مخاطبان را مجذوب خود میکنند. از عشقی ناب اما ممنوع که در برابر دنیای بیرحم بیرونی قد علم میکند، تا لایههای پنهان تاریکی که زیر احساسات عاشقانه پنهان شدهاند—همه اینها میتوانند بیننده را در دل داستان فرو ببرند و او را غرق در یک روایت احساسی و تأثیرگذار کنند.
در این فهرست، نگاهی داریم به برترین فیلمهای عاشقانه تاریک تاریخ سینما، از قرون وسطی تا دوران معاصر، تا اگر روزی بخواهید جنبههای تاریک عشق را کشف کنید، بهترین گزینهها را در اختیار داشته باشید. با فیتوفیلم همراه باشید.
15. The Souvenir

فیلم The Souvenir اولین بخش از دوگانه عاشقانه نیمهزندگینامهای جوانا هاگ است. این اثر روایتگر سالهای تحصیل کارگردان در عرصه فیلمسازی، اما از نگاه شخصیت خیالیاش، جولی، است. جولی در طول داستان، عاشق آنتونی میشود—مردی مسنتر که در ادامه مشخص میشود به هروئین اعتیاد دارد. با عمیقتر شدن رابطهشان، فاصلهای نامحسوس اما دردناک بین آنها شکل میگیرد.
جوانا هاگ در این فیلم، دهه ۸۰ میلادی را با فضایی شاعرانه و خاص به تصویر میکشد؛ اتمسفری که رابطه پیچیده و احساسی بین جولی و آنتونی را در بر میگیرد. آنچه در The Souvenir ثابت میماند، خود عشق است—عشقی که حتی در سایه اعتیاد و خشونت نیز همچنان حضوری ملموس دارد. جولی و آنتونی، دو شخصیت پیچیده با انگیزههایی مبهماند، اما همین پیچیدگی، آنها را به کاراکترهایی انسانی و قابل درک برای مخاطب تبدیل میکند.
14. A New Leaf

فیلم A New Leaf مانند بسیاری از آثار الین می، از جمله فیلمهای کمتر دیدهشده و سوتفاهمشدهی عصر نو هالیوود است. با این حال، در مقایسه با دیگر آثار این کارگردان، A New Leaf توانست در همان ابتدای اکران، عملکرد خوبی در گیشه داشته باشد. اما در نهایت، به دلیل رویکرد جسورانهاش در نمایش جنبههای تاریک عشق، برای مخاطبان سبک کمدی رمانتیک چندان آشنا و قابلهضم نبود و نتوانست موفقیت گستردهای کسب کند.
این فیلم که توسط خود الین می از داستانی نوشته جک ریچی اقتباس شده، همچنان یکی از پیچیدهترین و عجیبترین آثار در ژانر کمدی رمانتیک محسوب میشود. ویژگی خاص فیلم این است که عناصر تاریک، درست به اندازه طنز و عشق، در آن برجسته هستند. والتر متیو در نقش هنری گراهام ظاهر شده—جوانی عیاش و خوشگذران از نیویورک که پس از ولخرجی تمام ارثیهاش، بهجای تغییر سبک زندگی، نقشهای متفاوت در سر دارد: اغوای هنریتا لوول (با بازی خود الین می) و سپس کشتن او برای تصاحب ثروتش. اما نقشه او مطابق انتظار پیش نمیرود و یک رابطه عاشقانه عجیب میان هنریِ طمعکار و هنریتا سادهدل شکل میگیرد.
نکته جالب اینجاست که فیلم هرگز از تاریکی این داستان عاشقانه کم نمیکند، بلکه با طنزی ظریف، بسیاری از کلیشههای رایج در ژانر رامکام را به سخره میگیرد. البته، این فیلم تنها یک پارودی نیست؛ بلکه نگاهی منحصربهفرد و تاملبرانگیز به روابط عاشقانه میان انسانها دارد.
13. Head-On

