در ادامه به نقد و بررسی بیشتر این فیلم خواهیم پرداخت. 🎥

«خطر پرواز» فیلمی ساده و بیآلایش است 🎬. با بودجهای تنها ۲۵ میلیون دلار، بیشتر داستان در داخل یک هواپیمای کوچک ملخی روایت میشود ✈️. مدت زمان فیلم ۹۱ دقیقه است و فقط سه بازیگر در آن حضور دارند 👥. داستان آن خیلی ساده و قابل درک است 📖. این فیلم بیشتر به نظر میرسد که اولین کار یک کارگردان تازهکار است 🆕، با اینکه برخی محدودیتهای آشکار همچون بودجه پایین در آن احساس میشود 💸.
اما جالب است که این فیلم اثر یک کارگردان تازهکار نیست 🤔. بلکه ساخته مل گیبسون است، کسی که سابقه کارگردانی فیلمهای تاریخی سنگین و حماسی همچون «شجاعدل» و «مصائب مسیح» را دارد 🎥. با اینکه گیبسون به دلیل رفتارهای ناخوشایند و دیدگاههای شخصی خاصش از هالیوود به حاشیه رانده شده است 😔، اما همیشه آثارش فاقد جاهطلبی نبودهاند 🏆.
با دیدن «خطر پرواز»، سوالی که پیش میآید این است که چگونه گیبسون توانسته سبک خاص خود را در فضای محدود و تنگ یک فیلم مهیج حفظ کند 🤨؟! اگرچه این فیلم به مقیاس آثار گذشته او نمیرسد 📉، اما آیا میتواند در حد فیلمهای افسانهای و مهیج آلفرد هیچکاک قرار بگیرد؟ 🤷♂️

اما پیش از پاسخ دادن به پرسشها، داستان فیلم «خطر پرواز» به این شرح است 📜: مارشال فدرال مدلین، شاهدی به نام وینستون را از یک منطقه برفی در آلاسکا به مقصد یک منطقه امن میآورد 🏔️. برای این مأموریت، فدرالها یک هواپیمای خصوصی از داریل بوث، خلبانی که شبیه مارک والبرگ است، اجاره میکنند ✈️. اما وقتی هواپیما به ارتفاع میرسد، حقیقت ناخوشایند آشکار میشود 😱: خلبان در واقع قاتل اجیر شده است که مأموریت دارد شاهد را از بین ببرد 💀. این نکته قبلاً در مواد تبلیغاتی فیلم ذکر شده است 🎬.
بنابراین، جذابیت اصلی فیلم در این است که چطور این وضعیت پیچیده حل میشود و آیا مارشال میتواند هواپیما را به سلامت فرود آورد بدون اینکه جان کسی به خطر بیفتد 👀. با این پیشزمینه، بیننده انتظار یک فیلم مهیج و پرتنش دارد 🎥.
اما در عمل، فیلم «Flight Risk» نشان میدهد که حرفه گیبسون در حال افول است 🚶♂️. در سال ۲۰۱۶، او با فیلم جنگیاش «Hacksaw Ridge» به شش رشته اسکار نامزد شد 🏆، اما بهزودی پس از آن به آغوش مجریهای جنجالی و راستگرا بازگشت و فرصت بازگشت به آکادمی را از دست داد 😔.

اخیراً گیبسون به عنوان «سفیر هالیوود» برای دولت ترامپ معرفی شد 🏛️، هرچند جزئیات مأموریت او هنوز مشخص نیست 🤔. با این حال، فیلم «Flight Risk» ممکن است آخرین فرصت او برای نشان دادن دیپلماسی معقول باشد 🌍. این فیلم تریلری ساده با کمی رنگوبوی سیاسی است 🗣️ و هیچ پیام اخلاقی سنگینی ندارد 💬. در نتیجه، خبری از اثری حماسی یا موعظهگونه نیست 🎭، بلکه فیلمی سبک و مناسب برای تماشا در یک بعدازظهر جمعه دلگیر است ☁️.
اما «Flight Risk» فیلمی است که دیگر بوی آثار گذشته گیبسون را نمیدهد 🎬. این نتیجهای گیجکننده است 🤷♂️، مخصوصاً برای کارگردانی که همیشه بحثبرانگیز بوده است. البته هیچ فیلمی بدون سیاست نیست 🎥. همه آثار هنری به نوعی سیاسی هستند 🌐، اما گیبسون در این فیلم کمبودجه تلاش کرده تا بیطرف باقی بماند 🤝.
او هیچ پیامی تبلیغ نمیکند و از هرگونه تلاش برای موعظه و تبلیغ دوری کرده است 🛑. «Flight Risk» به اندازه یک رمان فرودگاهی سطحی و آبنبات کممایه است 🍬. شاید گیبسون احساس کرده که دیدگاههای سیاسیاش ممکن است تماشاگران آمریکایی را دور کند 🙄، بنابراین بهترین رفتار ممکن را پیش گرفت 🤷♂️.
با این حال، آیا او میتواند فیلمی با ۲۵ میلیون دلار بسازد؟ بله 💵. آیا داستان را بهطور کارآمد روایت میکند؟ بله 📖. آیا بازیگران خوبی دارد؟ بله 👏. اما آیا فیلم تنشدار و شیک است؟ اصلاً 🚫.

