فیلم “یک درد واقعی” به کارگردانی جسی آیزنبرگ، یک کمدی-درام جادهای است که به بررسی ماهیت درد و همدلی میپردازد. داستان دربارهی دو مرد یهودی، دیوید و بنجی است که به لهستان میروند تا ریشههای خانوادگی خود و رنجهای گذشته را کشف کنند. دیوید مردی محتاط و خانوادگی است، در حالی که بنجی شخصیتی سرکش و رها دارد که به جستجوی روابط موقت و واقعی علاقهمند است.
در طول سفر، فیلم به بررسی تفاوتهای شخصیتهای دو پسرعمو میپردازد و سوالاتی اخلاقی دربارهی همدلی و همدردی با دیگران مطرح میکند. دیوید به شدت به وضعیت روانی بنجی حساس است و نگرانیهای زیادی دربارهی او دارد، اما در نهایت متوجه میشود که نمیتواند واقعاً درد بنجی را درک کند. در این مسیر، مفهوم “همدلی” مطرح میشود و فیلم نشان میدهد که حتی اگر از درد دیگران آگاه شویم، ممکن است نتوانیم آن را به طور کامل درک کنیم.
این فیلم همچنین با مفهومی به نام “توریسم تروما” سر و کار دارد؛ نوعی گردشگری که هدفش آشنایی با رنجهای تاریخی است اما ممکن است تبدیل به تفریحی اخلاقمدارانه برای ثروتمندان شود. در نهایت، این فیلم به این نتیجه میرسد که در مواجهه با رنج دیگران، تنها میتوانیم آن را تماشا کنیم، بدون اینکه واقعاً بتوانیم دردی را دوا کنیم.