فیلم Head-On یکی از آثار برجسته در ژانر عاشقانه تاریک است که توانست در سال ۲۰۰۴ جایزه خرس طلایی جشنواره برلین را از آن خود کند. سیبل ککیلی، که بسیاری او را از بازی در سریال Game of Thrones به یاد دارند، در این فیلم نقش زنی افسرده را ایفا میکند که اخیراً تلاش کرده به زندگی خود پایان دهد. پس از این اقدام، او به یک کلینیک روانشناسی منتقل میشود و در آنجا با کهیت—مردی معتاد و خودویرانگر که هیچ هدفی در زندگی ندارد—آشنا میشود. آنها بدون وابستگی عاطفی ازدواج میکنند، اما زمانی که احساسات واقعی از زیر سطح بیرون میزند، خشونت به رابطه آنها راه پیدا کرده و تهدیدی جدی برای آیندهشان میشود.
Head-On با پرداختن به موضوعاتی مانند اعتیاد، خودکشی و آزار جنسی، این مضامین را در دل یک داستان عاشقانه پیچیده و تأثیرگذار قرار میدهد. این فیلم سفری به درون خودشناسی و رستگاری است و نشان میدهد که عشق، با تمام زیبایی و قدرت رهاییبخش خود، میتواند همزمان ویرانگر و نابودکننده نیز باشد. نکته قابل توجه این است که فیلم Head-On با نگاهی همدلانه به شخصیتهایش مینگرد و مخاطب را نیز وادار میکند با وجود تمام عیوب و ضعفهای آنها، ارتباطی عاطفی برقرار کند.
12. The Lovers on the Bridge

پل پون نوف، قدیمیترین پل پاریس، پسزمینهای برای روایت فیلم The Lovers on the Bridge است؛ یکی از تاریکترین عاشقانههای دهه ۹۰ میلادی. این فیلم داستان دو بیخانمان را روایت میکند که سرنوشت تلخ و گذشتهی تراژیکشان، آنها را در خیابانهای پاریس به یکدیگر رسانده است. الکس آرزوی تبدیلشدن به یک بازیگر سیرک را در سر داشت، اما اعتیادش به الکل، رؤیاهای او را از بین برده است. در سوی دیگر، میشل یک نقاش شکستخورده است که کمکم بینایی خود را از دست میدهد. تمام دارایی آنها، یکدیگرند و جز این، تنها چیزی که دارند، پل کهنه و فرسوده پون نوف است.
فیلم The Lovers on the Bridge عشق را بهعنوان یک تکیهگاه موقت به تصویر میکشد؛ پناهی کوتاه در دنیایی بیرحم. اگرچه الکس و میشل در کنار هم لحظاتی از زیبایی و امید را تجربه میکنند، اما سایهی تراژدی در هر فریم فیلم نمایان است. امید به رستگاری آنها اندک است، و همین مسئله، فضای فیلم را بیش از پیش تاریک و تلخ میکند. گذشته، حال و آیندهی این دو سرشار از اندوه است، و پیوند میان آنها تنها لحظهای وقفه در این چرخهی بیپایان از تراژدی محسوب میشود.
11. Trouble Every Day