به نظر میرسد که در «Flight Risk» هیچ چیز برای هیجان یا آزردن مخاطب وجود ندارد 🎭، و این احتمالاً به دلیل یک فیلمنامه مشکلدار و کلیشهای است 📉. از همان ابتدا مشخص میشود که این فیلم بیشتر یک کمدی سیاه است تا یک فیلم مهیج 😅. این روند در سراسر فیلم ادامه دارد و شخصیتها که در کابین هواپیما محبوس شدهاند، به جای درام، یک کمدی ضعیف را اجرا میکنند 🤦♂️.
در این فیلم، توفر گریس بیوقفه حرف میزند و نقش یک حسابدار عصبی را ایفا میکند که به دلیل شخصیت ملایمش با افراد خطرناک درگیر میشود 🤓. میشل داکری نقش یک مارشال فدرال سختگیر را بازی میکند 💪، در حالی که مارک والبرگ با کلاهگیس بیمو، چشمهای گرد و دندانهای نمایان، تلاش میکند حس یک جامعهستیز را القا کند 😬.
در کل، فیلم چنگی به دل نمیزند 🚫. با اینکه جهتگیری فیلم مشخص است، اما به شدت فاقد عنصر کمدی است 😂. دیالوگهای هوشمندانه میتوانستند وضعیت را نجات دهند، اما در این زمینه نیز فیلم شکست خورده است 🥀. جارد روزنبرگ نویسنده فیلمنامه، این فیلم را به عنوان اولین اثر خود نوشته و فقط بیست دقیقه اول جذاب و پرکشش است 🎬.
زمانی که داستان در حال شکلگیری است، پس از اینکه خلبان قاتل از هوش میرود و در پشت کابین زندانی میشود، داستان از آن لحظه تا پایان تقریباً درجا میزند ⏳. نکته منفی دیگر این است که شخصیتها عملاً فقط با یکدیگر صحبت میکنند 🗣️، گاهی با هم و گاهی با همکارانشان روی زمین از طریق تلفن همراه 📱. دیالوگها به صورت متوسط نوشته شدهاند و دنبال کردن آنها خستهکننده است 💤.

از نظر منطقی، اینجا یک تقابل کلامی لازم است که در آن قاتل سعی میکند شاهد را متقاعد کند تا به طرف او بپیوندد 🗣️. اما تنها چیزی که نویسنده توانسته است خلق کند، تهدیدهای پوچ از سوی قاتل است 💥. همچنین یک خط داستانی جنایی درباره یک خبرچین مافیا در میان فدرالها وجود دارد، اما این خط داستانی نیز سطحی، قابل پیشبینی و مستقیم است 🔍.
بیشتر اتفاقات فیلم در کابین تنگ هواپیما رخ میدهد ✈️. خب، کابین تنگ است، اما کار دوربین نیز سوالات ناخوشایندی درباره تکنیکهای هنری ایجاد میکند 🎥. لنز دوربین اغلب چهره شخصیتها را بیش از حد نزدیک نشان میدهد تا بر محدودیت فضا تأکید کند 🔍. اما به جای ایجاد حس اضطراب و تنگنایی، این تکنیک فقط باعث تحریک و ناراحتی میشود 😖. همچنین، فیلم تعداد بسیار کمی از صحنههای خارجی از بالا را دارد 🏞️ — به اندازهای که نتوان آن را به عدم وجود کامل متهم کرد، اما به اندازهای نیست که بتواند روایت خستهکننده داخل هواپیما را جبران کند 🚫.
بنابراین، با چنین محتوایی فکر میکنید هدف گیبسون خنداندن تماشاگر نبود؟ 🤔 مطمئناً این هدف اصلی او نبود، اما چطور میتوان توضیح داد که والبرگ را به بزرگترین آدم مزخرف دنیا تبدیل کرده و حتی بخشی از سرش را تراشیده تا ظاهرش با رفتارش هماهنگ باشد? 😆 اگر حداقل سر تاسش را صیقل میدادند تا واقعاً شبیه یک تاسی به نظر برسد، اما نه! 🙄 در بسیاری از صحنهها، موهای کوتاه و در حال رشد او دیده میشود 👀. این نوع سهلانگاریها باید آزاردهنده باشند، اما در اینجا، با توجه به ماهیت کلی و کیفیت فیلم، سخت است که حتی کمی نخندید یا حداقل قدردان نباشید که با چه فیلم مسخرهای روبرو هستیم 🤷♂️.
همچنین باید بدانید فیلم سه موقعیت خطرناک را به نمایش میگذارد که در آنها هواپیما در آستانهی برخورد قرار میگیرد 🚨. اما اگر اولین مورد فقط ارزان و در حد یک جامپاسکر به نظر میرسد 😱، دو مورد بعدی به قدری قوانین فیزیک را نادیده میگیرند که اگر وین دیزل آنها را در قسمت بعدی «Fast & Furious» بازسازی کند، کسی تعجب نخواهد کرد 🚗💨. میتوان گفت این صحنهها از آن دسته هستند که «بهتر بود اصلاً ساخته نمیشدند» 🤦♂️، اما حالا که وجود دارند، باید با آنها کنار آمد 😅.

