
مأمور برجسته سازمان CIA، برندون کولبی (با بازی مایکل فاسبندر)، ناگهان زودتر از موعد مقرر از مأموریت مخفی خود در اتیوپی به مقر این سازمان در لندن احضار میشود. او در پوشش یک معلم، به جاسوسی برای ایالات متحده مشغول بوده، اما مأموریت او تنها بخشی از ماجراست؛ زیرا در این مدت، او عاشق زنی محلی به نام سامیا زهیر (با بازی جودی ترنر-اسمیت) شده است. برندون پس از لو رفتن هویت جعلیاش، به سازمان اطلاع میدهد که ارتباطش با سامیا کاملاً قطع شده، اما به نظر میرسد که این عشق فراتر از مسائل امنیت ملی است. با ویجیاتو همراه باشید تا نقدی بر سریال The Agency داشته باشیم.
تقابل میان احساسات و وظیفه، محور اصلی سریال جدید شبکه Paramount محسوب میشود. این اثر تلاش دارد تا داستانهای جاسوسی را در کنار پیچیدگیهای احساسی شخصیتها پیش ببرد. در حالی که بخشهای جاسوسی از هیجان کافی برخوردارند، گاهی به دلیل توضیحات اضافی از سوی مأموران، ریتم داستان کند میشود. این امر اگرچه به درک بهتر عملیات کمک میکند، اما در عین حال از فضای واقعی و سنگین یک درام جاسوسی میکاهد.
در برخی مأموریتها، مسیر داستان نه بر اساس منطق، بلکه صرفاً با تصمیم نویسندگان تغییر میکند. شخصیتهایی که دارای جایگاه مهمی در سازمان هستند، گاهی بدون تأثیر جدی بر روند داستان حذف میشوند و سریال به شکل غیرمنطقی به مسیر خود ادامه میدهد. در نتیجه، فقدان برخی شخصیتها آنطور که باید تأثیرگذار نیست و فضای داستانی پیوستگی لازم را از دست میدهد.
رابطه عاشقانه بین برندون و سامیا با شدت بالایی نمایش داده میشود، اما سریال در باورپذیری این عشق چندان موفق نیست. بیننده دلیل این فداکاریهای بزرگ برندون را درک نمیکند، به همین دلیل با تصمیمات او همذاتپنداری ندارد. با این حال، بازی فوقالعاده مایکل فاسبندر و جودی ترنر-اسمیت، به ویژه فاسبندر، از نقاط قوت اثر محسوب میشود.

یکی از مشکلات سریال، کمبود اهمیت برخی شخصیتهای کلیدی است. رئیس سازمان (با بازی ریچارد گییر) نقش پررنگی در روند داستان ایفا نمیکند، در حالی که جفری رایت به عنوان سرپرست برندون در ابتدا نقش مهمی دارد، اما به تدریج به یک شخصیت مکمل تبدیل میشود. شاید در فصلهای بعدی این شخصیتها بیشتر مورد توجه قرار گیرند، اما در این فصل حضور آنها چندان تأثیرگذار نیست.
با وجود یک شروع هیجانانگیز و مأموریتهای پرتنش، جمعبندی نهایی سریال کمی ضعیف به نظر میرسد. موفقیت ناگهانی عملیاتها، باعث کاهش حس واقعگرایی شده و از جدیت آن به عنوان یک درام جاسوسی کاسته است. با این حال، کارگردانی، فیلمبرداری و تدوین قوی، تا حد زیادی کاستیهای داستانی را جبران کردهاند و فضای مناسبی را برای روایت ماجرا ایجاد کردهاند.

در نهایت، سریال The Agency موفق شده است بحران هویت در دنیای مدرن را از دریچه زندگی یک جاسوس به تصویر بکشد. رابطه برندون با دخترش و عشقش به سامیا، محور اصلی این روایت است. این سریال نه تنها در مورد مأموریتهای جاسوسی، بلکه درباره هویت، ملیت، خانواده و آنچه که یک فرد را تعریف میکند، صحبت میکند.
سریال The Agency تلاش دارد میان احساسات و وظیفه توازن برقرار کند. این اثر در نمایش بحران هویت موفق است، اما به عنوان یک درام جاسوسی، در حد یک درام احساسی ظاهر میشود. با این حال، اگر در فصلهای آینده پیچیدگی داستانی و رشد شخصیتها بیشتر شود، میتوان انتظار یک سریال جذابتر و منسجمتر را داشت.