در آغاز قرن ۲۱، بسیاری از فیلمسازان فرانسوی به سمت کاوش در تمهای تاریک حرکت کردند، تا حدی که بسیاری از آثار آنها دیگر مناسب تماشا با خانواده نبودند. کلیر دنی، یکی از برجستهترین کارگردانان این دوره، با ساخت فیلم Trouble Every Day یکی از افراطیترین آثار سینمای فرانسه را به نمایش گذاشت.
این فیلم در دستهی آثار خونآشامی قرار میگیرد، اما برخلاف نمونههای معمول، عطش خون و خشونت در آن به سطحی بیسابقه میرسد. داستان دربارهی شین براون (با بازی وینسنت گالو) است، مردی آمریکایی که همراه همسرش جون (با بازی تریشا وسی) برای ماهعسل به پاریس میرود. اما شین گرفتار بیماری عجیبی است که او را بهطور شهوانی به خوردن گوشت انسان وسوسه میکند—موضوعی که همسرش از آن بیاطلاع است. او در نهایت با کُر (با بازی بئاتریس دال) آشنا میشود، زنی که به همان بیماری مبتلاست، اما با شدت و عطشی مهارناشدنیتر. شباهت این دو به یکدیگر، آنها را به سمت رابطهای پرشور و خطرناک سوق میدهد.
اگر بتوانید تا پایان، صحنههای شوکهکننده و تاریک فیلم را تحمل کنید، Trouble Every Day به یکی از فراموشنشدنیترین تجربههای سینمایی شما تبدیل خواهد شد.
10. Phantom Thread

فیلم Phantom Thread یکی از آثار خاص در کارنامهی پاول توماس اندرسون است که در عین حال نشاندهندهی شخصیت خاص اوست. در این اثر، به ویژه علاقهی او به روابط پیچیده و عجیب، و همچنین اشتیاقش برای بازسازی دورههای تاریخی در سینما دیده میشود، جایی که افراد از طبقات بالای جامعه به طور عمیق با طبقات پایین در هم آمیخته و هیچ تمایزی میان این دو باقی نمیماند. Phantom Thread در حقیقت یک کمدی رمانتیک تاریک است که خود را در قالب یک درام تاریخی پنهان میکند و به پاول توماس اندرسون این فرصت را میدهد تا رفتارهای تاریک و خبیث را به شیوهای شوخطبعانه در فیلم به کار ببرد.
در این فیلم، دنیل دی لوئیس، بازیگر اسطورهای سینما، در نقش رینولدز وودکاک ظاهر میشود، طراح مدی که در دههی ۱۹۵۰ در لندن زندگی میکند و به طرز شدیدی وسواس و علاقه به تشریفات و نمایشهای ظاهری دارد. خلق و خوی عجیب او توسط مردم به نبوغ بیش از حدش نسبت داده میشود. آلما السون (با بازی ویکی کریپس)، ندیمهای است که توانایی جلب توجه و سرگرم کردن رینولدز را دارد و به معشوقهاش تبدیل میشود. در ابتدا، آلما جایگاه خود را در ساختار اجتماعی پایین میبیند و از جایگاهش در برنامههای رینولدز راضی است، اما به تدریج ارزش و اهمیت خود را نزد رینولدز بیشتر درک میکند که باعث تغییر تعادل قدرت در رابطهی آنها میشود. Phantom Thread به کاوش در شخصیتهای این زوج میپردازد که به طرز شگفتانگیزی کاملاً مکمل یکدیگر در خلق و خوهای عجیبشان هستند.
9. Blue Valentine

فیلم Blue Valentine با بازی رایان گاسلینگ و میشل ویلیامز در نقشهای اصلی، داستان زندگی زناشویی سیندی و دین و دخترشان فرانکی را روایت میکند. رابطهی آنها به مرور زمان دچار افول میشود و به جایی میرسد که تلاش برای حفظ آن بسیار دشوار است. Blue Valentine به بررسی مسائل کوچک اما حیاتی میپردازد که به مرور زمان میتواند روابط را به سمت جدایی سوق دهد. این فیلم داستانی دردناک از جدایی است و حتی غمانگیزتر از آن، تلاشهای سخت اما بیثمر سیندی و دین برای بازسازی زندگی زناشوییشان است که تماشای آن تجربهای سخت و ناراحتکننده میسازد.
پایان Blue Valentine باز است و تصمیم را به عهدهی مخاطب میگذارد که تصمیم بگیرد آیا این دو توانستهاند با وجود تمام تفاوتهایشان رابطهشان را حفظ کنند یا این که دیگر نمیتوانند و رابطهشان در همین نقطه از هم میپاشد. فیلم Blue Valentine به شکلی عمیق و تروماتیک در مورد عشق، فقدان، خشم و ترس کاوش میکند.
8. In a Lonely Place