تمام این نکات باعث میشود بگوییم «خطر پرواز» بیشتر شبیه فیلمی است که نه توسط مل گیبسون برای اکران گسترده، بلکه توسط یک کارگردان گمنام برای یک پلتفرم استریمینگ ساخته شده است 🎬. فیلم کمی ارزان و آشکارا متوسط به نظر میرسد 💸، اما با توجه به مدت زمان کوتاه آن، فرصتی برای خستهکردن بیننده ندارد ⏱️. بنابراین میتوان از آن به عنوان یک سرگرمی ساده برای گذراندن یک شب استفاده کرد 🌙، بدون اینکه انتظار یک اثر عمیق یا شاهکاری سینمایی را داشته باشید 🎥 — این فیلم تنها میتواند حداقل انتظارات را برآورده کند، نه بیشتر.
در مجموع، «خطر پرواز» فیلمی است که میتوان آن را از دو منظر متفاوت نگاه کرد 👀. از یک طرف، این فیلم صرفاً یک فیلم اکشن کلیشهای است 🔫 و اگر تصمیم بگیرید آن را اینگونه ببینید، باید بگویم که… متوسط است 🤷♂️. داستان به نسبت کلیشهای بودنش سرپا ایستاده، اما هیچ تنشی در آن وجود ندارد 😐 و در عوض، توطئهی داستان به اندازهی گودالهای آب امروزی سطحی است 🕳️ و شخصیتها کلیشهای و تکراری هستند 🦸♂️.
از طرف دیگر، این فیلم یک کمدی مسخره است 😂، فیلمی به شدت کلیشهای با شخصیتهایی به طرز غیرقابل باوری اغراقآمیز که میتوانید با خیال راحت آن را با لبخندی روی صورت تماشا کنید 😆 و از این ضعفهایش لذت ببرید 🎉. پس در آخر آیا تماشای فیلم جدید مل گیبسون را توصیه میکنم؟ در کل، بله چون به میل و نیاز مخاطب ایرانی میخورد 🇮🇷. اما ترجیحاً فیلم را با گروهی از دوستان و در حالی که حسابی سرحال هستید تماشا کنید 🎉. اما کسانی که فقط انتظار یک فیلم اکشن خوب را دارند، باید بدانند این فیلم مورد پسند آنها نیست ❌.

نقاط قوت:
– مارک والبرگ به طرز خندهداری بیادب است؛
– کلی حماقت داستانی وجود دارد، اما میتوان از آنها خوب خندید؛
– کوتاه است و سریع تماشا میشود.
نقاط ضعف:
– کلی حماقت داستانی؛
– قابل پیشبینی بودن؛
– شخصیتهای سطحی و بیروح؛
– چندین خط داستانی که به هیچجا نمیرسند.
«خطر پرواز» فیلم خوبی نیست، اما از آن دسته شکستهایی است که اگر از تماشای سقوطها، تصادفها و ویدیوهای اینترنتی که در آنها کسی به شکلی خندهدار به خودش آسیب میزند لذت میبرید، میتوانید با آن خوش بگذرانید. این فیلم به طور کلی بد است و حتی شایستهی نمرهی پایینتری است، اما اگر به آن به عنوان یک کمدی ناخواسته نگاه کنید، خندهدار است.