توی سینمای امروز، بازیگرایی هستن که بیشتر با نقشهای ابرقهرمانیشون شناخته میشن، ولی استعدادشون فراتر از لباسای تنگ و قدرتای عجیبه. تام هالند رو خیلیا با مرد عنکبوتی دنیای مارول میشناسن، اما کارش فقط به تاب خوردن بین آسمانخراشا و زدن تبهکارا خلاصه نمیشه. اون با انتخاب نقشهای عمیق و پیچیده توی فیلمایی بیرون از دنیای ابرقهرمانی، نشون داده که میتونه احساسات انسانی و داستانای تکاندهنده رو با قدرت به تصویر بکشه. توی این مقاله از ویجیاتو، قراره سه تا از بهترین فیلماشو مرور کنیم که ثابت میکنن هالند فقط پیتر پارکر نیست، بلکه توی دنیای واقعیتر سینما هم میدرخشه. همراهمون باشید تا ببینیم چطور این ستاره جوون فراتر از تارای عنکبوتی، دل تماشاگرا رو به دست آورده.
Cherry

«چری» یه درام جناییه که از رمان نیکو واکر الهام گرفته شده و تام هالند توش نقش یه پزشک سابق ارتش رو بازی میکنه که بعد از جنگ با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنه. زندگی چری بعد از اعتیاد به مواد مخدر و کشیده شدن به جرم و جنایت، کاملاً عوض میشه. داستان از وقتی شروع میشه که چری از دانشگاه انصراف میده، به ارتش میپیونده و به عراق میره. وقتی برمیگرده، اعتیادش شدیدتر میشه و برای تأمین مواد، حتی به سرقت از بانک رو میاره. هالند توی این فیلم سقوط یه دانشجوی شاد به دام اعتیاد و برگشتنش به یه نقطه امیدوارکننده رو با باورپذیری نشون میده و ثابت میکنه که خیلی بیشتر از یه قهرمان اکشنه.
The Devil All the Time

«شیطان همیشگی» هم از یه رمان به همین نام نوشته دونالد ری پولاک اقتباس شده و داستان چند شخصیت توی دهه ۱۹۶۰ و آخرای جنگ جهانی دوم رو دنبال میکنه. اولش انگار این داستانا به هم ربطی ندارن، ولی کمکم به شکل غافلگیرکنندهای به هم گره میخورن. فیلم پر از لحظههای تاریک و غمانگیزه و بازیگرای معروفی مثل رابرت پتینسون، بیل اسکاشگورد و سباستین استن توش هستن. تام هالند نقش آروین راسل، یه جوون توی این دنیای پرتنش رو بازی میکنه و با بازی فوقالعادهش، طوری توی ذهن میمونه که خیلیا دلشون میخواد فیلم رو دوباره ببینن.
Edge of Winter

«لبه زمستان» توی سال ۲۰۱۶ برای تام هالند که اون موقع یه بازیگر جوون و کمتجربه بود، یه نقطه عطف حساب میشه. کارگردانی این فیلم با راب کانلیه و هالند کنار جوئل کینامان حسابی درخشید. داستان درباره یه پدر تازه طلاقگرفتهست که دو پسرش رو به کلبهای توی طبیعت میبره، ولی یه طوفان اونا رو گیر میندازه. رفتارای عجیب و خشن پدر کمکم حس ناامیدی رو توی پسرا زیاد میکنه. هالند نقش برادر بزرگتر، بردلی بیکر رو بازی میکنه و با نشون دادن ترس و احساسات پیچیدهش نسبت به پدر، یه اجرای بینظیر تحویل میده.
کلام آخر
تام هالند توی کارنامش نقشهایی داره که فراتر از هیجان مرد عنکبوتی، با عمق احساسی و بازیهای درخشانش به یاد میمونن. فیلمایی مثل «چری»، «شیطان همیشگی» و «لبه زمستان» نشون میدن که اون میتونه شخصیتای چندلایه و پرتنش رو با صداقت بازی کنه. چیزی که هالند رو خاص میکنه، فقط مهارتای فیزیکیش نیست، بلکه تواناییش توی ارتباط عاطفی با مخاطب و زنده کردن آدمای شکنندهست. حالا شما بگید! کدوم نقش هالند بیرون از مارول براتون جذابتره؟ کدوم فیلمش بیشتر تحت تأثیرتون گذاشته؟ نظراتتون رو توی کامنتا با ما درمیون بذارید!