در هیچ فیلمی، شخصیت همفری بوگارت به اندازه فیلم In a Lonely Place پیچیده و عمیق نیست. این اثر نیکولاس ری باعث میشود تا سایر فیلمهای سبک نوآر در چشمتان به نظر کمعمق بیایند. دیکسون استیل با بازی همفری بوگارت، فیلمنامهنویسی است که این روزها از درخشش سابق خود فاصله گرفته و بدتر از همه، مظنون به قتل یک زن شده است. این اتفاق درست زمانی رخ میدهد که او رابطهای عاشقانه با همسایهاش لارا گری (با بازی گلوریا گراهام) آغاز میکند.
فیلمنامهی این اثر از رمانی به همین نام اثر دوروتی بی. هیوز اقتباس شده و پر از وقایع پیچیده و عجیب است، به گونهای که میتوان داستان In a Lonely Place را یکی از بهترین داستانهای جنایی تاریخ سینما به شمار آورد. اما نقطهی برجسته فیلم نه در داستان قتل و رمزآلود بودن آن، بلکه در پیچیدگی و عمق رابطهی بین دیکسون و لارا است. لارا تلاش میکند تا دیکسون را از زندگی الکلی و بیهدف رها کند و او را به مسیر درستی بازگرداند تا با بهرهگیری از استعداد طبیعیاش، به قلههای حرفهای خود بازگردد. اما داستان به پیچشی عجیب و روانشناختی میرسد و به سمتی تاریک و خطرناک میرود، تا جایی که پیشبینی اینکه آیا دیکسون تغییر خواهد کرد یا به شیوههای گذشتهاش ادامه میدهد، روز به روز سختتر میشود.
7. Le Bonheur

انیس واردا یکی از هوشمندانهترین قمارهای تاریخ سینما را در فیلم Le Bonheur انجام میدهد. او در این فیلم داستانی را روایت میکند که احتمالاً دیگر کارگردانان مرد سینمای فرانسه آن را یک کمدی اروتیک بیمغز و پوچ میخواندند. واردا با استفاده از رنگهای روشن، تدوین آرام و موسیقی ظریف و سبکبال، یک داستان عاشقانه میسازد که در حقیقت میتواند به مثابه یک فیلم ترسناک نیز عمل کند.
پس از تماشای Le Bonheur، تصور فیلمی که با همین ابزارهای سینمایی، داستانی به این اندازه عاشقانه و بزرگسالانه را تعریف کند، بسیار دشوار است؛ داستانی که به بررسی بلایایی میپردازد که یک مرد میتواند نه تنها بر سر یک زن، بلکه بر تمامی چیزهایی که به نوعی بوی زنانه دارند، بیاورد. در این فیلم، واردا یک زن و شوهر را به عنوان شخصیتهای اصلی انتخاب میکند و با نشان دادن اعمال غریزی و وحشیانه مرد نسبت به زن و تمام ویژگیهای زنانه، پایانبندیای را رقم میزند که جزو ترسناکترین پایانهای تاریخ سینما به شمار میرود.
6. Double Suicide

فیلم Double Suicide که در سال ۱۹۶۹ اکران شد، حتی با استانداردهای امروزی نیز فیلمی مدرن به حساب میآید. این اثر از موج نو ژاپن به کارگردانی ماساهیرو شینودا، کمتر از آنچه که شایستهاش بود، مورد توجه قرار گرفته است. فیلمهایی که توانستند مانند Double Suicide احساسات انسانی را به این اندازه عمیق و گیرا روی پردههای سینما بیاورند، انگشتشمارند. این فیلم یک اثر ناب سینمایی است که با استفاده از تمام تکنیکهای ممکن، یک قصه عاشقانه تاریک و شگفتآور را خلق میکند.
داستان فیلم دربارهی جیهی است، تاجر کاغذی در قرن ۱۸ ژاپن که علیرغم داشتن خانواده و فرزند، عاشق یک فاحشه میشود، فاحشهای که بسیاری از مردان دیگر نیز به دنبال او هستند. پس از اینکه جیهی در آزاد کردن معشوقهاش از بند فاحشگی ناتوان میشود، تصمیم میگیرد که اگر دنیا به آنها اجازهی بودن با یکدیگر را نمیدهد، با معشوقهاش خودکشی دونفرهای انجام دهد. این اثر یکی از تاریکترین آثار عاشقانه نه تنها در سینمای ژاپن، بلکه در تاریخ سینماست که تجربهای عجیب و به یادماندنی را برای تماشاگران رقم میزند.
5. Revolutionary Road

کیت وینسنت و لئوناردو دیکاپریو بار دیگر در یک داستان عاشقانه در کنار هم بر پردههای سینما میآیند، اما این بار مرگ عشق، امید و رویاهایشان با آرامش و سوزش بیشتری رخ میدهد. فیلم از آغاز رابطه آنها شروع میشود، رابطهای که با گذر زمان به ورطه کلافگی، استیصال و درد میافتد.
مشکل رابطه آپریل و فرانک به مشکلات زندگی در پاریس، رویاهای دستنیافتنیشان و حرفه پر تلاطمشان باز میگردد. با وجود تمام سختیها و دردها، رابطه آنها همچنان یکدیگر را نگه میدارد، تا زمانی که آپریل متوجه میشود دیگر هیچ عشقی نسبت به شوهرش ندارد. پایان فیلم بسیار تراژیک و غیرمنتظره است و داستانی که از ابتدا با سردی و تاریکی آغاز شده بود، با پایانی به همان اندازه تلخ به پایان میرسد.
4. The Piano

شاید یکی از حیرتانگیزترین ویژگیهای فیلم The Piano این باشد که با وجود تم تاریک و ناخوشایند آن، همانند دیگر آثار جین کمپیون، توانست موفقیت خوبی در گیشهها به دست آورد. این فیلم داستان دو رابطه رمانتیک را روایت میکند که با وجود پیچیدگی و دردناکی آنها، نمیتوان به راحتی آنها را رمانتیک به شمار آورد. با این حال، به دلیل تم و اتمسفر خاص فیلم، این اثر توانست به موفقیت جهانی ۱۴۰ میلیون دلار دست پیدا کند.
این موفقیت را میتوان به نبوغ کمپیون در پنهان کردن هدف اصلی فیلم نسبت داد. در نگاه اول، فیلم The Piano داستان یک عشق سوزان را روایت میکند که احتمالا دلیل فروش بالای آن است. در ابتدا، داستان درباره یک زن کر و لال اسکاتلندی (با بازی هالی هانتر) است که پس از رهایی از ازدواج اجباریاش با یک مهاجر نیوزیلندی (با بازی سم نیل)، در آغوش یک ملوان بازنشسته (با بازی هاروی کایتل) به آرامش میرسد. اما با بررسی دقیقتر، متوجه میشویم که این اثر در واقع یک کاوش در مردسالاری و تأثیر آن بر روابط زناشویی است
3. Badlands

اگر بخواهیم لیستی از فیلمهای عاشقانه تاریک تهیه کنیم، شاید ترنس مالیک سریعاً به ذهنمان نیاید. با این حال، او کار خود را با فیلمی آغاز کرد که اکنون در رتبه سوم برترین فیلمهای عاشقانه تاریک تاریخ سینما قرار دارد. این اثر را میتوان در زیرشاخههای نئو-نوآر و نئو-وسترن هم قرار داد و جزو یکی از هیجانانگیزترین آثار عصر جدید هالیوود به حساب میآید. ترنس مالیک در این فیلم طراحی ساختارشکن آرتور پن در فیلم بانی و کلاید را بهکار میبرد و مرزهای آن را از جنبههای زیباییشناسی، سیاسی و روانشناختی گسترش میدهد.
داستان فیلم تقریباً بر اساس زندگی قاتل سریالی چارلز استارکودر و دوستدخترش کاریل آن فوگیت ساخته شده است. در این فیلم، دختر ۱۵ سالهای به نام هولی سارگیس (با بازی سیسی اسپیسک) از داکوتای جنوبی با جنگجوی سابق جنگ کره و جمعکننده ابزار قدیمی، کیت کاروترز (با بازی مارتین شین) دوست میشود. این دو در ادامه به یک سفر جادهای میروند و در طول آن دست به قتلهای متعددی میزنند، یکی از آنها کشتن پدر کیت است. Badlands فیلمی کنایهآمیز است که با وجود تاریک بودن، رگههای طنز و سرگرمکنندهای نیز دارد. این اثر در واقع طعنهای به فرهنگ دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ آمریکا دارد که عاشق خشونت بودند، بدون این که از آن خشونت هدف مشخصی داشته باشند.
2. Let the Right One

داستان فیلم Let the Right One In حول پسری به نام اسکار میچرخد که با یک خونآشام صد ساله که در بدن یک بچه به نام ایلای زندگی میکند، دوست میشود. عشق میان اسکار و ایلای در این فیلم، تاریک و پرتنش است. به دلیل تنهایی مشترکشان، این دو شروع به تجربیات پیچیدهای میکنند که پیوندشان با ذات تاریک ایلای، موقعیتهای تلخ و تاریکی را ایجاد میکند. عشق ممنوعهی آنها سرانجام به مسیری تراژیک منتهی میشود.
فیلم Let the Right One In به کاوش در تمهایی نظیر تنهایی، دوری از اجتماع، خشونت و از دست دادن معصومیت میپردازد. این اثر مرز بین خوب و بد را محو میکند و به همین دلیل یکی از خاکستریترین فیلمهای عاشقانه تاریک در تاریخ سینما به شمار میآید. صحنههای زیبای فیلم، بهویژه آن زمان که ایلای و اسکار در یک منطقه برفی هستند، زیبایی غمانگیزی را به نمایش میگذارند.
1. Vertigo

آلفرد هیچکاک در فیلم Vertigo (سرگیجه) نهایت هنر خود را در تعریف داستانی عاشقانه توأم با روانرنجوری به نمایش میگذارد. این فیلم جزو بزرگترین شاهکارهای کارگردان شهیر سینما است که هم عاشقانه است و هم نیست، هم دلهرهآور است و هم نیست، و نمایش چنین تضادهایی به شکل استادانه، تنها از دست کارگردانی همچون آلفرد هیچکاک برمیآید. هیچکاک در این فیلم تمام توان خود را به کار میگیرد تا بیننده را به سمتی هدایت کند که داستان را اشتباه درک کند و پس از آشکارسازی نهایی، ضربهای به مخاطب وارد کند که تا ابد فراموش نخواهد شد.
داستان فیلم درباره جان اسکاتی فرگوسن (با بازی جیمز استوارت)، کارآگاهی است که از ارتفاعات میترسد. او پروندهای را قبول میکند که در آن دوستش ادعا دارد همسرش مدلین (با بازی کیم نواک) توسط روح زنی در یک نقاشی تسخیر شده است. جان شروع به تعقیب مدلین میکند و کمکم مجذوب او میشود تا این که رابطهای عاشقانه و خطرناک میان این دو شکل میگیرد. این رابطه، متفاوت از تمام رابطههای عاشقانهای است که تا به حال در سینما دیدهاید و به همین دلیل، فیلم Vertigo در کارنامه هیچکاک و هر کارگردان دیگری، منحصر به فرد به حساب میآید. تماشای این فیلم به شما میآموزد که به شیوههای قبلی فیلم نبینید و در نحوه تماشای آثار سینمایی خود تجدید نظر کنید.